English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (3 milliseconds)
English Persian
haymow انبار علف خشک
Search result with all words
warehouse انبار کردن مخزن
warehouse انبار گمرک
warehouse انبار
warehouse انبار کالا
warehouse انبار کردن
warehouse در انبار نگه داشتن
warehouse انبار مخزن
warehouses انبار کردن مخزن
warehouses انبار گمرک
warehouses انبار
warehouses انبار کالا
warehouses انبار کردن
warehouses در انبار نگه داشتن
warehouses انبار مخزن
dump انبار کوچک
dump انبار موقتی زاغه مهمات انبار
dump مخزن انبار کردن
dump انبار موقتی اشغالدان
barn انبار غله
barn انبار کاه و جو وکنف وغیره
barn انبار
barns انبار غله
barns انبار کاه و جو وکنف وغیره
barns انبار
stores کالاهای ذخیره شده در انبار انبارها فروشگاهها
compound انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compounded انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
compounds انبار موقت پادگان محوطه پادگان مخلوط
turnover تعداد دفعاتی درسال که موجودی انبار یک بنگاه فروخته میشود
cellar انبار
cellars انبار
float غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
floated غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
floats غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
tender لطیف کردن انبار
tendered لطیف کردن انبار
tenderest لطیف کردن انبار
tendering لطیف کردن انبار
waste انبار
wastes انبار
job lot ته مانده انبار
job lots ته مانده انبار
sluice انبار
sluiced انبار
sluices انبار
bin انبار دغالسنگ
bins انبار دغالسنگ
stockist انبار میکند
stockists انبار میکند
pantechnicon انبار
pantechnicons انبار
granaries انبار دانه
granaries انبار غله
granary انبار دانه
granary انبار غله
hold انبار کشتی
hold انبار کالا
holds انبار کشتی
holds انبار کالا
silo انبار غله
hatch دریچه مخصوص از عرشه به کابین یا انبار
hatched دریچه مخصوص از عرشه به کابین یا انبار
hatches دریچه مخصوص از عرشه به کابین یا انبار
reservoir اب انبار
reservoir انبار
reservoirs اب انبار
reservoirs انبار
stockpile ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiles ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
build up پر کردن انبار
build-up پر کردن انبار
build-ups پر کردن انبار
storehouse انبار
storehouse مخزن انبار کالا
storehouse انبار سر پوشیده
storehouse مخزن انبار
storehouses انبار
storehouses مخزن انبار کالا
storehouses انبار سر پوشیده
storehouses مخزن انبار
room انبار
rooms انبار
stow چیدن در انبار
stow انبار کردن بار کردن
stowed چیدن در انبار
stowed انبار کردن بار کردن
stowing چیدن در انبار
stowing انبار کردن بار کردن
stows چیدن در انبار
stows انبار کردن بار کردن
hoarding انبار کردن پول
hoardings انبار کردن پول
storekeeper انبار دار
storekeepers انبار دار
Other Matches
caged storage قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
field storage انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
custodial record پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
stock number شماره فنی انبار شماره انبار
entrepot انبار
depots انبار
depository انبار
stock انبار
agglomeration انبار
stocked انبار
depot انبار
repository انبار
reservedness انبار
reservedness اب انبار
in bond در انبار
freight house انبار
repositories انبار
lodge انبار
lodged انبار
storage انبار
storing انبار
magazines انبار
magazine انبار
store-rooms انبار
store-room انبار
lodges انبار
thesaurus انبار
thesauruses انبار
garner انبار
store انبار
garnered انبار
garnering انبار
garners انبار
cistern اب انبار
cisterns اب انبار
store room انبار
storeroom انبار
almery انبار
water reservoir اب انبار
stockroom انبار
water storage tank اب انبار
stockrooms انبار
tower silo انبار
storage tank انبار
spoil pit انبار
stock room انبار
seraglio انبار
storage bunker انبار
septic tank گند انبار
basic allowance شارژ انبار
store-room انبار خانگی
stashing انبار کردن
abditory انبار پنهانی
beam store انبار پرتویی
wine cellar انبار شراب
