Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (10 milliseconds)
English
Persian
radio waves
امواج رادیویی
Search result with all words
homing
روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
beacon
امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
beacons
امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
back scattering
توزیع معکوس امواج رادیویی
back scattering
پخش معکوس امواج رادیویی
coastal refraction
انعکاس ساحلی امواج رادیویی
coastal refraction
تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
homing device
رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
influence mine
مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
low frequency
امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
radio interference
تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
radio control
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
sweep jamming
امواج سیار پارازیت رادیویی
wave front
جبهه امواج رادیویی
CB
مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
Other Matches
cone of silence
مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
confusion reflector
وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
modulation
سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
modulates
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulate
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulating
مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
radiation scattering
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
emission control
کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
radio button
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
radiological monitoring
ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
trapping
اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
radioing
رادیویی
radio
رادیویی
radioed
رادیویی
radios
رادیویی
broadcasting
رادیویی
ground swell
امواج
radiophoto
عکاسی رادیویی
play by play
پخش رادیویی
radiophotograph
عکس رادیویی
r.f.
بسامد رادیویی
radio silence
سکوت رادیویی
radiographic
عکس رادیویی
receiving set
گیرنده رادیویی
radiometeorograph
هوانگار رادیویی
hertzian wave
موج رادیویی
wave
موج رادیویی
listening silence
سکوت رادیویی
radio wave
موج رادیویی
radiographic
مخابرات رادیویی
radmail
پست رادیویی
phototelegraphy
عکاسی رادیویی
call sign
معرف رادیویی
call signs
معرف رادیویی
radio beacon
بیکن رادیویی
metal locator
فلزیاب رادیویی
electronic locator
فلزیاب رادیویی
radio horizon
افق رادیویی
radio match
رویارویی رادیویی
radio interference
پارازیت رادیویی
radio alimeter
فرازیاب رادیویی
radio link
پیوند رادیویی
radio receiver
گیرنده رادیویی
radio broadcasting
پخش رادیویی
radio metal locator
فلزیاب رادیویی
radio call sign
معرف رادیویی
telephoto
عکاسی رادیویی
radio sextant
سکستانت رادیویی
radio frequencies
فرکانسهای رادیویی
radio ferquency
بسامد رادیویی
radio dicipline
انضباط رادیویی
radio detection
اکتشاف رادیویی
radio control
فرمان رادیویی
radio compass
قطبنمای رادیویی
radio frequency
فرکانس رادیویی
radio navigation
ناوبری رادیویی
waved
موج رادیویی
facsimile
عکس رادیویی
telephotography
عکاسی رادیویی
facsimiles
عکاسی رادیویی
facsimiles
عکس رادیویی
radio telescope
تلسکوپ رادیویی
compere
مجریبرنامهتلویزیونییا رادیویی
radio telescopes
تلسکوپ رادیویی
wirephoto
عکاسی رادیویی
receiver
گیرنده رادیویی
facsimile
عکاسی رادیویی
faxing
عکاسی رادیویی
waves
موج رادیویی
waving
موج رادیویی
space radiation
تشعشع رادیویی
fax
عکاسی رادیویی
faxed
عکاسی رادیویی
faxes
عکاسی رادیویی
transmitters
فرستنده رادیویی
receivers
گیرنده رادیویی
transmitter
فرستنده رادیویی
electromagnetic waves
امواج الکترومغناطیسی
incoherent waves
امواج همدوس
oscilloscope
اشکارسازی امواج
emissions
انتشار امواج
hertzian waves
امواج هرتز
wander wave
امواج سیار
emission
انتشار امواج
crashing waves
امواج خروشان
gravitational waves
امواج جاذبه
gravity waves
امواج ثقلی
electromagnetic waves
امواج الکترومگنتیک
gravitational waves
امواج گرانشی
pulse
امواج ضربانی
spoondrift
ترشح امواج
tosser
دستخوش امواج
ground waves
امواج زمینی
reverberations
برگشت امواج
thermal waves
امواج گرمایی
the waves of the sea
امواج دریا
tidal waves
امواج جزرومدی
interference
تداخل امواج
pulsing
ضربان امواج
transient wave
امواج سیار
