Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
even par
انجام تعداد ضربات استاندارددر یک بخش یا تمام بخشای گلف
Other Matches
odd
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
halve
مساوی بودن تعداد ضربات هر دو حریف در یک بخش ازبازی گلف
halved
مساوی بودن تعداد ضربات هر دو حریف در یک بخش ازبازی گلف
scorecard
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
scorecards
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
combinatorics
محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
fully-fledged
انجام تمام وکمال
All the formalities were carried out.
تمام تشریفات انجام شد
process
تعداد کارهایی که باید انجام شوند تا به هدف رسید
processes
تعداد کارهایی که باید انجام شوند تا به هدف رسید
job
کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
jobs
کار یا تعداد کارهایی که به عنوان یک واحد انجام می شوند
parallelling
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallels
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallel
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallelled
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
paralleling
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
paralleled
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
duty rated
بیشترین تعداد عملیات که یک وسیله در یک زمان با مشخصات معلوم میتواند انجام دهد
machine
تعداد قط عات متحرک جدا یا بخشها که با هم کار می کنند تا فرآیندی را انجام دهند
machines
تعداد قط عات متحرک جدا یا بخشها که با هم کار می کنند تا فرآیندی را انجام دهند
machined
تعداد قط عات متحرک جدا یا بخشها که با هم کار می کنند تا فرآیندی را انجام دهند
alu
بخشی از CPU که تمام توابع محاسباتی و منط قی را انجام میدهد
gate
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gates
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
arithmetic
بخش سخت افزاری CPU که تمام توابع ریاضی و منط قی را انجام میدهد
group
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
groups
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
demo
نشان دادن آنچه یک برنامه کاربردی میتواند انجام دهد بدون پیاده سازی تمام توابع
routine
تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند
routinely
تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند
routines
تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند
ULA
قطعهای که حاوی تعداد مدار منط قی جدا و دروازه هایی که سپس توسط مشتری وصل می شوند تا تابع مورد نظررا انجام دهند
universal
مدار مجتمع مجزا که تمام عملیات سری به موازی و واسط را انجام میدهد که بین کامپیوتر و خط وط ارسال لازم است
interlocks
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
interlocking
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
interlock
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
interlocked
رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
drum rolls
ضربات مداوم
drum roll
ضربات مداوم
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
lay to
مبادله ضربات کردن
roundest
تعداد تیر تعداد شلیک دور
round
تعداد تیر تعداد شلیک دور
KO's
با ضربات متوالی از میدان بدرکردن
KO
با ضربات متوالی از میدان بدرکردن
rat-a-tat
ضربات متوالی و تند زدن
like as we lie
طرفین دارای ضربات مساوی
rat a tat
ضربات متوالی و تند زدن
rat a tat tat
ضربات متوالی و تند زدن
pit a pat
با ضربات تند و متوالی درحال ضربان
slugfest
مسابقهای که دران ضربات سنگین ردوبدل میشود
tamp
بوسیله ضربات متوالی بالا یا پایین راندن
beat
تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
beats
تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
groupware
نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
beta software
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate
تمام شدن تمام کردن
terminates
تمام شدن تمام کردن
terminated
تمام شدن تمام کردن
fails
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
failed
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
fail
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
qui facit per alium facit perse
کسی که کاری را بوسیله دیگری انجام بدهد خودش ان را انجام داده است
like a duck takes the water
[Idiom]
کاری را تند یاد بگیرند انجام بدهند و از انجام دادن آن لذت ببرند
automated
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automating
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automates
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automate
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
failure
انجام ندادن کاری که باید انجام شود
failures
انجام ندادن کاری که باید انجام شود
gurantee
عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
robot
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robots
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed.
هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
scratch one's back
<idiom>
کاری را برای کسی انجام دادن به امید اینکه اوهم برای تو انجام دهد
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
tapping
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
upward compatible
اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
lapped
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
panoramas
تمام نما اینه تمام نما
full track
تمام شنی خودرو تمام شنی
panorama
تمام نما اینه تمام نما
retention money
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
query
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queried
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
querying
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
numbers
تعداد
number
تعداد
paul
تعداد کم
magnitude
تعداد
continue
ادامه دادن چیزی یا انجام دادن چیزی که زودتر انجام می دادید
continues
ادامه دادن چیزی یا انجام دادن چیزی که زودتر انجام می دادید
number of cycle
تعداد دوره ها
volume
تعداد میزان
quantities
تعداد زیاد
counts
تعداد ایمپولز
wheen
تعداد زیاد
work force
تعداد کارگر
small lot
نوبه کم تعداد
quantity
تعداد زیاد
A smaller number . Fewer .