store room انبار خانگی
deep freezes انبار کردن
auxiliary storage انبار کمکی
x site انبار موقت
deep freeze انبار کردن
ammunition depot انبار مهمات
ammunition dump انبار مهمات
store-rooms انبار خانگی
storage انبار کردن
magazines انبار مهمات
to bunker در انبار اندوختن
stash انبار کردن
stashed انبار کردن
stashes انبار کردن
magazine انبار مهمات
watering place اب انبار مخزن
shed space انبار چندراهه
public warehouse انبار عمومی
powder magazine انبار باروت
mass storage انبار انبوه
mattamore انبار زیرزمینی
lime shed انبار اهک
level of supply سطح انبار
laver اب انبار حوضچه
lanary انبار پشم
inventory lot نوبه انبار
in the hold در انبار کشتی
storable انبار کردنی
reservedness انبار کردن
shell room انبار گلوله
snow drift برف انبار
spoin bank انبار مازاد
stock level سطح انبار
stock piling انبار کردن
stock room انبار کالا
stockage ذخیره انبار
sand store انبار ماسه
sail locker انبار ملوانی
retail bin انبار جزئی
stockage objective هدف انبار
imburse انبار کردن
hay loft انبار علوفه
hay loft انبار علف
ware room انبار گمرک
warehouse receipt رسید انبار
claimant stock انبار امانی
chain locker انبار زنجیر
warehouse stock موجودی انبار
warehouse warrant قبض انبار
warehousing نگهداری در انبار
cellarge حق انبار داری
bonded warehouse انبار گمرک
bonded ware house انبار گمرکی
core storage انبار چنبرهای
turbocharger انبار اگزوز
general depot انبار عمومی
fuel storage انبار سوخت
fruitery انبار میوه
storekeeping رسیدگی به انبار
filler depot انبار یدکی
filler depot انبار تکمیلی
storeroom انبار کالا
ensile انبار کردن
stowage انبار کالا
the reservoir of a lamp انبار لامپا
toolhouse انبار ابزار
bonded store انبار گمرک
woodsheds انبار هیزم
bunkers پرشدن انبار
bunker پرشدن انبار
granges انبار غله
grange انبار غله
stock موجودی انبار
woodshed انبار هیزم
yards انبار کردن
yard انبار کردن
depots انبار کالا
depot انبار کالا
stocked موجودی انبار
barnyard حیاط انبار
storing انبار ناو
garnered انبار غله
garners انبار غله
garnering انبار غله
repertory انبار مخزن
garner انبار غله
barnyards حیاط انبار
store انبار ناو
earth depot انبار خاک
nonwarehouse انبار خشک روباز
chill space محوطه سرد انبار
storeroom مخزن انبار کالا
lazarette انبار کوچک ناو
store اندوختن انبار کردن
lumber room انبار خرت وپرت
strike below بردن کالا به انبار
maintenance float شارژ انبار سیال
material storage area انبار مصالح ساختمانی
maximum stock حداکثر موجودی انبار
storing اندوختن انبار کردن
prestocked از پیش انبار شده
provision room انبار مواد غذایی
stockage وسایل موجودی در انبار
store-room جای انبار کردن
arsenal انبار مهمات جنگی
arsenals انبار مهمات جنگی
store room جای انبار کردن
stock piling ذخیره کردن در انبار
stock control کنترل موجودی انبار
stock control کنترل ذخیره انبار
stock level سطح ذخیره انبار
shell room انبار مهمات ناو
stockage objective هدف ذخیره انبار
storage pile انبار مصالح در کارگاه
scrap heap انبار کالای قراضه
scrap-heap انبار کالای قراضه
barnyard محوطهء اطراف انبار
store-rooms جای انبار کردن
safety stock موجودی ذخیره انبار
sail locker انبار وسایل ملوانی
barnyards محوطهء اطراف انبار
net storage انبار بار یکجا
woodsheds انبار الوار وچوب
covered storage area منطقه انبار مسقف
garnered انبار کردن انباشتن
bunkers انبار ذغال سنگ
dock warrant رسید انبار بارانداز
garnering انبار کردن انباشتن
bunker انبار ذغال سنگ
authorized stockage list صورت شارژ انبار
class ii installation انبار اماد طبقه 2
almond انبار تخم مرغی
boat awain's locker انبار خدمه قایق
woodshed انبار الوار وچوب
beach dump انبار موقت ساحلی
charnel-house [انبار استخوان مردگان]
garner انبار کردن انباشتن
elevator انبار دانه [کشاورزی]
class i installation انبار اماد طبقه 1
ex warehouse تحویل در کنار انبار
ex warehouse تحویل در انبار فروشنده
salvaging انبار اجسام قراضه
sump چاه یا انبار فاضل اب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com