pulsed
امواج ضربانی
reverberation
برگشت امواج
brain waves
امواج مغزی
sky wave
امواج اسمانی
radioed
پیام رادیویی فرستادن
skip zone
منطقه کور رادیویی
radioing
پیام رادیویی فرستادن
rawinsonde
جهت یاب رادیویی
radios
پیام رادیویی فرستادن
radiotelegraph
تلگراف رادیویی کردن
net call sign
معرف رادیویی شبکه
spotter
کمک مفسر رادیویی
telemetry
مسافت سنجی رادیویی
radiotelegraphic
تلگراف رادیویی کردن
groundwave
موجهای رادیویی زمینی
radio
پیام رادیویی فرستادن
play by play
پخش رادیویی مسابقه
radio call sign
معرف ایستگاه رادیویی
high power radio station
ایستگاه رادیویی بزرگ
radio astronomy
اختر شناسی رادیویی
direction finder
جهت یاب رادیویی
tactical call sign
معرف رادیویی تاکتیکی
radio approach
دستگاه تقرب رادیویی
radio frequency transformer
مبدل بسامد رادیویی
radio frequency interference
تداخل فرکانس رادیویی
broadcasting station
ایستگاه رادیویی فرستنده
radiographs
پوتونگار عکس رادیویی
radiograph
پوتونگار عکس رادیویی
wave band
دسته امواج رادیو
interference area
ناحیه ی تداخل امواج
radio sextant
گیرنده امواج کیهانی
interference zone
ناحیه ی تداخل امواج
the waves beats or the shore
امواج به ساحل می کوبد
the wares beat the shore
خوردن امواج به ساحل
propagation
پخش امواج یا اعلامیه
high freqyency aerial
آنتن امواج بلند
echoed
برگشت امواج رادار
hertzian wave
امواج هرتز hertz
reverberations
برگشت دادن امواج
echoing
برگشت امواج رادار
echoes
برگشت امواج رادار
reverberation
برگشت دادن امواج
conical scanning
انتشار مخروطی امواج
echo
برگشت امواج رادار
conical scanning
ردیابی امواج به طورمخروطی
bleeding
باند تداخل امواج
pulsing
پرتاب امواج انرژی
attenuation
افت قدرت امواج
tidal wave
امواج جذر و مدی
airwave
امواج رادیو و تلویزیون
diathermy interference
تداخل امواج دیاترمی
twin sideband
ارتباط رادیویی دو باندی یا دوعنصری
rf
Frequency Radio فرکانس رادیویی
radio frequency amplifier
فزون ساز بسامد رادیویی
high frequency radio station
ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
r f power supply
منبع توان بسامد رادیویی
radmail
وسیله ارسال پیام رادیویی
screenwriter
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
screenwriters
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
garbage
واسط رادیویی از کانالهای مجاور
radio range station
ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
screenplays
نمایشنامه رادیویی وسینمایی یاتلویزیونی
screenplay
نمایشنامه رادیویی وسینمایی یاتلویزیونی
assault waves
امواج هجومی نفرات و وسایل
radar imagery
عکاسی به وسیله امواج رادار
altitude delay
افت ارتفاع امواج رادار
beam width
عرض ستون امواج رادار
emitter
منتشر کننده پس دهنده امواج
convergence zone
منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
radio navigation
ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
cynometer
دستگاه اندازه گیری امواج
surface reverbration
امواج برگشتی سطحی رادار
beach foam
کف دریا
[کف حاصل از برخورد امواج آب]
wave period
زمان تناوب امواج دریا
spume
کف دریا
[کف حاصل از برخورد امواج آب]
awash
سرگردان بر روی امواج دریا
inductive interference voltage
ولتاژ تداخل امواج القائی
sea foam
کف دریا
[کف حاصل از برخورد امواج آب]
ocean foam
کف دریا
[کف حاصل از برخورد امواج آب]
homing mine
مین حساس به انعکاس امواج
numbered wave
امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
oscillograph
دستگاه ثبت نوسان امواج
oscillation
تفکیک امواج اشکار سازی
oscillations
تفکیک امواج اشکار سازی
oscillator
تفکیک کننده امواج اشکارساز
oscilloscope
دستگاه نشان دهنده امواج
radiograph
پیام رادیوتلگرافی فرستادن مخابرات رادیویی
fades
از سیگنال رادیویی یا لکتریکی کم توان تر شدن
station break
وقفه برنامه فرستنده رادیویی وتلویزیونی
maintain watch
مراقبت دایمی از پیام یک فرستنده رادیویی
phototelegraphyt
مخابره تلگرافی عکس عکسبرداری رادیویی
fade
از سیگنال رادیویی یا لکتریکی کم توان تر شدن
radiographs
پیام رادیوتلگرافی فرستادن مخابرات رادیویی
high frequency radio direction finding
جهت یابی رادیویی فرکانس بالا
balloon reflector
بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
angstrom
واحد اندازه گیری طول امواج
carrier wave
موج حامل امواج رادار یا بی سیم
carrier frequency
فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
operating signal
چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
emissions
تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com