English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
sisterhood انجمن خیریه مذهبی نسوان
Other Matches
sorority انجمنهای خیریه یا کلوب نسوان
conventicle انجمن مخفی وغیر قانونی انجمن مذهبی
benefits society انجمن خیریه
Jesuit عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
Jesuits عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
female نسوان
gynecocracy حکومت نسوان
womanhood عالم نسوان
woman's rights حقوق نسوان
muliebrity عالم نسوان
woman suffrage حق رای نسوان
concordat پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
atheneum انجمن ادبی انجمن دانش
athenaeum انجمن ادبی انجمن دانش
woman's rights حقوق اجتماعی و سیاسی نسوان
suffragist هواخواه دادن حق رای یا حق انتخاب به نسوان
tearoom رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان
charitable خیریه
charity organization سازمان خیریه
foundation موسسه خیریه
charitable institution موسسه خیریه
alms house مسافرخانه خیریه
welfare سعادت خیریه
charities موسسه خیریه
charity موسسه خیریه
foundation سازمان خیریه
pious foundations بنگاههای خیریه
institutionalism سیاست خیریه واخلاقی
exhibition game بازی نمایشی به نفع خیریه
colleger دانشجویی که ازبنگاه خیریه دانشکده بهرمند میشود
rummage sale حراج هدایای تقدیمی بکلیسابرای امور خیریه
corody لباس وغذا وغیره که موسسات خیریه به محتاجان میدهند
institutionalism سیاست ترویج امور خیریه واصلاح بزهکاران از طرق اخلاقی و تادیبی
flag day هر روزی که مردم برای امور خیریه پول خیرات می کنند ودر مقابل پرچم های کوچک دریافت می دارند
churchly مذهبی
religious مذهبی
churchgoer مذهبی
churchgoers مذهبی
sects فرقه مذهبی
sect فرقه مذهبی
guru معلم مذهبی
tenet متعقدات مذهبی
R.E تحصیلات مذهبی
holidays تعطیل مذهبی
spirituality روحیه مذهبی
gurus معلم مذهبی
holiday تعطیل مذهبی
revivals جنبش مذهبی
revival جنبش مذهبی
ritual تشریفات مذهبی
missioner مبلغ مذهبی
dogmatism تعصب مذهبی
pastoral psychiatry روانپزشکی مذهبی
neologize مذهبی بودن
devout مذهبی عابد
service book کتب مذهبی
semireligious نیمه مذهبی
religionism غیرت مذهبی
religious tenets عقاید مذهبی
religiose مذهبی بودن
religiosity تعصب مذهبی
religious matters مسائل مذهبی
religious rites شعائر مذهبی
holy day تعطیل مذهبی
clergymen عالم مذهبی
missionary مبلغ مذهبی
missionaries مبلغ مذهبی
converter مبلغ مذهبی
convertor مبلغ مذهبی
clergyman عالم مذهبی
pontifex شورای مذهبی
catechisms پرسش نامه مذهبی
catechisms تعلیم ودستور مذهبی
catechetic وابسته به تعالیم مذهبی
traditor خائن در امر مذهبی
catechism تعلیم ودستور مذهبی
psalter سرود مذهبی مزامیر
priggism تعصب سخت مذهبی
rectorate ریاست بنگاه مذهبی
pauli اصول مذهبی پولس
catechism پرسش نامه مذهبی
revivalist طرفدار احیای مذهبی
revivalists طرفدار احیای مذهبی
wowser مذهبی و خرده گیر
holyday روز تعطیل مذهبی
ecclesiogenic neurosis روان رنجوری مذهبی
dogmatics مبحث شعائر مذهبی
chaplain activities fund اعتبار امور مذهبی
catechesis تعالیم مذهبی شفاهی
tabu منع یانهی مذهبی
swami رهبر مذهبی هندی
hymnbook کتاب سرود مذهبی
sacramental وابسته به مراسم مذهبی
revivalism اصول بیداری مذهبی
synod مجلس منافره مذهبی
synods مجلس منافره مذهبی
Religious (political) fanaticism تعصبات مذهبی ( سیاسی )
soul music موسیقی مذهبی سیاهپوستان
religious sentiments احساسات وعقاید مذهبی
Mother Superiors رئیس بنیاد مذهبی
Mother Superior رئیس بنیاد مذهبی
cantor اواز خوان مذهبی
rite مراسم تشریفات مذهبی
crusading جنگ مذهبی نهضت
crusades جنگ مذهبی نهضت
psalms سرود مذهبی خواندن
crusaded جنگ مذهبی نهضت
psalm سرود مذهبی خواندن
taboos منع یانهی مذهبی
crusade جنگ مذهبی نهضت
Easter Sepulchre تشریفات مذهبی تدفین
taboo منع یانهی مذهبی
neologian وابسته به تعلیمات نوین مذهبی
indoctrinate تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
revivalist movement جنبش اصول بیداری مذهبی
menology سالنمای جشنها وسوگوارهای مذهبی
vigilantism پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
dogmatize تعصب مذهبی نشان دادن
archdiocese قلمرو مذهبی اسقف اعظم
anagogy تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
anagoge تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
indifferentism لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
church کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
Scientology ساینتولوژی [یک نوع سیستم مذهبی]
indoctrinated تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinates تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinating تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
churches کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
secular دورهای غیر مذهبی دنیائی
sacrilegious مربوط به بیحرمتی به شعائر مذهبی
neologian متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
institutes انجمن
instituted انجمن
association انجمن
clubs انجمن
instituting انجمن
clubbing انجمن
clubbed انجمن
club انجمن
gathering انجمن
fellowsh انجمن
comitia انجمن
group انجمن
groups انجمن
confranternity انجمن
guild انجمن
committee انجمن
committees انجمن
borough council انجمن ده
reunion انجمن
institute انجمن
reunions انجمن
gatherings انجمن
associations انجمن
companies انجمن
communities انجمن
convocation انجمن
community انجمن
convocations انجمن
society انجمن
council انجمن
coteries انجمن
councils انجمن
guilds انجمن
company انجمن
societies انجمن
meetings انجمن
agora انجمن
coterie انجمن
meeting انجمن
jacobin عضو فرقه مذهبی مخالف دولت
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
inquisition تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
inquisitions تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
hunt انجمن شکارچیان
council chamber انجمن گاه
confraternity انجمن اخوت
consistory انجمن کاتوزیان
hunted انجمن شکارچیان
prayer meeting انجمن دعا
secret society انجمن سری
conclave انجمن محرمانه
folkmot انجمن شهر
municipal council انجمن شهرداری
foregather انجمن کردن
quaker's meeting انجمن خاموش
local authority انجمن محلی
folkmoot انجمن شهر
municipal council انجمن شهر
conclaves انجمن محرمانه
hunts انجمن شکارچیان
conferences انجمن باشگاهها
conference انجمن باشگاهها
congresses انجمن مجلس
trade association انجمن صنفی
associate computer professionals انجمن کامپیوترکاران
town meeting انجمن شهری
to hold a meeting انجمن کردن
town council انجمن شهر
town council انجمن شهرداری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com