English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (8 milliseconds)
English Persian
inopinate انتظار نداشته
Other Matches
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
attends انتظار کشیدن انتظار داشتن
attending انتظار کشیدن انتظار داشتن
attend انتظار کشیدن انتظار داشتن
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
Leave me alone . کاری بکارم نداشته باش
dont care a rap ذرهای باک نداشته باشید
dont care a rap هیچ پروا نداشته باشید
leave me alone کاری بمن نداشته باشید
postposition لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
loose sentence جملهای که مفهوم صحیحی نداشته باشد
operation دستوری که نیاز به آدرس کردن اش نداشته باشد
produce race مسابقه بین اسبهایی که هنوزکره نداشته اند
unwatchable [film, TV] <adj.> ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
ground sea خیزاب دریاکه علت نمایانی نداشته باشد
an unprincipled conduct رفتاریکه مبنای اخلاقی صحیحی نداشته باشد
dead knot گرهای که با عضوهای اطراف خود اتصال نداشته باشد
an odd chair صندلی که پنج تای دیگر جور خود نداشته باشد
introductory word کلمهای که در اغازجملهای بکاربرده شودو معنی ویژهای نداشته باشد
fjeld فلات مرتفع وصخره داری که تقریبا هیچ درختی نداشته باشد
He has never taken a step for any one . He has never raised a finger to تا کنون برای کسی قدم یبر نداشته است ( مسا عدتی نکرده )
advisory lock قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
board weave تخت بافت [در این بافت تارها نسبت به یکدیگر زاویه چندانی نداشته و حالت صاف و یکنواخت به خود می گیرند]
kilim [glim] گلیم [زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
bilinear filtering مرکب با توجه به چهار پیکسل تنظیم شده اطراف هر پیکسل برای بررسی اینکه تغییری در رنگ آنها و جود نداشته باشد
expectations انتظار
ready line خط انتظار
expectation انتظار
prospected انتظار
prospecting انتظار
prospect انتظار
expectantly با انتظار
prospects انتظار
expectancy انتظار
expectance انتظار
anticipation انتظار
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
in prospective انتظار داشته
ante-chamber اتاق انتظار
in prospect انتظار داشته
half pay حق انتظار خدمت
presumable <adj.> انتظار می رود
expected <adj.> انتظار می رود
estimated <adj.> انتظار می رود
expectancy chart نمودار انتظار
expectancy table جدول انتظار
anticipated <adj.> انتظار می رود
expectative مورد انتظار
waiting time زمان انتظار
reception rooms اتاق انتظار
beyond the pale <idiom> دوراز انتظار
waiting room اطاق انتظار
wait state وضعیت انتظار
wait state حالت انتظار
to my great surprise برخلاف انتظار من
to look forward to انتظار داشتن
rendezvous area موضع انتظار
redezvous محل انتظار
waiting-room اتاق انتظار
wait time زمان انتظار
probable <adj.> انتظار می رود
in the cards <idiom> انتظار داشتن
reception room اتاق انتظار
error of expectation خطای انتظار
anteroom اطاق انتظار
lobbies سالن انتظار
waiting lists لیست انتظار
waiting list لیست انتظار
lobby سالن انتظار
standby حالت انتظار
anterooms اطاق انتظار
ante-rooms اطاق انتظار
bide در انتظار ماندن
standbys حالت انتظار
anticipative درحالت انتظار
aspiration level سطح انتظار
cooling period زمان انتظار
anticipatory در حال انتظار
waiting-room اطاق انتظار
waiting-rooms اطاق انتظار
lobbied سالن انتظار
suit up ذخیره در انتظار بازی
tempo stroll variation واریاسیون صبر و انتظار
likly انتظار داشتنی مناسب
to look forward to something انتظار چیزی را داشتن
one anxious week of waiting یک هفته انتظار با نگرانی
in prospect مورد انتظار [در برنامه ]
sales expectations فروش مورد انتظار
point spread امتیاز قابل انتظار
expected value ارزش مورد انتظار
look forward انتظار چیزی را داشتن
anticipated price قیمت مورد انتظار
anticipated profit سود مورد انتظار
on deck در انتظار نوبت شنا
means end expectation انتظار وسیله- هدف
intended saving پس انداز مورد انتظار
nonpay status حالت انتظار خدمتی
anticipated inflation تورم مورد انتظار
beyond one's expectation مافوق انتظار کسی
expected frequency فراوانی مورد انتظار
expected price قیمت مورد انتظار
awaited منتظر شدن انتظار داشتن
intended investment سرمایه گذاری مورد انتظار
waits انتظار کشیدن معطل شدن
await منتظر شدن انتظار داشتن
promises نوید انتظار وعده دادن
hold forth پیشنهاد کردن انتظار داشتن
fractional antedating goal response خرده پاسخ انتظار هدف
speculated انتظار سودو زیاد داشتن
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
awaiting aircraft availability زمان انتظار درخط تعمیر
to have arrived [expected moment] رسیدن [به زمان انتظار رفته]
awaiting منتظر شدن انتظار داشتن
waited انتظار کشیدن معطل شدن
product life expectancy عمر مورد انتظار محصول
wait انتظار کشیدن معطل شدن
speculating انتظار سودو زیاد داشتن
promise نوید انتظار وعده دادن
profiteer فردیکه انتظار سودزیاد دارد
speculate انتظار سودو زیاد داشتن
par for the course <idiom> تنها چیزیکه انتظار داشته
speculates انتظار سودو زیاد داشتن
profiteers فردیکه انتظار سودزیاد دارد
awaits منتظر شدن انتظار داشتن
expect انتظار داشتن منتظر بودن
expected انتظار داشتن منتظر بودن
expecting انتظار داشتن منتظر بودن
expects انتظار داشتن منتظر بودن
taxi stand توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
taxi rank [British E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
a further 50 are in prospect ۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
cabstand [American E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
I look forward to receiving your reply. من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
central tendency احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
envisages انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisage انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisaged انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisaging انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
queuing theory نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
deliver the goods <idiom> موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
lounger کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
ready cap حالت انتظار هواپیمای جنگنده برای پرواز
Perhaps you are waiting for the plums fall into your mouth. لابد انتظار داری که لقمه را بجوند ودهانت بگذارند
get away with murder <idiom> انجام کاری خیلی بد بدون انتظار تنبیه را داشتن
immediate پردازش داده پس از ایجاد آن و نه انتظار برای پاس ساعت یا زمان سنگرون
economic nationalism ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
hang قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
hangs قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
ostensible شریک فاهری در CL کسی را گویند که اسمش در ضمن اسم شرکتی اعلام شود و یا عملا" در اداره ان دخالت کند که در این حالت مشئوولیت او در برابر کسانی که به ایت اعتبار او را شریک پنداشته اند درست مانند شرکاواقعی است هر چند که درواقع سهمی نداشته باشد
mttr متوسط زمانی که انتظار می رود برای تشخیص و تصحیح یک خطا در سیستم کامپیوتری لازم باشدRepair To Time ean
HE that lies down with dogs must expect to rise with fleas.. <proverb> کسى که با سگها بخوابد بایستى انتظار آن را هم داشته باشد که با یشرات برخیزد.(پسر نوی با بدان بنشست ,خاندان نبوتش گم شد).
second best theory نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
ring سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
hoping انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped انتظار داشتن ارزو داشتن
hope انتظار داشتن ارزو داشتن
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
von neuman morgensterm utility index شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com