English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
participative انبازی کننده همراه
Other Matches
partnerships انبازی
partnership انبازی
fellowsh انبازی
demonstrationist کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
attribute هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributes هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributing هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
peer to peer network شبکه همراه به همراه
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
secondary planet همراه
company همراه
non concurrent نا همراه
companies همراه
to fight with the enemy همراه = با
mid- همراه با
mid همراه با
participants همراه
on همراه
participant همراه
concomitant همراه
acologte همراه
along همراه
attendants همراه
attendant همراه
in company with همراه
comrades همراه
accompanying همراه
comrade همراه
bundled همراه
accompanied by همراه
unbundled غیر همراه
good luck to you خدا به همراه
to accompany همراه شدن
convoys همراه رفتن
attend همراه بودن
go along همراه رفتن
to keep company with همراه بودن با
spasmodic همراه با انقباضات
spasmodically همراه با انقباضات
to come along همراه امدن
escorting همراه بدرقه
to go along همراه شدن
attending همراه بودن
Accompanied by. Together with . به اتفاق (همراه )
escort همراه بدرقه
escorted همراه بدرقه
compeer قرین همراه
escorts همراه بدرقه
fraught دارا همراه
come along with me همراه من بیائید
accompany همراه بودن
accompanies همراه بودن
attends همراه بودن
accompanied همراه بودن
on one's coat-tails <idiom> همراه کس دیگر
indiental music موزیک همراه
bon voyage خدا به همراه
convoy همراه رفتن
accompanier همراه مصاحب
accompanying fire اتش همراه
accompanying cargo بار همراه
unaccompanied بدون همراه
companion همراه همدم
accompanying sound صدای همراه
accommpanying element عنصر همراه
accompanying supplies تدارکات همراه
sick headache سردرد همراه با
associated sound صدای همراه
door bundle بار همراه
japko chagi ضربه پا همراه گرفتن پا
attendant همراه نگهبان کشیک
typhoons توفان همراه با باران
to accompany همراه کسی رفتن
typhoon توفان همراه با باران
to go along همراه کسی رفتن
to carry a watch ساعت همراه داشتن
savate بوکس همراه با لگد
ice storm طوفان همراه باتگرگ
incorrect نادرست یا به همراه خطا
corps artillery توپخانه همراه سپاه
bitumen macadam سنگریزی همراه با قیر
Bring your friend along. دوستت را همراه بیاور
kick boxing بوکس همراه با لگد
amaurotic idiocy کانایی همراه با نابینایی
wave off فرود همراه با سایش
attendants همراه نگهبان کشیک
herewith همراه این نامه
bundled software نرم افزار همراه
aerial cartwheel مارپیچ همراه با پرش وچرخش
thunderstorm توفان همراه بااذرخش وصاعقه
thunderstorms توفان همراه بااذرخش وصاعقه
I have nothing to declare. کالای گمرکی همراه ندارم.
landing attack تک همراه با پیاده شدن به ساحل
Nothing to declare همراه نداشتن کالاهای گمرکی
Goods to declare همراه داشتن کالاهای گمرکی
RIFF ماده بزرگ همراه ID RIFF.
hit it off with someone <idiom> بهترین همراه با کسی داشتن
grand mal صرع همراه با تشنج وغش
door bundle بار پرتابی همراه با چترباز
chaperons همراه دختران جوان رفتن
chaperones همراه دختران جوان رفتن
chaperone همراه دختران جوان رفتن
chaperon همراه دختران جوان رفتن
to cell phone با تلفن همراه زنگ زدن
to call on the cell phone با تلفن همراه زنگ زدن
to go along همراه رفتن همراهی کردن
companies گروهان همراه کسی رفتن
thundershower رگبار همراه با رعد وبرق
to bid a persong به کسی خدابه همراه گفتن
dysuria ادرار همراه با سوزش واشکال
company گروهان همراه کسی رفتن
coloratura خوانندهای که همراه چنین آهنگی میخواند
sidestep traverse صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو
striptease رقص همراه با برهنگی تدریجی رقاصه
chaperon شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
callithump رژه پر سروصدایی همراه باکرنا و بوق
chaperone شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
coloraturas خوانندهای که همراه چنین آهنگی میخواند
chaperons شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
sob همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
sobbed همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
chaperones شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
indiental music ساز و اوازی که با نمایشی همراه باشد
sobbing همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
sobs همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
knobstick کارگریکه که بااعتصاب کارگران همراه نیست
real number عددی که با بخش کسری همراه است .
ballet اسکی همراه با موسیقی وحرکات اکروباتیک
ballets اسکی همراه با موسیقی وحرکات اکروباتیک
rear takedown with outside singleleg byl زیریک خم میانکوب همراه بااقل ازچپ
oratorio قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
oratorios قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
subscripted variable عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
joint product offer فروش یک کالا همراه با کالای دیگر
oxidative phosphorylation فسفریل دار کردن همراه بااکسایش
multidimensional تعداد آرایههای موازی به همراه عمق
cell phone users while driving کاربران تلفن همراه درحال رانندگی
Do you have nothing to declare? آیا کالای گمرکی همراه دارید؟
desks میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
do [verb] روی [فعلی که همراه می آید] تکیه میکند
conditivum [مقبره رمی ها همراه با تابوت های تزئینی]
cash with order پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
fortis دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
desk میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
conditorium [مقبره رمی ها همراه با تابوت های تزئینی]
shares استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
shared استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
milk leg ورم پای نوزاد همراه با دردبهنگام زایمان
cantatas شعری که با اوازیکنفری همراه موسیقی خوانده شود
cantata شعری که با اوازیکنفری همراه موسیقی خوانده شود
strophe چرخش هنگام رقص همراه با اوازدسته جمعی
share استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
best rate of climb speed سرعتی که با بیشترین ارتفاع در واحد زمان همراه است
blizzard باد تند و سردی که همراه ان دانههای برف باشد
user متن همراه یک برنامه که به کاربر کمک میکند در اجرای آن
bundled software نرم افزاری که همراه با قیمت کامپیوتر فروخته میشود
bugging خطایی در برنامه کامپیوتری که اجرا را با مشکل همراه میکند
bugs خطایی در برنامه کامپیوتری که اجرا را با مشکل همراه میکند
slapstick نمایش خنده دار همراه باشوخی وسر وصدا
users متن همراه یک برنامه که به کاربر کمک میکند در اجرای آن
camp follower اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
repeating key روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
camp followers اشخاص غیر نظامی که همراه قشون حرکت میکنند
squire of dames کسی که همراه زنان میرودیابیشتردرگروه انان داخل میشود
blizzards باد تند و سردی که همراه ان دانههای برف باشد
bug خطایی در برنامه کامپیوتری که اجرا را با مشکل همراه میکند
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
process ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
creptation تخریب خلل و فرج بتن همراه با صدای درهم شکستن
to play gooseberry همراه دونفرعاشق ومعشوق راه افتادن وموی دماغ انهاشدن)
processes ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
female استدلالی به همراه سوکتهایی که سوزنهای اتصال نری وارد آن می شوند
attachment فایل نام دارای که همراه یک پیامیست الکترونیکی ارسال میشود
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
break-dancing گونهای رقص جدید که همراه است با عملیات آکروباتیک و چرخشهای تند
pinout شرح محل سوزن ها در مدار مجتمع به همراه کار و سیگنال آنها
forms ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
crabs پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
form ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
crab پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
wire کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
wires کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com