English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (5 milliseconds)
English Persian
stack انباشتن
stacked انباشتن
stacks انباشتن
hoarding انباشتن
hoardings انباشتن
accumulate انباشتن
accumulates انباشتن
accumulating انباشتن
bulk انباشتن
stuffing انباشتن
accrue انباشتن
accrues انباشتن
accruing انباشتن
hill انباشتن
hills انباشتن
stuff انباشتن
stuffed انباشتن
stuffs انباشتن
hoard انباشتن
hoarded انباشتن
hoards انباشتن
stash انباشتن
stashed انباشتن
stashes انباشتن
stashing انباشتن
agglomerate انباشتن
cumulate انباشتن
cumulation انباشتن
roll up انباشتن
treasur up انباشتن
Other Matches
assembled انباشتن گرداوردن
assemble انباشتن گرداوردن
assembles انباشتن گرداوردن
stuffs چپاندن انباشتن
huddling روی هم انباشتن
stack up روی هم انباشتن
huddles روی هم انباشتن
pyramid رویهم انباشتن
huddle روی هم انباشتن
huddled روی هم انباشتن
fill انباشتن اکندن
stows پریدن انباشتن
accumulate رویهم انباشتن
stowing پریدن انباشتن
pyramids رویهم انباشتن
stuff چپاندن انباشتن
accumulates رویهم انباشتن
accumulating رویهم انباشتن
dump رونوشت انباشتن
fills انباشتن اکندن
stow پریدن انباشتن
stuffed چپاندن انباشتن
stowed پریدن انباشتن
garnered انبار کردن انباشتن
garnering انبار کردن انباشتن
garners انبار کردن انباشتن
garner انبار کردن انباشتن
stacked انباشتن پشته کردن
ingather انباشتن خرمن برداشتن
stacks انباشتن پشته کردن
agglomerate جمع کردن انباشتن
overstuff با اشیا زیاد انباشتن
stack انباشتن پشته کردن
banks رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
overstuff بیش ازحد لزوم انباشتن
plenish با اثاثه انباشتن تجهیز کردن
bank رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
to store up something انباشتن چیزی برای استفاده در آینده
pondage گنجایش حوض یا استخر انباشتن اب در حوض یااستخر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com