English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
project selection انتخاب پروژه
Other Matches
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
projects پروژه پروژه افکندن
project پروژه پروژه افکندن
projected پروژه پروژه افکندن
target selector دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
projected پروژه
project پروژه
schemes پروژه
projects پروژه
projections پروژه
projection پروژه
scheme پروژه
schemed پروژه
profile of the road خط پروژه
project appraisal ارزشیابی پروژه
project control کنترل پروژه
project library کتابخانه پروژه
project manager مدیر پروژه ها
project manager مدیر پروژه
project plan طرح پروژه
designs پروژه طرح
design پروژه طرح
to shunt a project کنارگذاشتن یک پروژه
project section بخش تهیه پروژه ها
project schedule زمان بندی پروژه
project management system سیستم مدیریت پروژه
project management program برنامه مدیریت پروژه
project technical report گزارش فنی پروژه
project loans قرضههای مربوط به پروژه ها
long term project پروژه طویل مدت
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
water utilization project پروژه بهره برداری از منابع اب
menu item یک انتخاب در فهرست انتخاب
The project was terminated as of July 1. پروژه از اول ژولیه به پایان رسید.
projects ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
critical path analysis استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
to boondoggle [American English] پول و وقت تلف کردن [برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
When we get this project off the ground we can relax. وقتی این پروژه پا بگیرد و با موفقیت شروع شود، دیگر خیالمان راحت است.
workgroup گروه کوچک کاربران که روی یک پروژه کار می کنند یا به یک شبکه محل وصل هستند
latest event time دیرترین زمانیکه تا ان زمان یک واقعه میتواند اتفاق بیافتد بدون انکه مدت اجرای پروژه طولانی تر گردد
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
feasibility بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
optimum schedule مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند
controlled reprisal انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
outliner برای اینکه به کاربر کمک کند تا بخش ها و زیربخشهای لیست ای از اشیا را مرتب کند یا بخشهایی از پروژه را
excerption انتخاب
delegacy انتخاب
option انتخاب
suffrage حق انتخاب
drafted انتخاب
draft انتخاب
franchises حق انتخاب
francs حق انتخاب
selection انتخاب
drafts انتخاب
selections انتخاب
franchise حق انتخاب
franc حق انتخاب
election انتخاب
choice انتخاب
option حق انتخاب
choicer انتخاب
options انتخاب
choices انتخاب
choicest انتخاب
options حق انتخاب
selecting انتخاب
options شق انتخاب شده
dialed انتخاب کردن
selectively مبنی بر انتخاب
break انتخاب شود
breaks انتخاب شود
electives دارای حق انتخاب
elective دارای حق انتخاب
icon راهنمای انتخاب
icons راهنمای انتخاب
ikons راهنمای انتخاب
opt انتخاب کردن
opted انتخاب کردن
option شق انتخاب شده
dialled انتخاب کردن
to make a choice of انتخاب کردن
choosing انتخاب کردن
sift انتخاب کردن
chooses انتخاب کردن
choose انتخاب کردن
eligible شایسته انتخاب
eligible قابل انتخاب
sifted انتخاب کردن
selective انتخاب کننده
selective مبنی بر انتخاب
selective قابل انتخاب
dials انتخاب کردن
single انتخاب کردن
selectively قابل انتخاب
screened انتخاب کردن
selectively انتخاب کننده
opting انتخاب کردن
opts انتخاب کردن
sifts انتخاب کردن
social selection انتخاب اجتماعی
seller's option انتخاب فروشنده
selectivity حسن انتخاب
selection switch گزینه انتخاب
selection of position انتخاب موضع
scracity and choice کمیابی و انتخاب
route selection انتخاب مسیر
reelection تجدید انتخاب
preselection انتخاب مقدماتی
pitch upon انتخاب کردن
pickup انتخاب رشد
outvoter انتخاب کننده
switched line خط انتخاب شده
the polls انتخاب گاه
pick out <idiom> انتخاب کردن
cream of the crop <idiom> انتخاب عانی
to have one's pick انتخاب کردن
mischoose بد انتخاب کردن
mischoice انتخاب غلط
chooser انتخاب کننده
choiceless محروم از حق انتخاب
choice of technology انتخاب تکنولوژی
chip select انتخاب تراشه
check boxes چهارگوشهای انتخاب
screens انتخاب کردن
screening, screenings انتخاب کردن
screen انتخاب کردن
choosy انتخاب کننده
chose انتخاب کرده
picked انتخاب شده
choosey انتخاب کننده
circuit switching انتخاب مدار
impluse selection انتخاب ایمپولز
impluse stepping انتخاب شماره
impluse action انتخاب شماره
get in انتخاب شدن
freedom to choose ازادی در انتخاب
freedom of choice ازادی انتخاب
faulty selection انتخاب غلط
economic choice انتخاب اقتصادی
direct selection انتخاب مستقیم
cs انتخاب تراشه
cooptation انتخاب درونی
natural selection انتخاب طبیعی
select انتخاب کردن
selector انتخاب کننده
elected انتخاب شده
electors انتخاب کننده
elects انتخاب کردن
electing انتخاب کردن
selectors انتخاب کننده
election انتخاب نماینده
hitting انتخاب یک کلید
elector انتخاب کننده
hits انتخاب یک کلید
hit انتخاب یک کلید
elect انتخاب کردن
selects انتخاب کردن
menus فهرست انتخاب
re election انتخاب مجدد
re election تجدید انتخاب
re-election انتخاب مجدد
re-election تجدید انتخاب
dial انتخاب کردن
self service با انتخاب ازاد
menu فهرست انتخاب
selected انتخاب کردن
self-service با انتخاب ازاد
ineligbility ناشایستگی برای انتخاب
keystroke عمل انتخاب کلید
user defined تعریف یا انتخاب کاربر
reelect تجدید انتخاب کردن
probabilism انتخاب وجه احتمالی
main menu فهرست انتخاب اصلی
selector switch گزینه انتخاب کننده
pick out انتخاب کردن دریافتن
compilations جمع اوری و انتخاب
franchise ازادی حق انتخاب امتیاز
franchises ازادی حق انتخاب امتیاز
electorate هیئت انتخاب کنندگان
electorates هیئت انتخاب کنندگان
selector channel کانال انتخاب کننده
preselect انتخاب کردن مقدماتی
preselect قبلا انتخاب کردن
compilation جمع اوری و انتخاب
presidential election انتخاب رئیس جمهور
target designation سیستن انتخاب هدف
target designation روش انتخاب هدف
preelection وابسته به پیش از انتخاب
preelection promises وعدههای پیش از انتخاب
Whichever she chooses . هر کدام را که انتخاب کند
configure انتخاب سخت افزار
hit the nail on the head <idiom> یافتن انتخاب صحیح
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com