English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
community property اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
Other Matches
things اموال
cattles اموال
chattels اموال
distrain ضبط اموال
post property اموال پادگانی
post property اموال پادگان
chattel اموال منقول
property book دفتر اموال
property officer افسر اموال
property voucher سند اموال
real property اموال غیرمنقول
personalty اموال شخصی
personal property اموال شخصی
installation property اموال قسمت
capital assets اموال سرمایهای
distraint توقیف اموال
class i property اموال طبقه 1
class ii property اموال طبقه 2
fungible اموال مثلی
assets مال و اموال
paraphernalia اموال شخصی زن
financial property اموال پولی
things in possession اموال عینی
state property اموال عمومی
separate estate اموال شخصی زن
things in action اموال دینی
inventory صورت اموال
tangible property اموال ملموس
user انتفاع از اموال
tangible property اموال عینی
users انتفاع از اموال
stolen goods اموال مسروقه
article of roup اموال مورد حراج
grand larceny سرقت اموال پرقیمت
goods of perishable nature اموال سریع الفساد
goods and chattels اموال و دارائیهای منقول
fixed property اموال غیر منقول
contrabanded goods اموال و اشیا قاچاق
fisc اموال ضبط شده
jus disponendi حق واگذار کردن اموال
property of unknown ownership اموال مجهول المالک
property officer افسر ذیحساب اموال
sequestration حکم توقیف اموال
offences against property جرائم بر علیه اموال
appropriation bill صورت ضبط اموال
real estate broker دلال اموال غیرمنقول
inventory فهرست اموال سیاهه
replaceable thing اموال یا اشیا مثلی
priceable things اموال یا اشیا قیمتی
salvaged اموال نجات یافته از خطر
safeguarded مامور حفافت پرسنل و یا اموال
salvage اموال نجات یافته از خطر
foreign توقیف اموال مدیون خارجی
salvages اموال نجات یافته از خطر
conclearer of stolen goods مخفی کننده اموال مسروقه
foreign توقیف اموال مدیون غایب
salvaging اموال نجات یافته از خطر
accountable property officer's bond دفتر افسر ذیحساب اموال
safeguard مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguards مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarding مامور حفافت پرسنل و یا اموال
letters of marque حکم ضبط اموال بیگانگان
jus postliminii حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
misappropriation of public property تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
occupancy تملک اموال بلا صاحب متصرف
wear and tear از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
real action دعوی راجع به اموال غیر منقول
proponent مقام مسئول اموال یا اجرای کار
proponents مقام مسئول اموال یا اجرای کار
waveson اموال اب اورده بعد از غرق کشتی
praemunire حکم توقیف وضبط اموال یاغیان ومتمردین
property disposition ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
conscription of wealth مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
angary حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف
hotchpot سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
receivers خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
ransoms وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
ransom وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
receiver خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
garnishment اخطاری که به شخصی که اموال دیگری در ید او توقیف شده است
elegit حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
eminent domain قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
pound محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
jus postliminii هرگاه اموال کسی در جنگ توسط دشمن اخذ و متعاقبا" پس گرفته شود
bill of attainder لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
receiver ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
receivers ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
conveyancing در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
deeds در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
deed در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
real ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
condemnation ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnations ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
recaption مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
sumptuary law قانونی که با منع استفاده از بعضی اموال مصرفی جلو مخارج مصرفی زیاد را می گیرد
equity accounts حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
dediction of way هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
plene administravit بر این مبنا که اموال متوفی مستغرق دیونش شده است و دیگر چیزی باقی نمانده است
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
tailed واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tail واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
accretion افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
tails واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
estate by curtesy در CLقسمتی از اموال زوجه است که پس از فوتش به طریق عمری به زوج به زوج منتقل میشود لیکن به وارث وی نمیرسد
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
imprescriptible وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
self defense دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
man and wife زن وشوهر
husband and wife زن وشوهر
public آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
couples زن وشوهر بهم بستن
coupled زن وشوهر بهم بستن
couple زن وشوهر بهم بستن
curtain lecture صحبتهای خصوصی زن وشوهر
The husband and wife dont get on together. زن وشوهر باهم نمی سازند
common divisor مقسوم علیه مشترک بخشیاب مشترک
joint venture سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
subscriber مشترک روزنامه وغیره مشترک
joint نیروهای مشترک عملیات مشترک
subscribers مشترک روزنامه وغیره مشترک
judicial separaion در این حالت زن وشوهر از هر جهت مجردمحسوب می شوند ولی حق ازدواج مجدد را ندارند وروابطشان با جنس مخالف زنا تلقی میشود
cooperative scorer بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
universal همگانی
communal همگانی
general همگانی
generable همگانی
public همگانی
wall-to-wall همگانی
communally همگانی
plenum همگانی
plenums همگانی
generals همگانی
nonquota همگانی
public instractions تعلیمات همگانی
universal trait صفت همگانی
universalization همگانی سازی
general جامع همگانی
public همگانی ملی
cross examination بازجویی همگانی
generals جامع همگانی
mass education اموزش همگانی
long house ماوای همگانی
universal symbol نماد همگانی
universal complex عقده همگانی
public health بهداشت همگانی
holocaust کشتار همگانی
public building بنای همگانی
family check کیش همگانی
holocausts کشتار همگانی
agora همایشگاه همگانی
pissoir ابریزگاه همگانی
pissoir شاشگاه همگانی
semipublic نیمه همگانی
mass media رسانههای همگانی
latrine ابریز همگانی
hecatomb قربانی همگانی
utility صنایع همگانی
public domain software نرم افزار همگانی
pogroms ازار وکشتار همگانی
socialized medicine بیمه پزشکی همگانی
public works کارهای ساختمانی همگانی
cafeteria messing ناهار خوری همگانی
pogrom ازار وکشتار همگانی
public traffic رفت و امد همگانی
holocaust اتش سوزی همگانی
holocausts اتش سوزی همگانی
land sturm نام نویسی همگانی
public domain software نرم افزارعمومی یا همگانی
common good خیر عمومی یا صلاح همگانی
social security بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
indignation meeting مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
sanitarian کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
gymnopaedic درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
telpak سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
party line خط مشترک
conjoint مشترک
joint مشترک
commoners مشترک
party lines خط مشترک
intercommon حق مشترک
common user مشترک
commonest مشترک
subscriber's line خط مشترک
senses حس مشترک
sensed حس مشترک
commonalities مشترک
sense حس مشترک
participant مشترک
held in common مشترک
commonality مشترک
participants مشترک
common مشترک
subscriber مشترک
subscribers مشترک
joint command یکان مشترک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com