Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (12 milliseconds)
English
Persian
diffusion
انتشار
incidence
انتشار
broadcast
انتشار
broadcasts
انتشار
emission
انتشار
emissions
انتشار
promulgation
انتشار
publicity
انتشار
spreading
انتشار
issue
انتشار
issued
انتشار
issues
انتشار
report
انتشار
reported
انتشار
reports
انتشار
currencies
انتشار
currency
انتشار
omission
انتشار
omissions
انتشار
dispersion
انتشار
dissemination
انتشار
publication
انتشار
publications
انتشار
proclamation
انتشار
proclamations
انتشار
irradiation
انتشار
effluence
انتشار
effluxion
انتشار
issuance
انتشار
pervasion
انتشار
progation
انتشار
propagation
انتشار
publishment
انتشار
newsreader
انتشار
issue
[of something]
[ID card or check]
انتشار
[اسکناس]
[اوراق بهادار]
Other Matches
dissemination
انتشار اخبار انتشار اطلاعات
wave propagation
انتشار موج
promulgation of the laws
انتشار قوانین
emissivity
قابلیت انتشار
propagandize
انتشار دادن
image speard
انتشار تصویر
antenna pattern
انتشار انتن
to bruit abroad
انتشار دادن
sound propagation
انتشار صوت
electronic emission
انتشار الکترونها
electron emmission
انتشار الکترون
thought broadcasting
انتشار فکر
immission
انتشار خارجی
propagation sequence
تسلسل انتشار
light emission
انتشار نور
diffusion coefficient
ضریب انتشار
load spread
انتشار نیرو
diffusible
قابل انتشار
money creation
انتشار پول
velocity of propagation
سرعت انتشار
wave motion
انتشار موج
propagation delay
تاخیر انتشار
republication
انتشار مجدد
circulation
انتشار جریان
noises
انتشار دادن
noise
انتشار دادن
emissions
انتشار امواج
emission
انتشار امواج
publishes
انتشار دادن
published
انتشار دادن
publish
انتشار دادن
propagation sequence
مرحله انتشار
diffusion
انتشار نور
diffusion
انتشار پخش
circulations
انتشار جریان
issue
انتشار دادن
issues
انتشار دادن
issued
انتشار دادن
propagation constant
ثابت انتشار
newsworthy
قابل انتشار
advertise
انتشار دادن
efflux
انتشار بخارج جریان
spreads
منتشر شدن انتشار
spread
منتشر شدن انتشار
error propagation
انتشار خطا
[ریاضی]
sounding boards
عامل انتشار عقاید
sounding board
عامل انتشار عقاید
circulative
انتشار دهنده یا یابنده
conical scanning
انتشار مخروطی امواج
rate of flame propagation
سرعت انتشار شعله
issued
انتشار دادن صدور
soundboard
عامل انتشار عقاید
issues
انتشار دادن صدور
issue
انتشار دادن صدور
conductivity
ضریب هدایت یا انتشار
promulgates
انتشار دادن ترویج کردن
promulgated
انتشار دادن ترویج کردن
advertises
اعلان کردن انتشار دادن
promulgate
انتشار دادن ترویج کردن
propagates
انتشار دادن پخش کردن
promulgating
انتشار دادن ترویج کردن
diasy chain
انتشار سیگنالها در طول یک گذرگاه
propagate
انتشار دادن پخش کردن
issuable
قابل صدور انتشار دادنی
propagated
انتشار دادن پخش کردن
advertised
اعلان کردن انتشار دادن
propagating
انتشار دادن پخش کردن
capital stock
سهام انتشار نیافته شرکت تضامنی
histogram
نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
whispering campaign
انتشار مرتب شایعات علیه رجال و کاندیداها
electroluminescing
که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
emissions
انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
electroluminescent
قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
emission
انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
answer
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answers
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answering
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answered
tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
beta version
گونهای از برنامه کاربردی نرم افزار که تقریباگ آماده انتشار است
copyrights
حق چاپ و انتشار انحصاری برای مولف اثر یا کسی که این حق را از او به انتقال گرفته است
copyright
حق چاپ و انتشار انحصاری برای مولف اثر یا کسی که این حق را از او به انتقال گرفته است
emitter coupled logic
طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
ultrasonic inspection
متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
beta test
گونه دوم از بررسی هایی که روی نرم افزار انجام میشود پیش از آنکه آماده انتشار شود
excitation
انتشار امواج مخابراتی تغذیه لامپ دستگاههای مخابراتی پخش موج درفرستنده
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
promulge
انتشار دادن بعموم اگهی دادن
huygen's principle
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
circulate
انتشار دادن رواج دادن
circulates
انتشار دادن رواج دادن
circulated
انتشار دادن رواج دادن
guided propagation
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
Recent search history
Search history is
off
.
Activate
✘ Close
✘
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
◀—
ش
س
ئ
ی
ب
ل
أ
آ
ا
ت
ن
م
ک
گ
[]
ظ
ط
ژ
ز
ر
ذ
د
پ
ؤ
و
ء
.
!
؟
()
نیم فاصله
Space
نیم فاصله
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com
Close
Previous
Next
Loading...