English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
practicableness امکان قابلیت اجرا
Other Matches
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
runs دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
run دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
application [applicability] قابلیت اجرا
applicability قابلیت اجرا
availability قابلیت اجرا
usability قابلیت اجرا
usefulness قابلیت اجرا
inapplicability عدم قابلیت اجرا
impassablility امکان ناپذیری عدم قابلیت عبور
feasibility امکان اجرا
impossibility of performance عدم امکان در اجرا
interfaces نرم افزاری که به برنامه ها و داده یک سیستم امکان اجرا در دیگری را میدهد
interface نرم افزاری که به برنامه ها و داده یک سیستم امکان اجرا در دیگری را میدهد
viruses امکان نرم افزاری که فایلهای قابل اجرا را بررسی میکند تا ببینند آیا ویروس شناخته شدهای
virus امکان نرم افزاری که فایلهای قابل اجرا را بررسی میکند تا ببینند آیا ویروس شناخته شدهای
interactive ابزار توسعه یافته نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد برنامه را تحت کنترل اجرا کند
ScriptX ابزار نشر و امکاناتی که امکان نوشتن برنامههای کاربردی چند رسانهای میدهد که در محیطهای مختلف قابل اجرا
desqview نرم افزاری که برای سیستم DOS-MS امکان چند منظوره بودن را فراهم میکند و به بیش از یک برنامه اجازه اجرا همزمان میدهد
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
feasibility study مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
peripheral که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
remotest نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remote نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remoter نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
edlin در DOS-MS امکان سیستمی که به کاربر امکان می ددهد تغییرات را خط به خط در هر لحظه بر فایل اعمال کند
run duration 1-کد برنامهای که کامپایل شده است و به صورتی است که مستقیماگ توسط کامپیوتر قابل اجرا است .2-برنامه مفسر تجاری که به همراه برنامه کاربردی زبان سطح بالا فروخته میشود که امکان اجرای آنرا فراهم میکند
scheduler امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
Winsock امکان نرم افزاری برای کنترل مودم هنگام اتصال به اینترنت تحت DOS-MS یا ویندوز که به کامپیوتر امکان ارتباط تحت پروتکل TCP/IP میدهد
standards تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standard تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
asynchronous تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند
simplest وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simpler وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simple وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
operation ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
fire capabilities چارت امکان تیر توپخانه نمودار امکان تیر یکانهای توپخانه
client side داده یا برنامهای روی کامپیوتر مشتری ونه روی سرور اجرا میشود مثلاگ یک برنامه java script روی جستجوگر و کاربر اجرا میشود و برنامه کربردی مشتری است یا داده ذخیره شده ریو دیسک سخت کابر است
abilities قابلیت
habilitation قابلیت
credential قابلیت
capacities قابلیت
adaptability قابلیت
capacity قابلیت
competence قابلیت
qualification قابلیت
fitness قابلیت
skill قابلیت
contemptibility قابلیت
competence قابلیت
solvability قابلیت حل
capability قابلیت
susceptibility قابلیت
ability قابلیت
eligibility قابلیت
solubility قابلیت حل
tensibility قابلیت کشش
ignitability قابلیت احتراق
interpretability قابلیت تفسیر
inaptly با عدم قابلیت
intelligibility قابلیت فهم
inheritability قابلیت توارث
inflammability قابلیت اشتعال
viability قابلیت دوام
viability قابلیت سوددهی
viability قابلیت زیستن
ignitability قابلیت اشتعال
interchangeability قابلیت تبادل
interchangeability قابلیت تعویض
imitability قابلیت تقلید
susceptibility قابلیت حساسسیت
disqualifications سلب قابلیت
disqualification سلب قابلیت
imputability قابلیت اسناد
ignitibility قابلیت احتراق
provability قابلیت اثبات
interpretability قابلیت توجیه
reflectance قابلیت انعکاس
potability قابلیت حمل
elasticity قابلیت ارتجاع
readability قابلیت خواندن
elasticity قابلیت ارتجاعی
solubility قابلیت انحلال
practicableness قابلیت عبور
predicability قابلیت اسناد
potability قابلیت شرب
stickability قابلیت محافظت
stickability قابلیت مقاومت
portability قابلیت ترابری
portability قابلیت حمل
portability قابلیت انتقال
disability عدم قابلیت
conviviality قابلیت امیزش
disabilities عدم قابلیت
severability قابلیت تقسیم
pregnability قابلیت تسخیر
quench aging property قابلیت بهسازی
retractility قابلیت انقباض
usefulness قابلیت استفاده
resectability قابلیت برش
reproducibility قابلیت تکثیر
repeatability قابلیت تکرار
renewability قابلیت تجدید
reliableness قابلیت اعتماد
punishability قابلیت مجازات
salability قابلیت فروش
severability قابلیت سواشدن
presentability قابلیت ارائه
serviceability قابلیت تعمیر
serviceability قابلیت استفاده
serializability قابلیت تسلسل
preventability قابلیت جلوگیری
efficiency قابلیت کاردانی
vendibility قابلیت فروش
stretchability قابلیت بسط
suability قابلیت تعقیب
vibratility : قابلیت ارتعاش
moveability قابلیت حرکت
navigability قابلیت کشتیرانی
versatility قابلیت تغییر
veniality قابلیت اغماض
usability قابلیت استفاده
opposability قابلیت تقابل
motor ability قابلیت حرکت
volatileness قابلیت تبخیر
magnetic susceptibility قابلیت مغناطیسی
malleability قابلیت انعطاف
manageability قابلیت اداره
wettability قابلیت خیسی
weldability قابلیت جوشکاری
maneuverability قابلیت مانور
confidentiality قابلیت اعتماد
meltability قابلیت گداختن
trustworthiness قابلیت اعتماد
trustiness قابلیت اعتماد
tenability قابلیت نگهداری
tenability قابلیت تصرف
tempering quality قابلیت بهبود
tensility قابلیت کشش
tactility قابلیت لمس
swivelling feature قابلیت نوسان
pliability قابلیت خمیدگی
survivability قابلیت باززیستی
permeability قابلیت تراوایی
perceptibility قابلیت درک
transportability قابلیت حمل
transmissibility قابلیت انتقال
penetrability قابلیت نفوذ
transmissibility قابلیت فرستادن
trannlatability قابلیت انقال
trannlatability قابلیت ترجمه
trafficability قابلیت عبور
tolerability قابلیت پذیرش
machinability قابلیت تراش
destructibility قابلیت انهدام
comparableness قابلیت مقایسه
compactibility قابلیت تراکم
communicability قابلیت ارتباط
combustiblity قابلیت تراکم
combustiblity قابلیت انفجار
combustiblity قابلیت احتراق
combustibility قابلیت اشتعال
flexibility قابلیت انعطاف
failure safety قابلیت اعتماد
reliability قابلیت اعتماد
failure safety قابلیت اطمینان
reliability قابلیت اطمینان
comprehensibility قابلیت درک
compressibility قابلیت فشردگی
computability قابلیت محاسبه
dependability قابلیت اطمینان
dependability قابلیت اعتماد
capability صلاحیت قابلیت
culpability قابلیت مجازات
corruptibility قابلیت فساد
throughput قابلیت عبوردهی
convertibility قابلیت تبدیل
conversableness قابلیت معاشرت
controllability قابلیت کنترل
conductivity قابلیت هدایت
conductibility قابلیت هدایت
conceivability قابلیت تصور
coagulability قابلیت انعقاد
adhesiveness قابلیت چسبندگی
addibility قابلیت افزایش
adaptableness قابلیت توافق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com