Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (9 milliseconds)
English
Persian
fisc
اموال ضبط شده
Search result with all words
ransom
وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
ransoms
وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
real
ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
conveyancing
در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
dedication
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedications
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
paraphernalia
اموال شخصی زن
accretion
افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
deed
در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
deeds
در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
assets
مال و اموال
receiver
ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
receiver
خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
receivers
ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
receivers
خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
proponent
مقام مسئول اموال یا اجرای کار
proponents
مقام مسئول اموال یا اجرای کار
safeguard
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarded
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarding
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguards
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
condemnation
ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnations
ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
tail
واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tailed
واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tails
واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
things
اموال
pound
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
inventory
فهرست اموال سیاهه
inventory
صورت اموال
cattles
اموال
chattels
اموال
salvage
اموال نجات یافته از خطر
salvaged
اموال نجات یافته از خطر
salvages
اموال نجات یافته از خطر
salvaging
اموال نجات یافته از خطر
user
انتفاع از اموال
users
انتفاع از اموال
foreign
توقیف اموال مدیون غایب
foreign
توقیف اموال مدیون خارجی
chattel
اموال منقول
wear and tear
از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
occupancy
تملک اموال بلا صاحب متصرف
accountable property officer's bond
دفتر افسر ذیحساب اموال
angary
حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف
appropriation bill
صورت ضبط اموال
article of roup
اموال مورد حراج
bill of attainder
لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
capital assets
اموال سرمایهای
class i property
اموال طبقه 1
class ii property
اموال طبقه 2
community property
اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
conclearer of stolen goods
مخفی کننده اموال مسروقه
conscription of wealth
مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
contrabanded goods
اموال و اشیا قاچاق
dediction of way
هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
distrain
ضبط اموال
distraint
توقیف اموال
elegit
حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
eminent domain
قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
equity accounts
حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
estate by curtesy
در CLقسمتی از اموال زوجه است که پس از فوتش به طریق عمری به زوج به زوج منتقل میشود لیکن به وارث وی نمیرسد
financial property
اموال پولی
fixed capital
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
fixed property
اموال غیر منقول
fungible
اموال مثلی
garnishment
اخطاری که به شخصی که اموال دیگری در ید او توقیف شده است
goods and chattels
اموال و دارائیهای منقول
goods of perishable nature
اموال سریع الفساد
grand larceny
سرقت اموال پرقیمت
hotchpot
سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
imprescriptible
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
installation property
اموال قسمت
jus disponendi
حق واگذار کردن اموال
jus postliminii
هرگاه اموال کسی در جنگ توسط دشمن اخذ و متعاقبا" پس گرفته شود
jus postliminii
حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
letters of marque
حکم ضبط اموال بیگانگان
misappropriation of public property
تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
offences against property
جرائم بر علیه اموال
personal property
اموال شخصی
personalty
اموال شخصی
plene administravit
بر این مبنا که اموال متوفی مستغرق دیونش شده است و دیگر چیزی باقی نمانده است
post property
اموال پادگانی
post property
اموال پادگان
praemunire
حکم توقیف وضبط اموال یاغیان ومتمردین
priceable things
اموال یا اشیا قیمتی
property book
دفتر اموال
property disposition
ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
property of unknown ownership
اموال مجهول المالک
property officer
افسر اموال
property officer
افسر ذیحساب اموال
property voucher
سند اموال
real property
اموال غیرمنقول
real representative
قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
real action
دعوی راجع به اموال غیر منقول
real estate broker
دلال اموال غیرمنقول
recaption
مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
Other Matches
separate estate
اموال شخصی زن
stolen goods
اموال مسروقه
tangible property
اموال عینی
tangible property
اموال ملموس
things in action
اموال دینی
things in possession
اموال عینی
state property
اموال عمومی
sequestration
حکم توقیف اموال
replaceable thing
اموال یا اشیا مثلی
waveson
اموال اب اورده بعد از غرق کشتی
sumptuary law
قانونی که با منع استفاده از بعضی اموال مصرفی جلو مخارج مصرفی زیاد را می گیرد
self defense
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com