English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (7 milliseconds)
English Persian
line integral انتگرال خطی
line integral انتگرال خطی [ریاضی]
curvilinear integral انتگرال خطی [ریاضی]
Search result with all words
integral انتگرال
calculus حساب دیفرانسیل و انتگرال جبر
integrate انتگرال گرفتن انتگرال گیری
integrate انتگرال گرفتن
integrates انتگرال گرفتن انتگرال گیری
integrates انتگرال گرفتن
integrating انتگرال گرفتن انتگرال گیری
integrating انتگرال گرفتن
integration انتگرال گیری
digital integrator انتگرال گیر رقمی
double integral انتگرال دوبل
double integration method روش انتگرال دوبل
finite integral انتگرال محدود
integrable قابل گرفتن انتگرال
integral action factor ضریب انتگرال
integrated intensity شدت انتگرال گرفته شده
integrator انتگرال گیر
limited integrator انتگرال محدود
phase integal انتگرال فاز
wet wing بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
calculus [infinitesimal calculus] حساب دیفرانسیل و انتگرال [ریاضی]
infinitesimal calculus حساب دیفرانسیل و انتگرال [ریاضی]
surface integral انتگرال سطحی [ریاضی]
integral calculus محاسبه انتگرال [ریاضی]
integral انتگرال [ریاضی]
multiple integral انتگرال چندگانه [ریاضی]
integration by parts انتگرال گیری جز به جز [فیزیک]
integration by parts انتگرال گیری جز به جز [ریاضی]
Stieltjes integral انتگرال استیلتیس [ریاضی]
Constant of integration ثابت انتگرال گیری [ریاضی]
calculus حساب دیفرانسیل و انتگرال [ریاضی]
differential نماد متغیر انتگرال گیری [ریاضی]
upper limit [of the integral] کرانه بالا [انتگرال] [ریاضی]
lower limit [of the integral] کرانه پائین [انتگرال] [ریاضی]
variable of integration متغیر انتگرال [ریاضی]
the integral from a to b of f-of-x with respect to x انتگرال اف ایکس بین آ و ب [ریاضی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com