English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
conceivability امکان پذیری
feasibilty امکان پذیری
Search result with all words
to turn upside down هر تلاش امکان پذیری را کرن
Other Matches
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
edlin در DOS-MS امکان سیستمی که به کاربر امکان می ددهد تغییرات را خط به خط در هر لحظه بر فایل اعمال کند
scheduler امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
Winsock امکان نرم افزاری برای کنترل مودم هنگام اتصال به اینترنت تحت DOS-MS یا ویندوز که به کامپیوتر امکان ارتباط تحت پروتکل TCP/IP میدهد
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
fire capabilities چارت امکان تیر توپخانه نمودار امکان تیر یکانهای توپخانه
deliquescence نم پذیری
pliability خم پذیری
bass response بم پذیری
water absorption آب پذیری
fusibility گداز پذیری
generalizability تعمیم پذیری
hereditability وراثت پذیری
divisibility بخش پذیری
impressionability تاثیر پذیری
incontrovertibility بحث نا پذیری
indefeasibility فسخ نا پذیری
indocility تعلیم نا پذیری
ductility مفتول پذیری
inexhaustibility پایان نا پذیری
inflammability اشتعال پذیری
flexibtlity انعطاف پذیری
flammability اشتعال پذیری
excitability تحریک پذیری
emotionality تهییج پذیری
expandability بسط پذیری
expansiveness انبساط پذیری
extenibility کشش پذیری
ductility شکل پذیری
extensibility توسعه پذیری
extensibility گسترش پذیری
fabllibility لغزش پذیری
docility تعلیم پذیری
fatigueability خستگی پذیری
finitude پایان پذیری
improvability بهبود پذیری
infusibility گداز نا پذیری
opposability مقابله پذیری
paramagnetic susceptibility پارامغناطیس پذیری
pardonableness امرزش پذیری
passibility تالم پذیری
penetrability نفوذ پذیری
penetrance نفوذ پذیری
perceptibility ادراک پذیری
perfectibility کمال پذیری
perishableness فنا پذیری
persuasibility ترغیب پذیری
perishableness فساد پذیری
permeability نشت پذیری
permeability نفوذ پذیری
permeability تراوش پذیری
permeability curve خم مغناطیس پذیری
permeability curve خم نفوذ پذیری
compatibility سازش پذیری
observability مشاهده پذیری
transferability انتقال پذیری
insatiability سیری نا پذیری
intolerableness تحمل نا پذیری
educability اموزش پذیری
justifiability توجیه پذیری
lability تغییر پذیری
livability زیست پذیری
magnetic susceptibility مغناطیس پذیری
magnetization مغناطیس پذیری
magnetization curve خم مغناطیس پذیری
maintainability نگهداشت پذیری
mensurability پیمایش پذیری
miscibility امتزاج پذیری
modifiability تغییر پذیری
movableness جنبش پذیری
mutability تغییر پذیری
mutabilty تغییر پذیری
negotiability انتقال پذیری
permeance نفوذ پذیری
liquidity تسویه پذیری
acclimation اقلیم پذیری
acclimation بوم پذیری
acclimatization اقلیم پذیری
acclimatization بوم پذیری
acculturation فرهنگ پذیری
additivity جمع پذیری
addressability نشانی پذیری
affectability انفعال پذیری
affectivity هیجان پذیری
applicability کاربست پذیری
applicability کاربرد پذیری
associativity شرکت پذیری
autia هنجار پذیری
availablity دسترس پذیری
accident proneness سانحه پذیری
absorbency جذب پذیری
absorbability دراشام پذیری
liquidity ابگون پذیری
abradability سایش پذیری
irritability تحریک پذیری
imprinting نقش پذیری
adaptability سازش پذیری
adaptability انطباق پذیری
adaptability وفق پذیری
vulnerability اسیب پذیری
sociability معاشرت پذیری
sociability جامعه پذیری
b h cure خم مغناطیس پذیری
belongingness تعلق پذیری
c برق پذیری
computability شماره پذیری
consolute اختلاط پذیری
contractility انقباض پذیری
contractivity انقباض پذیری
corrigibility اصلاح پذیری
curability علاج پذیری
decidability تصمیم پذیری
decomposability انحلال پذیری
defeasibility الغاء پذیری
variability تغییر پذیری
dependability توکل پذیری
deviation factor تراکم پذیری
dilatability انبساط پذیری
discriminability افتراق پذیری
supercompressibility factor تراکم پذیری
gas deviation factor تراکم پذیری
passivity کنش پذیری
capacitance برق پذیری
chromaticity رنگ پذیری
combinability ترکیب پذیری
cleavages شکافت پذیری
cleavage شکافت پذیری
comention هنجار پذیری
communicability ارتباط پذیری
commutability تبدیل پذیری
commutability تخفیف پذیری
commutativity جابجایی پذیری
compressibility تراکم پذیری
compressibility factor تراکم پذیری
distributivity توزیع پذیری
configurations هیئت پذیری
separability تفکیک پذیری
self acceptance خویشتن پذیری
susceptibility مغناطیس پذیری
selectivity گزینش پذیری
scalability مقیاس پذیری
reversibility برگشت پذیری
reversibility بازگشت پذیری
removability عزل پذیری
reflexivity انعکاس پذیری
serviceability تعمیر پذیری
solubility انحلال پذیری
availability دسترس پذیری
transmissivity فرافرست پذیری
transitivity سرایت پذیری
verifiability اثبات پذیری
transitivity انتقال پذیری
versatility تطبیق پذیری
tenability دفاع پذیری
tangib لمس پذیری
westernization غرب پذیری
suspensive اندروا پذیری
suggestibility تلقین پذیری
submissiveness سلطه پذیری
viability زیست پذیری
configuration هیئت پذیری
submission سلطه پذیری
flexibility انعطاف پذیری
reflexivity بازتاب پذیری
ponderability سنجش پذیری
plasticity شکل پذیری
plasticity قالب پذیری
plasticity انعطاف پذیری
polarizability قطبش پذیری
pliancy انحناء پذیری
resolution تفکیک پذیری
plastisity اندام پذیری
pliability خمش پذیری
resolutions تفکیک پذیری
plasticity اندام پذیری
perviousness تراوش پذیری
pi accepting قدرت پی پذیری
reflectability بازتاب پذیری
reflectivity بازتاب پذیری
reconcilability اصلاح پذیری
reflexibility انعکاس پذیری
reactivity واکنش پذیری
word addressable نشانی پذیری کلمه
abrasion hardness درجه سایش پذیری
supercompressibility factor ضریب تراکم پذیری
validation of a hypothesis تحقق پذیری یک فرضیه
criminal responsibility مسوولیت پذیری کیفری
passivity فعل پذیری جنسی
coloration حالت رنگ پذیری
wage flexibility انعطاف پذیری دستمزد
erethism تحریک پذیری حاد
upper flammability limit حد بالایی اشتعال پذیری
diathesis بیماری پذیری ارثی
deviation factor ضریب تراکم پذیری
validation of a model تحقق پذیری یک الگو
gas deviation factor ضریب تراکم پذیری
divisibility بخش پذیری [ریاضی]
capacitance of a capacitor برق پذیری خازن
vulnerability قابلیت اسیب پذیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com