Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
abditory
انبار پنهانی
Other Matches
caged storage
قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
stockpile
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpile
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
dump
انبار موقتی زاغه مهمات انبار
field storage
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
bin storage
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
cryptographic
پنهانی
hiding
پنهانی
deliescence
پنهانی
occultness
پنهانی
hugger mugger
پنهانی
hidings
پنهانی
latently
به پنهانی
furtiveness
پنهانی
hideousness
پنهانی
covert
پنهانی
taking refuge
پنهانی
concealed
پنهانی
covert operations
عملیات پنهانی
potential
نهانی پنهانی
privacy
پوشیدگی پنهانی
cryptogram
پیام پنهانی
latency
پنهانی ناپیدایی
latency
مرحله پنهانی
encryption
پنهانی کردن
cache memory
حافظه پنهانی
sneaked
حرکت پنهانی
sneak
حرکت پنهانی
sneaks
حرکت پنهانی
clandestine
سازمان پنهانی
under hand
درنهان به پنهانی
secrecy
پنهانی بودن سریت
encryption algorithm
الگوریتم پنهانی کردن
to be in cahoots with somebody
[ to connive with somebody]
[to make common cause with somebody]
<idiom>
همدستی پنهانی با کسی
autotelic
دارای عزم پنهانی
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
undercurrent
عمل پنهانی زیر موج
undercurrents
عمل پنهانی زیر موج
tamper
مذاکرات پنهانی وزیر جلی داشتن
to decamp
با عجله و پنهانی
[جایی را]
ترک کردن
to skive off early
[British English]
با عجله و پنهانی
[جایی را]
ترک کردن
escape line
مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
bugged
اطاق یا شیئی که حاوی یک وسیله استراق سمع پنهانی باشد
stock number
شماره فنی انبار شماره انبار
custodial record
پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
ratline
عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
to have a nibble
پنهانی تکه تکه
[کوچک]
خوردن
stock
انبار
seraglio
انبار
reservedness
انبار
stocked
انبار
cistern
اب انبار
in bond
در انبار
garners
انبار
reservedness
اب انبار
lodged
انبار
lodges
انبار
thesaurus
انبار
depots
انبار
garner
انبار
lodge
انبار
depot
انبار
garnered
انبار
garnering
انبار
thesauruses
انبار
store room
انبار
store-room
انبار
store-rooms
انبار
magazine
انبار
magazines
انبار
storage
انبار
agglomeration
انبار
depository
انبار
entrepot
انبار
cisterns
اب انبار
freight house
انبار
store
انبار
storing
انبار
stockroom
انبار
barns
انبار
reservoirs
اب انبار
reservoirs
انبار
repository
انبار
storehouse
انبار
warehouse
انبار
water reservoir
اب انبار
storehouses
انبار
reservoir
انبار
cellar
انبار
pantechnicon
انبار
stockrooms
انبار
tower silo
انبار
water storage tank
اب انبار
sluices
انبار
sluiced
انبار
sluice
انبار
wastes
انبار
waste
انبار
cellars
انبار
reservoir
اب انبار
pantechnicons
انبار
rooms
انبار
almery
انبار
storage bunker
انبار
stock room
انبار
warehouses
انبار
storage tank
انبار
spoil pit
انبار
barn
انبار
repositories
انبار
storeroom
انبار
room
انبار
core storage
انبار چنبرهای
bonded warehouse
انبار گمرک
ensile
انبار کردن
earth depot
انبار خاک
to bunker
در انبار اندوختن
ammunition depot
انبار مهمات
beam store
انبار پرتویی
bonded store
انبار گمرک
bonded ware house
انبار گمرکی
basic allowance
شارژ انبار
ammunition dump
انبار مهمات
auxiliary storage
انبار کمکی
cellarge
حق انبار داری
chain locker
انبار زنجیر
claimant stock
انبار امانی
shed space
انبار چندراهه
powder magazine
انبار باروت
mass storage
انبار انبوه
storekeeping
رسیدگی به انبار
mattamore
انبار زیرزمینی
lime shed
انبار اهک
level of supply
سطح انبار
laver
اب انبار حوضچه
shell room
انبار گلوله
storeroom
انبار کالا
stowage
انبار کالا
storable
انبار کردنی
stockage objective
هدف انبار
public warehouse
انبار عمومی
sand store
انبار ماسه
sail locker
انبار ملوانی
retail bin
انبار جزئی
reservedness
انبار کردن
snow drift
برف انبار
spoin bank
انبار مازاد
stock level
سطح انبار
stock piling
انبار کردن
stock room
انبار کالا
stockage
ذخیره انبار
lanary
انبار پشم
inventory lot
نوبه انبار
warehouse stock
موجودی انبار
filler depot
انبار یدکی
warehouse warrant
قبض انبار
filler depot
انبار تکمیلی
warehousing
نگهداری در انبار
watering place
اب انبار مخزن
wine cellar
انبار شراب
x site
انبار موقت
deep freeze
انبار کردن
fruitery
انبار میوه
fuel storage
انبار سوخت
general depot
انبار عمومی
the reservoir of a lamp
انبار لامپا
in the hold
در انبار کشتی
toolhouse
انبار ابزار
turbocharger
انبار اگزوز
ware room
انبار گمرک
warehouse receipt
رسید انبار
imburse
انبار کردن
hay loft
انبار علوفه
hay loft
انبار علف
deep freezes
انبار کردن
stashing
انبار کردن
job lots
ته مانده انبار
holds
انبار کالا
silo
انبار غله
build up
پر کردن انبار
storing
انبار ناو
build-up
پر کردن انبار
build-ups
پر کردن انبار
storehouse
انبار سر پوشیده
storehouse
مخزن انبار
storehouses
انبار سر پوشیده
holds
انبار کشتی
woodshed
انبار هیزم
hold
انبار کشتی
barnyard
حیاط انبار
bin
انبار دغالسنگ
bins
انبار دغالسنگ
stockist
انبار میکند
stockists
انبار میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com