English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
mix امیزه مخلوط
mixes امیزه مخلوط
Other Matches
admix مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
auto rich مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
compounded امیزه
mixes امیزه
compounds امیزه
mixture امیزه
blends امیزه
admixtion هم امیزه
compound امیزه
mix امیزه
admixture هم امیزه
blend امیزه
mixtures امیزه
melange امیزه
compounding امیزه کاری
mixture امیزه مخلوطی
mixtures امیزه مخلوطی
mixtures مخلوط
mixture مخلوط
blending مخلوط
blent مخلوط شد
mixers مخلوط کن
blenders مخلوط کن
blends مخلوط
compost مخلوط
admixtion مخلوط
blend مخلوط
admixture مخلوط
anti freeze mixture مخلوط ضد یخ
mixer مخلوط کن
mixed مخلوط
macedoine مخلوط
confused مخلوط
blender مخلوط کن
composite مخلوط
hash مخلوط
mix مخلوط ترکیبی
rich mix مخلوط پر مایه
pug mill اسیای گل مخلوط کن
mixes مخلوط ترکیبی
unadulterated مخلوط نشده
mixing مخلوط کردن
powder mixer گرد مخلوط کن
mixture control کنترل مخلوط
solid solution کریستال مخلوط
hot mixer مخلوط کننده
admix مخلوط کردن
unscourced wool پشم مخلوط
mixer مخلوط کننده
crab cocktail مخلوط خرچنگ
weak mixture مخلوط ضعیف
terpenoid مخلوط باترپن
mixers مخلوط کننده
ternary mixture مخلوط سه تایی
syncrasy مخلوط کردن
proportioner مخلوط کن شیمیایی
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
mixed semiconductor نیمرسانای مخلوط
immiscible مخلوط نشدنی
homogeneous mixture مخلوط همگن
heterogeneous mixture مخلوط ناهمگن
azeotropic mixture مخلوط ازئوتروپ
gas mixture مخلوط گاز
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
confect مخلوط کردن
batch mixer مخلوط کن ضربهای
blent مخلوط کرد
concrete mix مخلوط بتن
intercarrier beat زنه مخلوط
intercarrier buzz وزوز مخلوط
mixed glue چسب مخلوط
lean mixture مخلوط رقیق
mixed gas گاز مخلوط
mixed crystal کریستال مخلوط
miscible مخلوط شدنی
mell مخلوط کردن
melange مخلوط امیختگی
intermeddle مخلوط کردن
interlard مخلوط کردن
cryogen مخلوط سرمازا
azeotropic mixture مخلوط همجوش
commix مخلوط کردن
laudanum مخلوط افیون
blends مخلوط کردن
intermingling با هم مخلوط کردن
staffs مخلوط سیمان و گچ
intermingles با هم مخلوط کردن
staffed مخلوط سیمان و گچ
staff مخلوط سیمان و گچ
intermingle با هم مخلوط کردن
puddle مخلوط کردن
blend مخلوط امیختگی
blend مخلوط کردن
melt مخلوط کردن
blends مخلوط امیختگی
mingle مخلوط کردن
melts مخلوط کردن
intermingled با هم مخلوط کردن
meddles مخلوط کردن
meddled مخلوط کردن
hash مخلوط کردن
meddle مخلوط کردن
mixture بتن مخلوط کن
mixtures بتن مخلوط کن
mingling مخلوط کردن
mingles مخلوط کردن
mingled مخلوط کردن
puddles مخلوط کردن
porridge چیز مخلوط
batch اندازه مخلوط بتن
mixer stage طبقه مخلوط کننده
detrital cone مخلوط افکنه واریزهای
fuel oil mixture مخلوط روغن و سوخت
cross loading مخلوط کردن بارها
commingle بهم مخلوط کردن
complexly بطور پیچیده یا مخلوط
batches اندازه مخلوط بتن
continous mixer مخلوط کننده دائمی
mixer tube لامپ مخلوط کننده
dry blending مخلوط سازی خشک
etherize بااتر مخلوط کردن
burden مخلوط کردن بار
mix امیختن مخلوط کردن
temper مخلوط کردن مزاج
tempered مخلوط کردن مزاج
jet mixer مخلوط کننده با فشار اب
immiscibility حالت مخلوط نشدنی
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
tempers مخلوط کردن مزاج
hc mixture مخلوط هیدروکلرید یا گازخفه کن
harshest مخلوط بتن سفت
ethylate بااتیل مخلوط کردن
frequency mixer مخلوط کننده یا میکسرفرکانس
harsh مخلوط بتن سفت
harsher مخلوط بتن سفت
mixed crude oil نفت خام مخلوط
mishmash مخلوط اش شله قلمکار
burdens مخلوط کردن بار
miscible مخلوط شدنی امیزنده
gas air mixture مخلوط بنزین و هوا
intercarrier sound system کانال صوتی مخلوط
turn the mortar مخلوط کردن ملات
shuffles بهم مخلوط کردن
shuffled بهم مخلوط کردن
shuffle بهم مخلوط کردن
olio مخلوط چیزدرهم ریخته
organic silt مخلوط بامواد الی
ready mixed paints رنگهای مخلوط اماده
rotary drum mixer مخلوط کننده طبلکی
modulator لامپ مخلوط کننده
mixes مخلوط کردن ترکیب
mixes امیختن مخلوط کردن
agitation مخلوط کردن اشفتگی
mix مخلوط کردن ترکیب
souse با ترشی مخلوط کردن
brandies با کنیاک مخلوط کردن
shuffling بهم مخلوط کردن
composite lightweight concrete بتن سبک مخلوط
brandy با کنیاک مخلوط کردن
mixing blade قاشقک مخلوط کننده
creoles دارای نژاد مخلوط
creole دارای نژاد مخلوط
unalloyed غیر مخلوط خالص
mixture of tar and bitumen مخلوط قطران و قیر
terpenic ترپن دار مخلوط باترپن
pops سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
thermit مخلوط پودر الومینیم و اکسیداهن
modulator طبقه مخلوط کننده مدولاتور
popped سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
thermit welding جوش مخلوط الومینیم و اکسیداهن
mixed highs بسامدهای زیاد مخلوط شده
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
floats بستنی مخلوط با شربت وغیره
cement mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
concrete mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
random mixed مخلوط شدن به طور شانسی
roil مخلوط کردن سرگردان شدن
mortar mill مخلوط کن ملات یا ماشین ملاتساز
milk punch مشروبات مخلوط با شیر وقند
angola yarn نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
ganister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
pop سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
milk shake مخلوط شیر وشربت وبستنی
gannister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
blender ماشین مخصوص مخلوط کردن
gas ligther اتش زنه مخلوط گاز
milk-shake مخلوط شیر وشربت وبستنی
hot metal mixre مخلوط کننده اهن خام
hybrida گیاه یاجانور دورگه مخلوط
milk-shakes مخلوط شیر وشربت وبستنی
admix مخلوط شدن امیزش کردن
potpourris تنوع مخلوط درهم وبرهم
potpourri تنوع مخلوط درهم وبرهم
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
blenders ماشین مخصوص مخلوط کردن
fuel air mixture ratio نسبت مخلوط سوخت و هوا
eggnog مخلوط زرده تخم مرغ و شیر
platinize با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
ratafia مشروب الکلی مخلوط با بادام تلخ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com