English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
pushup storage انباره بالا فشردنی
Other Matches
pushdown store انباره پایین فشردنی
pushup بالا فشردنی
pushup list لیست بالا فشردنی
high storage انباره بالا
storage location مکان انباره محل انباره
pushdown پایین فشردنی
compressible بهم فشردنی
push down stack پایین فشردنی
pushdown list لیست پایین فشردنی
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
mass storage تل انباره
storage battery انباره
store انباره
storing انباره
capacitor انباره
storage device انباره
storage انباره
accumulator انباره
permanent store انباره دائمی
tape storage انباره نواری
switch storage انباره گزینهای
primary storage انباره اولیه
storage register ثبات انباره
storage unit واحد انباره
permanent storage انباره دائمی
stocked انباشته انباره
local storage انباره محلی
stock انباشته انباره
magnetic storage انباره مغناطیسی
main storage انباره اصلی
matrix storage انباره ماتریسی
nesting storage انباره تودرتو
nesting storage انباره پشتهای
temporary storage انباره موقتی
temporary storage انباره موقت
parallel storage انباره موازی
internal storage انباره داخلی
storage protection حفافت انباره
storage location موقعیت انباره
static storage انباره ایستا
serial storage انباره سری
serial storage انباره نوبتی
sequential storage انباره ترکیبی
secondary storage انباره ثانوی
secondary storage انباره ثانویه
protected storage انباره محفوظ
reserve accumulator انباره کمکی
regenerative storage انباره باززا
real storage انباره واقعی
storage array ارایه انباره
storage buffer میانگیر انباره
program storage انباره برنامه
storage allocation تخصیص انباره
storage location مکان انباره
storage device دستگاه انباره
storage cycle سیکل انباره
storage compaction فشردگی انباره
storage cell سلول انباره
storage cell یاخته انباره
storage capacity فرفیت انباره
storage capacity گنجایش انباره
storage cycle چرخه انباره
circulating storage انباره گردشی
volatile storage انباره فرار
virtual storage انباره مجازی
core storage انباره هستهای
associative stopage انباره انجمنی
disk storage انباره گردهای
dynamic storage انباره پویا
electrostatic storage انباره الکترواستاتیکی
energy storage انباره ی انرژی
external storage انباره خارجی
associative storage انباره انجمنی
cesspool انباره فاضلاب
bulk storage انباره پرگنجایش
bulk storage انباره پر گنجایش
buffer storage انباره میانگیر
control store انباره کنترل
core storage انباره چنبرهای
ws انباره دایر
backing store انباره پشتیبان
backing storage انباره پشتیبان
auxiliary storage انباره کمکی
working storage انباره کاری
store انباره کردن
two level store انباره دو سطحی
file storage انباره فایل
intermediate storage انباره واسط
heat sink انباره حرارتی
fixed storage انباره ثابت
external store انباره خارجی
capacitor store انباره خازنی
storing انباره کردن
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
magnetic tape storage انباره نوار مغناطیسی
static storage allocation تخصیص انباره ایستا
read only storage انباره فقط خواندنی
central mass storage انباره انبوه مرکزی
parallel search storage انباره جستجوی موازی
double accumulator switch کلید انباره دوبل
secondary storage medium رسانه انباره ثانوی
offline storage انباره برون خطی
online storage انباره درون خطی
sequential storage device دستگاه انباره ترتیبی
nonerasable storage انباره پاک نشدنی
erasable storage انباره پاک شدنی
nondestructive storage انباره غیر مخرب
protected storage انباره محافظت شده
common storage area ناحیه اشتراکی انباره
virtual storage access method روش دستیابی انباره مجازی
reloadable control storage انباره با کنترل بارگیری مجدد
removable mass storage انباره انبوه قابل انتقال
storage interleaving درمیان انباره جای دادن
mailboxes انباره پیغام های پستی صندوق پست
mailbox انباره پیغام های پستی صندوق پست
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
vsam Access Storage Virtual روش دستیابی انباره مجازی ethod
nibbling به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibble به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbled به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbles به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
dasd Device Storage DirectAccess اسباب حافظه بادستیابی مستقیم دستگاه انباره دستیابی مستقیم
storage map نقشه انباره نقشه انبارش
storage fragmentation تکه تکه شدن انباره
storage interleaving برگ برگ سازی انباره
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
overhead بالا
ascendancy بالا
gallery لژ بالا
aloft بالا
galleries لژ بالا
lever bridge پل بالا رو
overhead سر بالا
ascendency بالا
above در بالا
balcony لژ بالا
aweigh بالا
outreach بالا
overtone بالا تن
on high در بالا
overtones بالا تن
headwater بالا اب
atop بالا
uppermost از بالا
upped بالا
up رو به بالا
up بالا
upside بالا
up there ان بالا
high بالا
highs بالا
upper limit حد بالا
up stairs بالا
highest بالا
at a great age در سن بالا یی
upped رو به بالا
upper بالا
top بالا
in old age [in great age] در سن بالا
over- بالا
balconies لژ بالا
over بالا
upping رو به بالا
upping بالا
superincumbent از بالا
turbocharger گرم کننده هوای کاربوراتور انباره هوای کاربوراتور
to turn up [collar] به بالا تا زدن
warp beam نورد بالا
to fold up به بالا تا زدن
to tilt up به بالا تا زدن
abovestairs طبقه بالا
boosters بالا برنده
escalates بالا گرفتن
booster بالا برنده
to hinge up به بالا تا زدن
raise of loom بالا بردن
bottom up از پایین به بالا
at the utmost دست بالا
ascensive بالا رونده
ascendent بالا رونده
ascendance بالا رفتن
to fold up به بالا پیچیدن
to turn up [collar] به بالا پیچیدن
top down از بالا به پایین
raises بالا کشیدن
raises بالا بردن
jack بالا بردن
jacks بالا بردن
upwards <adv.> به بالا [رفتن]
up <adv.> به بالا [آمدن]
raise بالا بردن
raise بالا کشیدن
top-down از بالا به پایین
spec مشخصات بالا
hoisted بالا کشیدن
hoists بالا بردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com