Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
evangelist
انجیل نویس
evangelists
انجیل نویس
Other Matches
evangelization
تبلیغ یاموعظه ازروی انجیل ترویج انجیل یادین مسیحی
bible
انجیل
evangel
انجیل
gospel
انجیل
gospels
انجیل
bibles
انجیل
gospeller
انجیل خوان
gospel oath
سوگندبه انجیل
gospel of matter
انجیل متی
evangelically
برطبق انجیل
addersser or or
نامه نویس عریضه نویس
matthaean
وابسته به انجیل متی
matthean
وابسته به انجیل متی
gospeller
خودراتنهاصاحب انجیل میداند
matthew
نویسنده انجیل متی
ego loss programming
تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
evangelists
صاحب انجیل مژده رسان
evangelist
صاحب انجیل مژده رسان
versions
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
version
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
luke
نام طبیب پولس رسول که انجیل لوقا بدومنسوب است
chirographer
خط نویس
chronicler
وقایع نویس
editorialist
سرمقاله نویس
dramaturge
درام نویس
tractarian
مقاله نویس
aphorist
موجز نویس
conveyancer
قباله نویس
the psalmist
زبور نویس
calligrapher
خوش نویس
dialogist
مکالمه نویس
calligraphist
خوش نویس
elegiast
مرثیه نویس
deponent
گواهی نویس
tabulating machine
جدول نویس
cryptographer
رمز نویس
tabulator
جدول نویس
aphorist
پند نویس
write once read many
یکبار نویس
programmer
برنامه نویس
typewritter
ماشین نویس
grandiloquent
قلنبه نویس
historians
تاریخ نویس
historian
تاریخ نویس
pamphleteers
رساله نویس
programmers
برنامه نویس
annotator
تفسیر نویس
annotator
حاشیه نویس
annalist
تاریخچه نویس
anecdotist
حکایت نویس
allegorist
تمثیل نویس
affiant
گواهی نویس
acceptor
قبولی نویس
pamphleteer
رساله نویس
elegiast
قصیده نویس
rewriter
دوباره نویس
natural historian
تاریخ نویس
mythographer
اسطوره نویس
sign writer
تابلو نویس
magniloquent
قلنبه نویس
magazinist
مقاله نویس
magazinist
مجله نویس
magazin
مجله نویس
sign writer
لوحه نویس
songwriter
سرود نویس
letter writer
کاغذ نویس
scrabbler
مسوده نویس
orthographer
درست نویس
proverbialist
مثل نویس
proser
نثر نویس
prosateur
نثر نویس
prosaist
نثر نویس
scholiast
حاشیه نویس
proforma
پیش نویس
phonographer
صدا نویس
paragrapher
عبارت نویس
paper stainer
کتاب نویس
letter writer
نامه نویس
lapicide
سنگ نویس
inker
مرکب نویس
fabulist
افسانه نویس
fabler
افسانه نویس
rough or foul copy
چرک نویس
epistoler
نامه نویس
epistler
رساله نویس
endorser
پشت نویس
endorser
فهر نویس
endorseer
فهر نویس
emblematist
مثل نویس
fictionist
افسانه نویس
fictionist
داستان نویس
odist
قصیده نویس
idyllist
قصیده نویس
stenograph
تند نویس
head liner
سرصفحه نویس
story teller
افسانه نویس
gnomical
کوتاه لب نویس
geneologist
شجره نویس
gazetteer
روزنامه نویس
gazetteer
مجله نویس
foul copy
چرک نویس
elegist
مرثیه نویس
columnist
مقاله نویس
ballpens
روان نویس ها
ball pens
روان نویس ها
ballpoints
روان نویس ها
ballpoint pens
روان نویس ها
bookmakers
کتاب نویس
bookmaker
کتاب نویس
typists
ماشین نویس
typist
ماشین نویس
romancer
رمان نویس
novelists
رمان نویس
novelist
رمان نویس
satirists
هجو نویس
satirist
هجو نویس
draughtsmen
طرح نویس
draughtsman
طرح نویس
draftsmen
طرح نویس
lexicographers
لغت نویس
lexicographer
لغت نویس
copyreader
سرمقاله نویس
drafts
چرک نویس
songwriter
ترانه نویس
drafts
پیش نویس
drafted
چرک نویس
drafted
پیش نویس
draft
چرک نویس
draft
پیش نویس
playwright
پیس نویس
scriptwriters
نمایشنامه نویس
dramatist
نمایشنامه نویس
playwrights
نمایشنامه نویس
minute
پیش نویس
scriptwriter
نمایشنامه نویس
polygraphs
بسیار نویس
captions
زیر نویس
caption
زیر نویس
essayists
مقاله نویس
polygraph
بسیار نویس
dramatists
نمایشنامه نویس
biographer
تذکره نویس
essayist
مقاله نویس
playwright
نمایشنامه نویس
playwrights
پیس نویس
biographers
تذکره نویس
columnists
مقاله نویس
sketches
پیش نویس ازمایشی
minute
پیش نویس کردن
maintenance programmer
برنامه نویس نگهداشت
maintenance programmer
برنامه نویس پشتیبان
write white engine
موتور سفید نویس
serialist
داستان نویس سریال
draft
پیش نویس چرکنویس
draft
پیش نویس قرارداد
draft
پیش نویس طرح
draft
پیش نویس کردن
ink writer
در تلگراف مرکب نویس
drafted
پیش نویس چرکنویس
drafted
پیش نویس قرارداد
sketched
پیش نویس ازمایشی
programmer analyst
برنامه نویس / تحلیل گر
endorse
پشت نویس کردن
endorsing
پشت نویس کردن
relative coding
برنامه نویس نسبی
roughs
طرح پیش نویس
endorses
پشت نویس کردن
proforma
پیام پیش نویس
mythologist or ger
اساطیر نویس اساطیردان
mythopoet
شاعر افسانه نویس
sketch
پیش نویس ازمایشی
parts programmer
برنامه نویس اجزاء
penny a line
ارزان نویس بی مایه
subscriber of shares
پذیره نویس سهام
story teller
افسانه گو حکایت نویس
pressman
مخبرروزنامه مقاله نویس
draft of a treaty
پیش نویس معاهده
draft plan
پیش نویس برنامه
pressmen
مخبرروزنامه مقاله نویس
verbose
دراز نویس درازگو
system programmer
برنامه نویس سیستم
subscript
زیر نویس امضاء
endorsed
پشت نویس کردن
fountain pen
قلم خود نویس
fountain pens
قلم خود نویس
applications programmer
برنامه نویس کاربردی
application programmer
برنامه نویس کاربردی
coder
برنامه نویس رمزگذار
computer programmer
برنامه نویس کامپیوتر
to make a minute of
پیش نویس کردن
systems programmer
برنامه نویس سیستم
systems programer
برنامه نویس سیستم
systems progarmmer
برنامه نویس سیستم ها
accepting bank
بانک قبولی نویس
abstracter
خلاصه نویس دزد
drafts
پیش نویس طرح
drafts
پیش نویس قرارداد
biographer
شرح حال نویس
drafts
پیش نویس چرکنویس
holographs
سند دست نویس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com