English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (6 milliseconds)
English Persian
fill انباشتن اکندن
fills انباشتن اکندن
Other Matches
hoard انباشتن
hoarded انباشتن
stuffs انباشتن
stuffed انباشتن
stuff انباشتن
hills انباشتن
hill انباشتن
bulk انباشتن
accruing انباشتن
accrues انباشتن
accrue انباشتن
stuffing انباشتن
hoards انباشتن
roll up انباشتن
treasur up انباشتن
cumulation انباشتن
cumulate انباشتن
agglomerate انباشتن
stashing انباشتن
stashes انباشتن
stashed انباشتن
stash انباشتن
accumulate انباشتن
stacks انباشتن
stacked انباشتن
stack انباشتن
hoardings انباشتن
hoarding انباشتن
accumulating انباشتن
accumulates انباشتن
assembled انباشتن گرداوردن
assemble انباشتن گرداوردن
stowed پریدن انباشتن
huddling روی هم انباشتن
stack up روی هم انباشتن
huddled روی هم انباشتن
huddles روی هم انباشتن
pyramid رویهم انباشتن
huddle روی هم انباشتن
assembles انباشتن گرداوردن
stow پریدن انباشتن
pyramids رویهم انباشتن
accumulates رویهم انباشتن
accumulate رویهم انباشتن
accumulating رویهم انباشتن
dump رونوشت انباشتن
stuff چپاندن انباشتن
stows پریدن انباشتن
stuffs چپاندن انباشتن
stowing پریدن انباشتن
stuffed چپاندن انباشتن
stacked انباشتن پشته کردن
garner انبار کردن انباشتن
garnered انبار کردن انباشتن
garnering انبار کردن انباشتن
garners انبار کردن انباشتن
stacks انباشتن پشته کردن
ingather انباشتن خرمن برداشتن
stack انباشتن پشته کردن
overstuff با اشیا زیاد انباشتن
agglomerate جمع کردن انباشتن
plenish با اثاثه انباشتن تجهیز کردن
banks رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
bank رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
overstuff بیش ازحد لزوم انباشتن
to store up something انباشتن چیزی برای استفاده در آینده
pondage گنجایش حوض یا استخر انباشتن اب در حوض یااستخر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com