تعداد کمتر
number of threads
تعداد پیچش ها
number of cycle
تعداد تناوبها
number of rounds
تعداد گلوله ها
volumes
تعداد میزان
counting
تعداد ایمپولز
counted
تعداد ایمپولز
count
تعداد ایمپولز
population
[pop.]
تعداد مردم
bpi
تعداد بایت در هر اینچ
Quite a few people ...
تعداد زیادی
[از مردم]
precision
تعداد ارقام یک عدد
count
تعداد امتیاز توپزن
family size
تعداد افراد خانواده
nests
تعداد توابع در یک تابع
nest
تعداد توابع در یک تابع
blocking factor
تعداد رکوردها در بلاک
No small number of ...
تعداد زیادی
[از مردم]
birthrate
تعداد موالید زه وزاد
atomicity
تعداد اتم در ملکول
setting up
تعداد موضوعات مربوطه
parallels
تعداد آدرسهای متصل به هم
polls
تعداد رای دهندگان
thereabouts
در حدود آن میزان یا تعداد
parallelling
تعداد آدرسهای متصل به هم
polled
تعداد رای دهندگان
poll
تعداد رای دهندگان
versions
تعداد گونههای یک محصول
version
تعداد گونههای یک محصول
parallelled
تعداد آدرسهای متصل به هم
quantities
تعداد یا شماره چیزی
paralleling
تعداد آدرسهای متصل به هم
tpi
تعداد شیار در هر اینچ
paralleled
تعداد آدرسهای متصل به هم
parallel
تعداد آدرسهای متصل به هم
set
تعداد موضوعات مربوطه
sets
تعداد موضوعات مربوطه
quantity
تعداد یا شماره چیزی
counted
تعداد امتیاز توپزن
day of supply
تعداد روزهای اماد
number of componentes
تعداد سازندههای مستقل
kajillion
[slang]
تعداد بسیار زیادی
counting
تعداد امتیاز توپزن
day of duty
تعداد روزهای خدمت
day of absence
تعداد روزهای نهستی
number
[of something]
تعداد
[عده]
[چیزهایی]
cyclic rate
تعداد تیردر دقیقه
width
تعداد حروف در یک صفحه یا خط
counts
تعداد امتیاز توپزن
string
تعداد حروف یک رشته
cycled
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
bytes per inch
تعداد بایت ها در یک واحد اینچ
counted
تعداد جریانهای ضربهای شمردن
lpm
تعداد خطوط دردقیقه inutes
mainframe computer
مانند تعداد عملوند همزمان
counts
ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
items
تعداد حروف و ارقام در داده
size of a statistical sample
[N]
تعداد کل داده های آماری
sums
کل تعداد موضوعات جمع شده با هم
counted
ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
counts
تعداد جریانهای ضربهای شمردن
wpm
تعداد کلمات دردقیقه inute
counting
ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
head count
تعداد مردم شمرده شده
head counts
تعداد مردم شمرده شده
cycles
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
counting
تعداد جریانهای ضربهای شمردن
sum
کل تعداد موضوعات جمع شده با هم
cycle
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
registration numbers
تعداد دفعات ثبت تیر
natality
تعداد زایش وموالید جدید
word
تعداد کلمات در فایل یا متن
worded
تعداد کلمات در فایل یا متن
exposure adjustment knob
دکمه نمایش تعداد فیلم
toll
تعداد تلفات جنگی ضایعه
number of rounds
تعداد تیرهای شلیک شده
strength
توان رزمی تعداد نفرات
strengths
توان رزمی تعداد نفرات
frequencies
تعداد پریودها پریودیسیته وفور
frequency
تعداد پریودها پریودیسیته وفور
count
ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
registration number
تعداد دفعات ثبت تیر
count
تعداد جریانهای ضربهای شمردن
man-hours
جمع تعداد ساعات کار
pitch
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند
tolls
تعداد تلفات جنگی ضایعه
pitches
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند
tolling
تعداد تلفات جنگی ضایعه
item
تعداد حروف و ارقام در داده
balanced line
تعادل تعداد مهاجمان در وسط
man-hour
جمع تعداد ساعات کار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com