English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
panchromatic emulsion امولسیون تمام رنگ نمایی
Other Matches
spectroscopic binary دوتایی طیف نمایی دوتایی بیناب نمایی
emulsioning امولسیون
emulsion امولسیون
emulsioned امولسیون
emulsions امولسیون
emulsion lubricant روغن امولسیون
stability of an emulsion پایداری امولسیون
stability of an emulsion ثبات امولسیون
emulsification امولسیون سازی
emulsifier مایه امولسیون
emulsifiers مایه امولسیون
bitumen emulsion امولسیون قیر
emulsifying agent عامل امولسیون کننده
emulsifor عامل امولسیون کننده
disperser عامل امولسیون کننده
acrysol امولسیون اکریل مانند
emulsifier ماده امولسیون کننده
emulsified asphalt اسفالت امولسیون شده
emulsifier عامل امولسیون کننده
emulsifiers ماده امولسیون کننده
emulsifiers عامل امولسیون کننده
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate تمام شدن تمام کردن
terminated تمام شدن تمام کردن
terminates تمام شدن تمام کردن
male protest نر نمایی
unimodal یک نمایی
modals نمایی
modal نمایی
effeminacy زن نمایی
shabbiness نخ نمایی
aberration کج نمایی
squalidity بد نمایی
squalidness بد نمایی
bimodal دو نمایی
seediness بد نمایی
exponential نمایی
transparecy پشت نمایی
transparence پشت نمایی
slow motion کند نمایی
foreshortening کوته نمایی
notoriety انگشت نمایی
grins دندان نمایی
verisimilitude راست نمایی
illusionism عمق نمایی
exponent bias پیشقدر نمایی
exponential curve منحنی نمایی
puppydom خود نمایی
puppyhood خود نمایی
grandiosity بزرگ نمایی
stereoscopics برجسته نمایی
sightliness خوش نمایی
sanctimoniousness مقدس نمایی
saber rattling قدرت نمایی
sanctified airs مقدس نمایی
sanctimony مقدس نمایی
showiness خود نمایی
spectroscopy بیناب نمایی
illusionism سه بعد نمایی
holographic image نمایی از شی سه بعدی
exponential distribution توزیع نمایی
exponential function تابع نمایی
exponential rate نرخ نمایی
exponential rate اهنگ نمایی
pearliness مروارید نمایی
transparencies پشت نمایی
transparency پشت نمایی
pretentiousness خود نمایی
ostentation خود نمایی
prewetting پیش تر نمایی
spectroscopy طیف نمایی
tokenism نمونه نمایی
grinned دندان نمایی
grinning دندان نمایی
masculine protest نرینه نمایی
maculation ملوث نمایی
characterization منش نمایی
flare خود نمایی
master stroke هنر نمایی
flares خود نمایی
dichroism دو رنگ نمایی
playing dead مرده نمایی
death feigning مرده نمایی
data display داده نمایی
boldfacing درشت نمایی
grin دندان نمایی
magnification درشت نمایی
magnifications بزرگ نمایی
magnifications درشت نمایی
exhibitionism عورت نمایی
pleading برهان نمایی
likelihood درست نمایی
magnification بزرگ نمایی
circular dischroism دو رنگ نمایی دورانی
characterising منش نمایی کردن
characterize منش نمایی کردن
characterizes منش نمایی کردن
characterizing منش نمایی کردن
lateral magnifying power درشت نمایی جانبی
characterises منش نمایی کردن
magnification factor عامل درشت نمایی
to cut a dash خود نمایی کردن
masterstrokes هنر نمایی شاهکار
masterstroke هنر نمایی شاهکار
prink خود نمایی کردن
likelihood ratio بهر درست نمایی
parades خود نمایی کردن
characterized منش نمایی کردن
characterised منش نمایی کردن
parading خود نمایی کردن
maximum liklihood درست نمایی بیشینه
paraded خود نمایی کردن
woolliness پشم نمایی پرپشمی
ebullioscopy constant ثابت غلیان نمایی
direction indicator دستگاه جهت نمایی
to prank out oneself خود نمایی کردن
parade خود نمایی کردن
magnification بزرگ سازی درشت نمایی
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
magnifications بزرگ سازی درشت نمایی
powering درشت نمایی قدرت دوربین
powered درشت نمایی قدرت دوربین
maximum likelihood method روش حداکثر درست نمایی
power درشت نمایی قدرت دوربین
perspectives عمق نمایی چشم انداز
floating point calculation محاسبات اعداد نمایی یا علمی
perspective عمق نمایی چشم انداز
powers درشت نمایی قدرت دوربین
resolution قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
resolutions قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
pedantic وابسته به عالم نمایی وفضل فروشی
sandbar جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hypsographic map نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
lap یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
full track تمام شنی خودرو تمام شنی
panorama تمام نما اینه تمام نما
panoramas تمام نما اینه تمام نما
animations ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
hypsometric diagram طرح منظری عوارض نمایی که عوارض در ان با سایه زدن مشخص شده باشد
animation ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
cheneau [ناودان با نیم نمایی از قرنیز پیچ در پیچ]
whole تمام
thorough تمام
thru تمام
rounded پر تمام
it is all up تمام شد
incomplete نا تمام
all night در تمام شب
full تمام
whole length تمام قد
full length تمام قد
complete تمام
completed تمام
It's over. تمام شد.
completing تمام
off تمام
entire تمام
through تمام
completes تمام
yame تمام
full-face تمام رخ
full face تمام رخ
out-and-out تمام
out and out تمام
lion's share تمام
full-length تمام قد
fullest تمام
fullest تمام قدرت
depletable تمام شدنی
due تمام شده
peter تمام شدن
fulfill تمام کردن
exhaustible تمام شدنی
go through with <idiom> تمام کردن
cosecant قطرفل تمام
consumptible تمام شدنی
fulfilled تمام کردن
all risks تمام خطرات
fulfilling تمام کردن
all this تمام اینها
fulfils تمام کردن
lie in تمام شدن
all out باشدت تمام
hade شیب تمام
all d. در تمام روز
ammo zero مهمات تمام
an a fact تمام شده
defunct تمام شده
lie-in تمام شدن
fulfills تمام کردن
by all means با تمام وسائل
completive تمام کننده
consummative تمام کننده
fulfil تمام کردن
fullest تمام تکمیل
full wave تمام موج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com