English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
mortmain انتقال ناپذیری
Search result with all words
hydraulic fluid سیال ترکم ناپذیری برای انتقال و توزیع نیرو درسیستم
Other Matches
inexpiably بطور کفاره ناپذیری بطورجبران ناپذیری
indeterminate change of station انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
electronic funds transfer انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
transferring انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfer انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfers انتقال دادن نقل کردن انتقال
baseband transmission روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
transfer processing امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
upload انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
xmodem یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد
signal 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signalled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
transfer rate نسبت انتقال سرعت انتقال
transfer ladle کفچه انتقال چمچمه انتقال
indissolubility حل ناپذیری
illimitableness حد ناپذیری
illimitability حد ناپذیری
imperviousness نم ناپذیری
incomparability مقایسه ناپذیری
irremissibility بخشش ناپذیری
incondensability انقباض ناپذیری
irrevocability برگشت ناپذیری
incorrigibility اصلاح ناپذیری
incorruption فساد ناپذیری
incommutability تخفیف ناپذیری
irretrievability چاره ناپذیری
irresistibility مقاومت ناپذیری
imperviousness نفوذ ناپذیری
irresistibility ایستادگی ناپذیری
irreparableness جبران ناپذیری
impossibility امکان ناپذیری
inextensibility انبساط ناپذیری
untouchability لمس ناپذیری
incommutability تبدیل ناپذیری
inexpressibility بیان ناپذیری
incompressibility تراکم ناپذیری
irremediableness علاج ناپذیری
indisputability بحث ناپذیری
irreconcilability اصلاح ناپذیری
chalktest ازمایش اب ناپذیری با گچ
irreconcilableness اصلاح ناپذیری
indomitability تسخیر ناپذیری
irreconcilableness وفق ناپذیری
ineffability وصف ناپذیری
inelasticity کشش ناپذیری
intolerability تحمل ناپذیری
inerrability لغزش ناپذیری
inerrable لغزش ناپذیری
indiscerptibility تجزیه ناپذیری
indestructibility فنا ناپذیری
incurability علاج ناپذیری
irremediableness چاره ناپذیری
inexplicability توضیح ناپذیری
indefatigability خستگی ناپذیری
indefensibility دفاع ناپذیری
indefensibility تصدیق ناپذیری
indescribability وصف ناپذیری
irrefutability انکار ناپذیری
inexpiableness مرمت ناپذیری
irreconcilability وفق ناپذیری
irreducibility تحویل ناپذیری
inexpiableness کفاره ناپذیری
intangibility لمس ناپذیری
inseparability تجزیه ناپذیری
impenetrability نفوذ ناپذیری
impenetrableness سرایت ناپذیری
immeasurability پیمایش ناپذیری
inscrutability تفحص ناپذیری
interminableness پایان ناپذیری
inaccessibility دسترسی ناپذیری
elastance برق ناپذیری
impermeability نشت ناپذیری
immeusurableness پیمایش ناپذیری
achromatisation رنگ ناپذیری
nonadditivity جمع ناپذیری
immutability تغییر ناپذیری
achromatism رنگ ناپذیری
immiscibility امتزاج ناپذیری
rigidity انعطاف ناپذیری
impenetrableness خلول ناپذیری
insuperability شکست ناپذیری
achromatization رنگ ناپذیری
impassiveness تالم ناپذیری
impassibility تحمل ناپذیری
inalterability تغییر ناپذیری
infallibly لغزش ناپذیری
imperviousness سرایت ناپذیری
inflexibility انعطاف ناپذیری
invulnerability اسیب ناپذیری
abclution فرهنگ ناپذیری
invincibility شکست ناپذیری
irreversibility برگشت ناپذیری
inevitability چاره ناپذیری
immobility تحرک ناپذیری
acoria سیری ناپذیری
irretrievability جبران ناپذیری
inaccessibility ارتباط ناپذیری
insatiability تسکین ناپذیری
invariance تغییر ناپذیری
permeability نفود ناپذیری
rigidity of wages انعطاف ناپذیری مزدها
price rigidity انعطاف ناپذیری قیمت
modulus of incompressibility ضریب فشار ناپذیری
factorial invariance تغییر ناپذیری عاملی
elastivity واحد برق ناپذیری
impermeability نفوذ ناپذیری ناتراوایی
wage rigidity انعطاف ناپذیری مزد
rigidity of prices انعطاف ناپذیری قیمت ها
impermeability نفوذناپذیری تراوش ناپذیری
indispensability چاره ناپذیری اقتضا
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
imperturbableness خون سردی تشویش ناپذیری
implacability تسکین ناپذیری کینه توزی
unattainbility of absolute zero دسترس ناپذیری صفر مطلق
impalpability دارای خصوصیات لمس ناپذیری
incommensurability عدم تقارن سنجش ناپذیری
impassablility امکان ناپذیری عدم قابلیت عبور
impenitence بی میلی نسبت بتوبه توبه ناپذیری
undisputed بی چون وچرابی بحث ناپذیری مسلم بودن
trans shipment انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
anoxia فقدان اکسیژن در سلولهای خونی و بافتی که اغلب منجربه زیانهای جبران ناپذیری میشود
untouchables غیرقابل لمس لمس ناپذیری
untouchable غیرقابل لمس لمس ناپذیری
negotiations انتقال
migration انتقال
negotiation انتقال
transfer check انتقال
conduction انتقال
abaloenation انتقال
assignment انتقال
transfer line خط انتقال
displacement انتقال
assignments انتقال
line shaft انتقال
transfer انتقال
transmissions انتقال
mittimus انتقال
marque انتقال
transmission انتقال
conveyances انتقال
transfers انتقال
conveyance انتقال
transferring انتقال
metabasis انتقال
intuitions انتقال
conductance انتقال
shifted انتقال
downloading انتقال
transmission line خط انتقال
transitions انتقال
conveyed انتقال
shift انتقال
transter انتقال
bail arm انتقال
transference انتقال
devolution انتقال
transition انتقال
shifts انتقال
turn over انتقال
conveying انتقال
conveys انتقال
convey انتقال
translations انتقال
transportation انتقال
transformation انتقال
intuition انتقال
shift انتقال
move انتقال
translation انتقال
conductible قابل انتقال
heat transfer انتقال حرارت
grantor انتقال دهنده
file transfer انتقال فایل
descendible قابل انتقال
immobilization عدم انتقال
demountable قابل انتقال
intuitively ازراه انتقال
heat transfer انتقال گرما
heat transmission انتقال گرما
demographic transition انتقال جمعیتی
negotiable قابل انتقال
digital transmission انتقال دیجیتالی
lineshaft drive محرکه انتقال
energy transfer انتقال انرژی
gold flow انتقال طلا
image propagation factor ضریب انتقال
internal transmittance ضریب انتقال
image transmission انتقال تصویر
electron transition انتقال الکترون
heredity انتقال موروثی
doppler shift انتقال دوپلری
line transmission error خطای انتقال
transfer انتقال دادن
evocate انتقال دادن
alienation انتقال مالکیت
light transmission انتقال نور
energy transmission انتقال انرژی
digital transmission انتقال رقمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com