English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
general elections انتخابات عمومی
general election انتخابات عمومی
Search result with all words
genral election انتخابات عمومی برای مجلس
Other Matches
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
election انتخابات
elections انتخابات
proportional representation انتخابات نسبی
law of election قانون انتخابات
enfranchize حق رای در انتخابات
Rigged elections . انتخابات قلابی
Rigged elections ? انتخابات فرمایشی
ballot rigging تقلبدر انتخابات
by election انتخابات فرعی
bye election انتخابات فرعی
pollster نافر انتخابات
pollsters نافر انتخابات
returning officer سرپرست انتخابات برزن
election of the committee انتخابات هیات رئیسه
by-election انتخابات میان دورهای
returning officers سرپرست انتخابات برزن
election supervisory council انجمن نظارت بر انتخابات
election supervisor council انجمن نظارت بر انتخابات
by-elections انتخابات میان دورهای
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
canvasser پروپاکاندچی انتخابات و غیره رای جمع کن
campaigners سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
campaigner سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
disfranchisement محروم سازی یا محرومیت ازحق انتخابات
sheriff نماینده رسمی دولت در یک ناحیه که ماموراجرای قوانین و انجام امورقضایی و نظارت بر انتخابات است
sheriffs نماینده رسمی دولت در یک ناحیه که ماموراجرای قوانین و انجام امورقضایی و نظارت بر انتخابات است
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
It will be interesting to see how the first free elections play themselves out. خیلی جالب خواهد بود تا ببینید که نتیجه اولین انتخابات آزاد چه خواهد شد .
occupation franchise حق رای در انتخابات درصورتی که مستلزم درتصرف داشتن مقداربخصوصی از اراضی در حوزه محل رای گیری باشد
put-up برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put up برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
suffrage حق رای وشرکت در انتخابات رای
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
overt عمومی
popular عمومی
generals عمومی
outline خط عمومی
wider عمومی
widest عمومی
ecumenic عمومی
common user عمومی
rife عمومی
hackneyed عمومی
general porpose عمومی
generic عمومی
wide عمومی
oecumenical عمومی
common :عمومی
outlining خط عمومی
commoners :عمومی
universal عمومی
the public voice عمومی
public عمومی
common عمومی
commoners عمومی
commonest :عمومی
outlined خط عمومی
commonest عمومی
general عمومی
outlines خط عمومی
encyclic عمومی دوری
general factor عامل عمومی
suffrage universal حق رای عمومی
general requirements نیازهای عمومی
GHQ ستاد عمومی
general amnesty عفو عمومی
bath-house حمام عمومی
common labour کارگر عمومی
folkway طرزفکر عمومی
folkway احساسات عمومی
fourth estate مطبوعات عمومی
general education اموزش عمومی
rule of thumb قانون عمومی
general depot امادگاه عمومی
respublica رفاه عمومی
general damage خسارت عمومی
general concepts تدبیر عمومی
general cargo بار عمومی
general assembly مجمع عمومی
records depository بایگانی عمومی
reason of state مصالح عمومی
social good کالاهای عمومی
state property اموال عمومی
general allotment اختصاصات عمومی
general act سند عمومی
general ability توانایی عمومی
g/a خسارت عمومی
general depot انبار عمومی
general equilibrium تعادل عمومی
prosecture وکیل عمومی
common grid شبکه عمومی
collective call sign معرف عمومی
checkup معاینه عمومی
central war جنگ عمومی
baths استخر عمومی
cameralistic science مالیه عمومی
public baths استخر عمومی
alameda گردشگاه عمومی
vogue عمومی ورایج
latrine مستراح عمومی
common hardware قطعات عمومی
counsel for the crown وکیل عمومی
consolidated annuities دیون عمومی
comulative action اثر عمومی
common user items اقلام عمومی
common user خدمات عمومی
public amnsement نمایشگاه عمومی
common purse وجوه عمومی
common parts قطعات عمومی
common nuisance اضرار عمومی
common language زبان عمومی
common items قطعات عمومی
open house جشن عمومی
public utilities تسهیلات عمومی
public institutions موسسات عمومی
public information اطلاعات عمومی
public image تصور عمومی
public goods کالاهای عمومی
public finance مالیه عمومی
public facilities تسهیلات عمومی
public expenditures مخارج عمومی
public enterprises موسسات عمومی
public domain خط مشی عمومی
public deposits سپردههای عمومی
public decency عفت عمومی
public debt قرضه عمومی
public cost هزینه عمومی
public borrowing استقراض عمومی
public benefits منافع عمومی
public affairs روابط عمومی
public interest منافع عمومی
public interest نفع عمومی
public services خدمات عمومی
public servant مستخدم عمومی
public property مال عمومی
public policy سیاست عمومی
public place مکان عمومی
public ownership مالکیت عمومی
public order نظم عمومی
public network شبکه عمومی
public library کتابخانه عمومی
public law حقوق عمومی
public a وکیل عمومی
potlatch جشن عمومی
plaza میدان عمومی
general register ثبات عمومی
public place محل عمومی
general quarters اسایشگاههای عمومی
general psychology روانشناسی عمومی
general plan نقشه عمومی
general paresis فلج عمومی
general paralysis فلج عمومی
general outpost پاسدار عمومی
general outpatient clinic درمانگاه عمومی
quasi public نیمه عمومی
general mobilization بسیج عمومی
general message پیام عمومی
general meeting مجمع عمومی
general meeting جلسه عمومی
general meeting گردهمایی عمومی
general intelligence هوش عمومی
general relativity نسبیت عمومی
general reserve احتیاط عمومی
general staff ستاد عمومی
pissoir مستراح عمومی
overhead costs هزینههای عمومی
open court محکمه عمومی
official submission مناقصه عمومی
public warehouse انبار عمومی
mintster of public works وزیرکارهای عمومی
mass poverty فقر عمومی
in the sight of the public در انظار عمومی
public welfare رفاه عمومی
general welfare رفاه عمومی
general theory نظریه عمومی
general tariff تعرفه عمومی
general support پشتیبانی عمومی
general supplies اماد عمومی
general supplies تدارکات عمومی
general stock سهام عمومی
general grant کمک عمومی
plebiscite اراء عمومی
burdens هزینه عمومی
general strikes اعتصاب عمومی
amnesty عفو عمومی
uniform عمومی متحدالمال
general strike اعتصاب عمومی
offices شغل عمومی
public nuisance مزاحمت عمومی
public nuisances مزاحمت عمومی
bussing مسیر عمومی
generalities افهار عمومی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com