Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
English
Persian
monopolies
انحصار فروش
monopoly
انحصار فروش
oligopoly
انحصار فروش
selling monopoly
انحصار فروش
Search result with all words
duopoly
انحصار فروش کالا بین دونفر
duopoly
انحصار دو قطبی فروش
duopoly
انحصار دو جانبه فروش
oligopoly
انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
Other Matches
woollen draper
پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
pearlies
جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
wine seller
میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sales force
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
hard sell
سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sale maximization
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
restrictions
انحصار
restriction
انحصار
monopoly
انحصار حق
monopoly
انحصار
premption
انحصار
monopolies
انحصار حق
monopolies
انحصار
monopolist
طرفدار انحصار
legal monopoly
انحصار قانونی
monopolist
انحصار طلب
monopolist
انحصار خرید
monopolism
اصول انحصار
taxation of monopoly
مالیات بر انحصار
duopoly
انحصار دو نفری
monopolism
انحصار طلبی
monopolism
انحصار گرایی
institutional monopoly
انحصار نهادی
exclusion principle
اصل انحصار
duopoly
انحصار دو گانه
monopolist
صاحب انحصار
exclusiveness
محدودیت انحصار
absolute monopoly
انحصار مطلق
duopoly
در انحصار دو فروشنده
public monopoly
انحصار دولتی
pure monopoly
انحصار خالص
natural monopoly
انحصار طبیعی
oligopoly
انحصار چندجانبه
corner
انحصار موقتی
cornering
انحصار موقتی
perfect monopoly
انحصار کامل
corners
انحصار موقتی
monopsony
انحصار خرید
bilateral monopoly
انحصار دوجانبه
bilateral monopoly
انحصار دو جانبه
monopolosm
اصول انحصار
monopolization
انحصار کردن
monopolization
انحصار طلبی
certificate of exclusive inheritance
گواهی انحصار وراثت
charge and discharge statements
حساب انحصار وراثت
letter testamentary
تصدیق انحصار وراثت
monopolised
بخود انحصار دادن
regulated monopoly
انحصار نظارت شده
monopolize
بخود انحصار دادن
price discriminating monopoly
انحصار تبعیض قیمت
monopolising
بخود انحصار دادن
monopolist
وابسته بصاحب انحصار
monopolises
بخود انحصار دادن
duopsony
انحصار دو قطبی خرید
duopsony
انحصار دو جانبه خرید
monopolizes
بخود انحصار دادن
monopolizing
بخود انحصار دادن
monopolized
بخود انحصار دادن
discriminating monopoly
انحصار تبعیض امیز
price setter
قیمت وضع کردن در انحصار
oligopsony
انحصار چند جانبه خرید
complete oligopoly
انحصار چند جانبه کامل
collusive oligopoly
انحصار چند جانبه سازشکارانه
price market
وضع کردن قیمت در انحصار
imperfect oligopoly
انحصار چند جانبه ناقص
furrier
خز فروش پوست فروش
furriers
خز فروش پوست فروش
circumscription
انحصار فضایامحیط محدود ومشخص شده
cornering
انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
guild socialism
اعتقاد به انحصار صنایع ازطرف دولت
corner
انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
duopsony
انحصار خرید کالا بطور دونفری
privity in contract
انحصار نتیجه پیمانی به طرفین ان پیمان
corners
انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
sales promotion
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
bain index
شاخصی که بااستفاده از اختلاف بین قیمت و هزینه کل متوسط قدرت انحصار را اندازه گیری میکند
vendible
قابل فروش جنس قابل فروش
vendable
قابل فروش جنس قابل فروش
probate
تصدیق صحت وصیتنامه رونوشت مصدق وصیتنامه گواهی انحصار وراثت
sell
فروش
sells
فروش
selling
فروش
iceman
یخ فروش
marketing
فروش
offtake
فروش
turnover
فروش
turnover
کل فروش
retailer
تک فروش
sale
فروش
taverner
می فروش
sales
فروش
vendition
فروش
fleshmonger
گوشت فروش
contract of sales
قرارداد فروش
direct selling
فروش مستقیم
coster
سبزی فروش
dead market
بازار کم فروش
contract of sale
قرارداد فروش
clothier
لباس فروش
credit sale
فروش غیرنقدی
clothier
پوشاک فروش
oilman
روغن فروش
drover
گله فروش
corn chandler
گندم فروش
d. in second hand goods
دست فروش
credit sale
فروش نسیه
credit sale
فروش قسطی
news agent
روزنامه فروش
cloth merchant
پارچه فروش
cornfactor
غله فروش
corn d.
غله فروش
credit system
فروش اعتباری
news vendor
روزنامه فروش
crier
دست فروش
cutler
کارد فروش
costermonger
میوه فروش
corn chandler
غله فروش
deed of sale
سند فروش
drysalter
کالباس فروش
duffre
دست فروش
mealman
ارد فروش
mass market product
محصول پر فروش
lumberman
الوار فروش
lumberman
تیر فروش
lumberer
الوار فروش
lumberer
تیر فروش
forward sales
پیش فروش
forward sales
فروش سلف
fruiterer
میوه فروش
killcalf
گوشت فروش
jeweler
گوهر فروش
iron monger
اهن فروش
haught
جاه فروش
herbist
گیاه فروش
herborist
گیاه فروش
hosier
جوراب فروش
mealmen
ارد فروش
meatman
گوشت فروش
mercer
پارچه فروش
linen draper
کتان فروش
euphuist
فصاحت فروش
excise taxes
مالیات بر فروش
fellmonger
پوست فروش
fellmonger
پوستین فروش
sales tax
مالیات بر فروش
fish fag
زن ماهی فروش
flesher
گوشت فروش
forced sale
فروش قانونی
forced sale
فروش اجباری
forward sale
پیش فروش
money off offer
فروش با تخفیف
milk man
شیر فروش
merchantable
قابل فروش
hucksterer
خرده فروش
wholeseller
عمده فروش
sales and marketing
[marketing]
فروش و بازاریابی
antique dealer
عتیقه فروش
foreclosure
فروش گرویی
turnover
[British English]
فروش
[اقتصاد]
wood pavement
چوب فروش
BS
صورت فروش
paper boy
روزنامه فروش
paper boys
روزنامه فروش
salespeople
متصدی فروش
salesperson
متصدی فروش
salespersons
متصدی فروش
volume of sales
حجم فروش
sales
فروش
[اقتصاد]
sales
{pl}
مقدار فروش
turn-over
مقدار فروش
turnover
مقدار فروش
volume of sales
مقدار فروش
sales
{pl}
حجم فروش
turn-over
حجم فروش
newspaperman
روزنامه فروش
turnover
حجم فروش
scholasticate
علم فروش
sale department
قسمت فروش
sale manager
مدیر فروش
sale on a large scale
فروش زیاد
sale or return
فروش یا عودت
sale or return
فروش یااعاده
sale price
قیمت فروش
sale quota
سهمیه فروش
sale tax
مالیات بر فروش
sales accounting
حسابداری فروش
sales agent
نماینده فروش
sales analysis
تحلیل فروش
sale department
بخش فروش
sale commission
کارمزد فروش
vendibility
قابلیت فروش
pedagogical
علم فروش
peltmonger
پوست فروش
perfumer
عطر فروش
pieman
کلوچه فروش
pride ful
جاه فروش
proforma
سیاهه فروش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com