Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
tertiary amine
امین 3 درجه
Search result with all words
primery amine
امین 1 درجه
secondary amine
امین 2 درجه
Other Matches
amino
حاوی ریشهء امین وابسته به عامل امین
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
single-minded
امین
verily
امین
trustworthy
امین
thirtieth
سی امین
selah
"امین "
single hearted
امین
single minded
امین
amine
امین
trusty
امین
bailee
امین
person in a position of trust
امین
depositary
امین
trustee
امین
fiduciary
امین
amen
امین
trustees
امین
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
arylamine
اریل امین
deamination
امین زدایی
faithworthy
امین معتبر
transmination
انتقال امین
amine terminus
امین انتهایی
officers
امین صلح
personal representative
امین ترکه
officer
امین صلح
alkylamine
الکیل امین
Justices of the Peace
امین صلح
Justice of the Peace
امین صلح
peace officer
امین صلح
JPs
مخفف امین صلح
JP
مخفف امین صلح
bailiff
امین صلح یاقاضی
bailiffs
امین صلح یاقاضی
to put
بدست امین دادن
monoamine oxidase inhibitor
بازدارنده اکسیداز تک امین
mao
بازدارنده اکسیداز تک امین
primery amine
امین نوع اول
secondary amine
امین نوع دوم
fiducial
وابسته به امین ترکه
amination
امین دار شدن
amination
امین دار کردن
honest
درست کار امین
honeysuckle
پیچ امین الدوله
tertiary amine
امین نوع سوم
amino sugar
قند امین دار
pendent lite
حکم معلق امین ترکه
twinflower
پیچ امین الدوله معطرامریکایی
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
Justices of the Peace
امین صلح دادرس دادگاه بخش
Justice of the Peace
امین صلح دادرس دادگاه بخش
field cornet
کلانتریا امین صلح درشهرستانهای colonyepac
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
plene administravit
دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
trust company
شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
letters of administration
حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
classy
درجه یک
elevations
درجه
kyu
درجه
proportion
درجه
echelons
درجه
ranks
درجه
proportions
درجه
low grade
کم درجه
elevation
درجه
third rate
درجه سه
nobby
درجه یک
degrees
درجه
echelon
درجه
degree
درجه
copacetic
درجه یک
chinical t.
درجه
grade
درجه
clinical thermometer
درجه
copesetic
درجه یک
grades
درجه
length
درجه
lengths
درجه
gauge glass
درجه اب
gauge=gage
درجه
gauges
درجه
gauged
درجه
gauge
درجه
gage=gauge
درجه
first class
درجه یک
marks
درجه
mark
درجه
third-rate
درجه سه
first string
درجه یک
gage
درجه
rank
درجه
ranked
درجه
rate
درجه
pitch
درجه
aquastat
درجه
topnotch
درجه یک
second-rate
درجه دو
second class
درجه دو
title
درجه
top
درجه یک
pitches
درجه
tophole
درجه یک
rates
درجه
top hole
درجه یک
high-class
درجه یک
titles
درجه
number one
درجه یک
second rate
درجه دو
slap-up
درجه یک
top-notch
درجه یک
just as well
<adv.>
به یک درجه
run of the mine
بی درجه
second class
درجه 2
scale
درجه
equally
<adv.>
به یک درجه
scalage
درجه
bar sight
ستون درجه
largely
تا درجه زیادی
easiness
[quickness]
درجه تندی
bar sight
شکاف درجه
hold a candle to
<idiom>
درهمان درجه
baccslavreate
درجه شوالیه
baccalaureate
درجه باشلیه
coarse wool
پشم درجه دو
graduation
درجه گرفتن
angle of elevation
زاویه درجه
anti knock property
درجه اکتان
grading
درجه بندی
economy class
درجه توریستی
scaling
درجه بندی
calibration
درجه بندی
rapidity
درجه تندی
rapidness
درجه تندی
speediness
درجه تندی
void ratio
درجه تخلخل
viscosity
درجه غلیظی
speed of action
درجه تندی
brick layer
بنای درجه دو
quickness
درجه تندی
promptness
درجه تندی
alacrity
[speed]
درجه تندی
celerity
درجه تندی
battle sight
درجه جنگی
battle sight
شکاف درجه
fleetness
درجه تندی
nippiness
درجه تندی
promptitude
درجه تندی
head over heels
<idiom>
منتهای درجه
stair
مرتبه درجه
comparatives
درجه تفضیلی
consistency
درجه غلظت
doctorates
درجه دکتری
clump
درجه سردوشی
clumped
درجه سردوشی
comparative
درجه تفضیلی
baume degree
درجه بومه
shade
درجه رنگ
shades
درجه رنگ
shadings
درجه رنگ
which grade are you in?
که درجه شما را در؟
clumping
درجه سردوشی
clumps
درجه سردوشی
pinnacles
منتهی درجه
quantum
درجه میزان
adjustability
درجه انطباق
adjusted elevation
درجه تنظیمی
advancement in rating
ارتقاء درجه
graduation
درجه بندی
white wool
پشم درجه یک
pinnacle
منتهی درجه
fluidity
درجه سفتی
supremely
با علی درجه
doctorate
درجه دکتری
puny
درجه پست
honorary
درجه افتخاری
water hardness
درجه سختی آب
trial elevation
درجه ازمایشی
fuel grade
درجه سوخت
slide aperture
شکاف درجه
sharp shooter
تیرانداز درجه 1
secondary road
جاده درجه دو
high grade
درجه اعلی
secondary hydrogen
هیدروژن 2 درجه
high grade product
محصول درجه یک
honor
درجه نشان
secondary carbon
کربن 2 درجه
in the highest d.
به منتها درجه
to the utmost
به منتها درجه
so far
تا این درجه
standard rudder
51 درجه سکان
strain hardness
سختی درجه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com