Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (12 milliseconds)
English
Persian
circuit switching
انتخاب مدار
Search result with all words
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
jumper
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است
jumpers
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
selectable
مدار یا وسیلهای که انتخابهای مختلف آن با قرار دادن اتصالات سیم مختلف انتخاب می شوند
Other Matches
radio button
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
target selector
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
sophistication
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
pinned
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
mask design
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
powder train
مدار خرج مدار باروت
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
checked
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
one hook
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
menu item
یک انتخاب در فهرست انتخاب
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal
انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
options
حق انتخاب
options
انتخاب
suffrage
حق انتخاب
delegacy
انتخاب
draft
انتخاب
drafted
انتخاب
drafts
انتخاب
excerption
انتخاب
option
انتخاب
option
حق انتخاب
election
انتخاب
selections
انتخاب
choices
انتخاب
choicest
انتخاب
selecting
انتخاب
franc
حق انتخاب
francs
حق انتخاب
franchise
حق انتخاب
choice
انتخاب
franchises
حق انتخاب
selection
انتخاب
choicer
انتخاب
mischoose
بد انتخاب کردن
mischoice
انتخاب غلط
single
انتخاب کردن
selectively
انتخاب کننده
eligible
شایسته انتخاب
selectors
انتخاب کننده
selector
انتخاب کننده
selectively
مبنی بر انتخاب
selectively
قابل انتخاب
picked
انتخاب شده
impluse selection
انتخاب ایمپولز
outvoter
انتخاب کننده
electives
دارای حق انتخاب
select
انتخاب کردن
elective
دارای حق انتخاب
preselection
انتخاب مقدماتی
project selection
انتخاب پروژه
election
انتخاب نماینده
selected
انتخاب کردن
pickup
انتخاب رشد
pitch upon
انتخاب کردن
natural selection
انتخاب طبیعی
selects
انتخاب کردن
reelection
تجدید انتخاب
to make a choice of
انتخاب کردن
choice of technology
انتخاب تکنولوژی
choiceless
محروم از حق انتخاب
chooser
انتخاب کننده
choosey
انتخاب کننده
choose
انتخاب کردن
chooses
انتخاب کردن
breaks
انتخاب شود
break
انتخاب شود
options
شق انتخاب شده
choosing
انتخاب کردن
chip select
انتخاب تراشه
check boxes
چهارگوشهای انتخاب
eligible
قابل انتخاب
opts
انتخاب کردن
opting
انتخاب کردن
opted
انتخاب کردن
opt
انتخاب کردن
sift
انتخاب کردن
sifted
انتخاب کردن
sifts
انتخاب کردن
ikons
راهنمای انتخاب
icons
راهنمای انتخاب
icon
راهنمای انتخاب
option
شق انتخاب شده
screens
انتخاب کردن
self-service
با انتخاب ازاد
self service
با انتخاب ازاد
selective
انتخاب کننده
faulty selection
انتخاب غلط
selective
مبنی بر انتخاب
freedom of choice
ازادی انتخاب
freedom to choose
ازادی در انتخاب
get in
انتخاب شدن
selective
قابل انتخاب
impluse action
انتخاب شماره
economic choice
انتخاب اقتصادی
direct selection
انتخاب مستقیم
cs
انتخاب تراشه
screening, screenings
انتخاب کردن
screened
انتخاب کردن
screen
انتخاب کردن
dials
انتخاب کردن
dialled
انتخاب کردن
dialed
انتخاب کردن
dial
انتخاب کردن
choosy
انتخاب کننده
chose
انتخاب کرده
cooptation
انتخاب درونی
impluse stepping
انتخاب شماره
menu
فهرست انتخاب
electing
انتخاب کردن
the polls
انتخاب گاه
seller's option
انتخاب فروشنده
elect
انتخاب کردن
switched line
خط انتخاب شده
re-election
تجدید انتخاب
re-election
انتخاب مجدد
re election
تجدید انتخاب
re election
انتخاب مجدد
elects
انتخاب کردن
elected
انتخاب شده
social selection
انتخاب اجتماعی
cream of the crop
<idiom>
انتخاب عانی
pick out
<idiom>
انتخاب کردن
to have one's pick
انتخاب کردن
menus
فهرست انتخاب
electors
انتخاب کننده
elector
انتخاب کننده
selectivity
حسن انتخاب
selection of position
انتخاب موضع
route selection
انتخاب مسیر
hitting
انتخاب یک کلید
hit
انتخاب یک کلید
selection switch
گزینه انتخاب
hits
انتخاب یک کلید
scracity and choice
کمیابی و انتخاب
franchise
ازادی حق انتخاب امتیاز
consumer's choice
انتخاب مصرف کننده
selection
عمل یا فرآیند انتخاب
target designation
روش انتخاب هدف
probabilism
انتخاب وجه احتمالی
franchises
ازادی حق انتخاب امتیاز
selections
عمل یا فرآیند انتخاب
options
عملی که انتخاب میشود
user defined
تعریف یا انتخاب کاربر
option
عملی که انتخاب میشود
ineligible
نا شایسته برای انتخاب
keystroke
عمل انتخاب کلید
main menu
فهرست انتخاب اصلی
Whichever she chooses .
هر کدام را که انتخاب کند
configure
انتخاب سخت افزار
automatic message switching
انتخاب خودکار پیام
reelect
تجدید انتخاب کردن
hit the nail on the head
<idiom>
یافتن انتخاب صحیح
consumer choice
انتخاب مصرف کننده
ineligbility
ناشایستگی برای انتخاب
electress
خانم انتخاب کننده
electorate
هیئت انتخاب کنندگان
compilations
جمع اوری و انتخاب
pick out
انتخاب کردن دریافتن
compilation
جمع اوری و انتخاب
preelection
وابسته به پیش از انتخاب
preelection promises
وعدههای پیش از انتخاب
display menu
فهرست انتخاب نمایشی
target designation
سیستن انتخاب هدف
constituent
انتخاب کننده موکل
preselect
انتخاب کردن مقدماتی
preselect
قبلا انتخاب کردن
presidential election
انتخاب رئیس جمهور
eligibility
شایستگی برای انتخاب
destine
قبلا انتخاب کردن
presidential
انتخاب رئیس جمهور
selector channel
کانال انتخاب کننده
selector switch
گزینه انتخاب کننده
default option
انتخاب قرار دادی
electorates
هیئت انتخاب کنندگان
constituents
انتخاب کننده موکل
associated document
وقتی فایل را انتخاب می کنید
selectable
آنچه قابل انتخاب باشد
qualifier
انتخاب شده برای دوربرد
qualifiers
انتخاب شده برای دوربرد
chap
انتخاب کردن شکاف دادن
to pitch upon something
چیزی را برگزیدن یا انتخاب کردن
clicks
انتخاب شده حرکت کند
associated file
وقتی فایل را انتخاب می کنید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com