Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English
Persian
double integral
انتگرال دوبل
Search result with all words
double integration method
روش انتگرال دوبل
Other Matches
integrating
انتگرال گرفتن انتگرال گیری
integrate
انتگرال گرفتن انتگرال گیری
integrates
انتگرال گرفتن انتگرال گیری
double squirrel cage motor
موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
integral
انتگرال
integrate
انتگرال گرفتن
integrates
انتگرال گرفتن
integrating
انتگرال گرفتن
integration
انتگرال گیری
integral
انتگرال
[ریاضی]
finite integral
انتگرال محدود
integral action factor
ضریب انتگرال
limited integrator
انتگرال محدود
line integral
انتگرال خطی
phase integal
انتگرال فاز
integrator
انتگرال گیر
integral calculus
محاسبه انتگرال
[ریاضی]
integration by parts
انتگرال گیری جز به جز
[ریاضی]
curvilinear integral
انتگرال خطی
[ریاضی]
surface integral
انتگرال سطحی
[ریاضی]
line integral
انتگرال خطی
[ریاضی]
multiple integral
انتگرال چندگانه
[ریاضی]
integrable
قابل گرفتن انتگرال
Stieltjes integral
انتگرال استیلتیس
[ریاضی]
integration by parts
انتگرال گیری جز به جز
[فیزیک]
digital integrator
انتگرال گیر رقمی
variable of integration
متغیر انتگرال
[ریاضی]
duple
دوبل
lower limit
[of the integral]
کرانه پائین
[انتگرال]
[ریاضی]
integrated intensity
شدت انتگرال گرفته شده
the integral from a to b of f-of-x with respect to x
انتگرال اف ایکس بین آ و ب
[ریاضی]
upper limit
[of the integral]
کرانه بالا
[انتگرال]
[ریاضی]
calculus
حساب دیفرانسیل و انتگرال جبر
Constant of integration
ثابت انتگرال گیری
[ریاضی]
calculus
حساب دیفرانسیل و انتگرال
[ریاضی]
infinitesimal calculus
حساب دیفرانسیل و انتگرال
[ریاضی]
calculus
[infinitesimal calculus]
حساب دیفرانسیل و انتگرال
[ریاضی]
double u butt weld
جوش لب به لب یو دوبل
double vee guide
راهنمای وی دوبل
dual capacitor
خازن دوبل
dual tire
لاستیک دوبل
twin conductor
هادی دوبل
push and pull lever
اهرم دوبل
twin lever
اهرم دوبل
double u butt joint
اتصال لب به لب یو دوبل
double check
کیش دوبل
double refraction
شکست دوبل
double knot
گره دوبل
doubles
بازی دوبل
double
بازی دوبل
double frequency
فرکانس دوبل
doubled
بازی دوبل
double entry bookkeeping
حسابداری دوبل
double diode
دیود دوبل
doubled up
بازی دوبل
double refraction
انکسار دوبل
double seam
درز دوبل
fours
مسابقه دوبل
double acting fuse
فیوز دوبل
double belt
تسمه دوبل
double-checked
کیش دوبل
double-check
کیش دوبل
double-checking
کیش دوبل
double bottoms
ناو کف دوبل
double-checks
کیش دوبل
double amplitude
دامنه دوبل
differential
نماد متغیر انتگرال گیری
[ریاضی]
double bank radial engine
موتور ستارهای دوبل
double entry
سیستم دفترداری دوبل
double accumulator switch
کلید انباره دوبل
double dribble
خطای دوبل در بسکتبال
double flanged butt joint
اتصال لب به لب- لبه دوبل
double delta connection
اتصال مثلث دوبل
double flanged seam
درز- لبه دوبل
double i butt weld
جوش درزی ای دوبل
dual crank
میل لنگ دوبل
double tandem engine
موتور سری دوبل
duplex fixed bed miller
دستگاه فرز دوبل
indenture
دوبل کردن قرارداد
double rotor motor
موتور با رتور دوبل
double knee
لوله زانویی دوبل
polyphase earth
اتصال زمین دوبل
double earth fault
اتصال زمین دوبل
double three spindle machine
دستگاه سه هرزگردی دوبل
double track railway bridge
پل راه اهن باسکوی دوبل
double helical gear
چرخ دندانه مارپیچی دوبل
double multiple disc clutch
کلاج چند صفحه- دوبل
double keyway broach
مته دستی با جا خار دوبل
double angle milling cutter
دستگاه فرز زاویه دوبل
double two high rolling mill
دستگاه نورد مضاعف دوبل
double thrust ball bearing
بلبرینگ با فشار محوری دوبل
double thrust bearing
یاطاقان با فشار محوری دوبل
double four spindle machine
دستگاه چهار هرزگردی دوبل
double frame hobbing machine
دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
adjustable double endwrench
آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
double accentric press
پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
double squirrel cage
موتور با رتور قفس سنجابی دوبل
wet wing
بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
service line
خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
duplex operation
کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
double base diode
دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
up and back
بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
credits
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credit
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
alley
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
duodide
دیود مضاعف دیود دوبل
two cell accumulator
اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
bight
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com