Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (15 milliseconds)
English
Persian
warehouse
انبار گمرک
warehouses
انبار گمرک
bonded store
انبار گمرک
bonded warehouse
انبار گمرک
ware room
انبار گمرک
Search result with all words
bond
به انبار گمرک تحویل دادن
bonded goods
کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
Other Matches
import duties
حق گمرک اجناس وارداتی گمرک ورودی
custom's appraisor
مامور گمرک ارزیاب گمرک
to declare
[customs]
گمرک دادن
[گمرک]
caged storage
قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
stockpiling
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled
ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpile
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiles
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled
پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
dump
انبار موقتی زاغه مهمات انبار
field storage
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
bin storage
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
customs
گمرک
free trader
بدون گمرک
customs appraisor
مامور گمرک
customs agent
کارگزار گمرک
customs agent
واسطه گمرک
customs house
اداره گمرک
customhouse
اداره گمرک
customable
گمرک بردار
To get it through the custome.
از گمرک رد کردن
customs clearance
ترخیص از گمرک
customs
اداره گمرک
impost
گمرک ورودی
inland duty
گمرک داخلی
levy duties
گمرک بستن
duty paid
گمرک پرداخته
duty paid
گمرک شده
duty-free
معاف از گمرک
dutiable
گمرک بردار
customs
دفتر گمرک
customs officer
مامور گمرک
clears
از گمرک دراوردن
clearest
از گمرک دراوردن
custom house
گمرک خانه
custom house
اداره گمرک
custom assersor
مامور گمرک
clearer
از گمرک دراوردن
clear
از گمرک دراوردن
custom
حقوق گمرکی گمرک
tidewaiter
مامور گمرک لب دریا
custom assersor
گمرکچی ارزیاب گمرک
free list
صورت کالاهای بی گمرک
levy duties
گمرک بستن به جنسی
the free list
صورت کالای بی گمرک
import duties
گمرک اجناس وارداتی
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
clearance inwards
اعلامیه ورود کشتی به گمرک
in bond
تحت کنترل اداره گمرک
clearance inwards
ورود کشتی به محوطه گمرک
customs entry
افهار یا اعلام ورود به گمرک
transire
اجازه گمرک جهت انتقال محموله
I have nothing to declare.
چیزی برای گمرک دادن ندارم.
Do you have nothing to declare?
آیا چیزی برای اعلام به گمرک دارید؟
bonded goods
کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
out of bond
کالاهایی که پس از پرداخت حقوق گمرکی ازمحوطه گمرک خارج شده باشد
custodial record
پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
stock number
شماره فنی انبار شماره انبار
clearance in ward
گواهی مامورین گمرک نسبت به کالاهایی که مشمول حقوق گمرکی می شوند قبل از تخلیه و بعد از حمل
transire
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
clear
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearest
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearer
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clears
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
garnered
انبار
in bond
در انبار
store room
انبار
garner
انبار
stock
انبار
stocked
انبار
thesauruses
انبار
agglomeration
انبار
thesaurus
انبار
depot
انبار
lodges
انبار
lodged
انبار
depots
انبار
lodge
انبار
garnering
انبار
store
انبار
entrepot
انبار
store-rooms
انبار
storing
انبار
magazine
انبار
store-room
انبار
garners
انبار
cistern
اب انبار
cisterns
اب انبار
freight house
انبار
storage
انبار
magazines
انبار
depository
انبار
sluiced
انبار
barns
انبار
barn
انبار
sluice
انبار
almery
انبار
storehouse
انبار
storeroom
انبار
storehouses
انبار
storage tank
انبار
storage bunker
انبار
reservoirs
انبار
reservoirs
اب انبار
water storage tank
اب انبار
pantechnicon
انبار
pantechnicons
انبار
water reservoir
اب انبار
stockroom
انبار
wastes
انبار
waste
انبار
stockrooms
انبار
tower silo
انبار
cellars
انبار
cellar
انبار
reservoir
اب انبار
reservoir
انبار
room
انبار
rooms
انبار
seraglio
انبار
repositories
انبار
repository
انبار
warehouse
انبار
sluices
انبار
reservedness
انبار
reservedness
اب انبار
spoil pit
انبار
warehouses
انبار
stock room
انبار
deep freezes
انبار کردن
beam store
انبار پرتویی
claimant stock
انبار امانی
basic allowance
شارژ انبار
chain locker
انبار زنجیر
auxiliary storage
انبار کمکی
bonded ware house
انبار گمرکی
to bunker
در انبار اندوختن
cellarge
حق انبار داری
shed space
انبار چندراهه
retail bin
انبار جزئی
core storage
انبار چنبرهای
deep freeze
انبار کردن
x site
انبار موقت
public warehouse
انبار عمومی
lanary
انبار پشم
inventory lot
نوبه انبار
stock level
سطح انبار
in the hold
در انبار کشتی
stock piling
انبار کردن
stock room
انبار کالا
stockage
ذخیره انبار
stockage objective
هدف انبار
spoin bank
انبار مازاد
laver
اب انبار حوضچه
level of supply
سطح انبار
powder magazine
انبار باروت
mass storage
انبار انبوه
reservedness
انبار کردن
mattamore
انبار زیرزمینی
lime shed
انبار اهک
sail locker
انبار ملوانی
sand store
انبار ماسه
shell room
انبار گلوله
snow drift
برف انبار
storable
انبار کردنی
imburse
انبار کردن
turbocharger
انبار اگزوز
warehouse receipt
رسید انبار
ensile
انبار کردن
warehouse stock
موجودی انبار
earth depot
انبار خاک
warehouse warrant
قبض انبار
warehousing
نگهداری در انبار
watering place
اب انبار مخزن
toolhouse
انبار ابزار
filler depot
انبار تکمیلی
filler depot
انبار یدکی
hay loft
انبار علوفه
storekeeping
رسیدگی به انبار
storeroom
انبار کالا
hay loft
انبار علف
general depot
انبار عمومی
fuel storage
انبار سوخت
fruitery
انبار میوه
stowage
انبار کالا
the reservoir of a lamp
انبار لامپا
wine cellar
انبار شراب
job lot
ته مانده انبار
hold
انبار کشتی
hold
انبار کالا
holds
انبار کشتی
holds
انبار کالا
silo
انبار غله
build up
پر کردن انبار
build-up
پر کردن انبار
build-ups
پر کردن انبار
storehouse
انبار سر پوشیده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com