English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
camber انحنای جلوی اسکی
cambers انحنای جلوی اسکی
Other Matches
downstream radius of crest شعاع انحنای ستیغ در پایاب شعاع انحنای ستیغ در پایین دست
surfboards تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
trick ski اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
surfboard تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
telemark پیچ اسکی بجلو وجلو بردن ان از اسکی دیگر
skis اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
glm روش اموزش اسکی به بزرگسالان با اسکی کوتاه
skied اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
dogger اسکی باز ماهر در هات داگ اسکی
ski اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
diagonal اسکی تورینگ و اسکی صحرانوردی
image field curvature انحنای میدان
curvature of space انحنای فضا
instep انحنای روی پا
barbs انحنای قلاب ماهیگیری
barb انحنای قلاب ماهیگیری
hollow موج با انحنای زیاد
hollows موج با انحنای زیاد
centre of crest circle مرکز انحنای ستیغ
sagging انحنای کیل ناو از وسط
clubhouse turn انحنای پیست اسبدوانی پس ازخط پایان
banked turn انحنای پیست اتومبیلرانی بطرف داخل
hook ماهیگیری قسمت گود انحنای موج
hooks ماهیگیری قسمت گود انحنای موج
bend خمش فشاری انحنای لوله زانویی
over the falls مستقیما روی انحنای موج شکننده
banking track انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
lordosis انحنای زیاد ستون فقرات بطرف جلو
outsides اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outside اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
slaloms مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slalom مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
banked track پیست اتومبیلرانی با انحنای برجسته پیست انحناداربرجسته دوچرخه سواری
catenary شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
feont جلوی
frontward جلوی
former جلوی
before my very eyes جلوی چشمهایم
sincipital واقع در جلوی سر
in the way جلوی راه
forward جلوی گستاخ
at the fore در جلوی کشتی
fore جلوی درجلو
prior پیشین جلوی
forwarded جلوی گستاخ
fore جلوی قایق
diffraction تجزیه نور در اثر تداخل انحنای نور انکسار نور
front wing گلگیر جلوی اتومبیل
nose spray بسکهای جلوی گلوله
to get in the way جلوی راه را گرفتن
prowords کلمات جلوی جملات
under one's nose <adv.> جلوی چشم کسی
head sail بادبان جلوی دکل
googol عدد یک با صد صفر در جلوی ان
foresheets فضای جلوی قایق
forward area منطقه جلوی رزم
forward echelon رده جلوی نبرد
Get out of my sight! <idiom> از جلوی چشمم دور شو!
front mud guard گلگیر جلوی اتومبیل
bow قسمت جلوی قایق
bowed قسمت جلوی قایق
anticum جرز جلوی معبد
wind screen شیشه جلوی اتومبیل
windshield شیشه جلوی اتومبیل
windshields شیشه جلوی اتومبیل
I walked past the shop ( store ) . از جلوی فروشگاه گذشتم
to stop the bus جلوی اتوبوس را گرفتن
bowling crease خط موازی جلوی پایه ها
afterleech بادبان جلوی قایق
Get out of my face! <idiom> از جلوی چشمم دور شو!
bowing قسمت جلوی قایق
bows قسمت جلوی قایق
deck سکوی جلوی تانک
decked سکوی جلوی تانک
decks سکوی جلوی تانک
ackermanaxle محور جلوی اتومبیل
ascii اسکی
skied اسکی
skis اسکی
ski اسکی
forwards سه بازیگر جلوی تور والیبال
foreshores لبه جلوی ساحل دریا
to bridle one's own tongue جلوی زبان خودرا گرفتن
foreshore لبه جلوی ساحل دریا
Accidents wI'll happen . جلوی اتفاق رانتوان گرفت
To keep prices down. جلوی افزایش قیمتها را گرفتن
hold one's fire <idiom> جلوی زبان خود را گرفتن
nip in the bud <idiom> از ابتدا جلوی چیزی را گرفتن
to nip something in the bud از ابتدا جلوی چیزی را گرفتن
To teach grandma to suck eggs. جلوی لوطی معلق زدن
to block [hold up] (the) traffic جلوی رفت و آمد را گرفتن
front wheel suspension اویزش چرخهای جلوی اتومبیل
jibs بادبان سه گوشه جلوی دکل
jibbing بادبان سه گوشه جلوی دکل
forward bow spring فنر جلوی سینه کشتی
jibbed بادبان سه گوشه جلوی دکل
jib بادبان سه گوشه جلوی دکل
foresail بادبان سه گوش در جلوی دکل
metopon قسمت جلوی زائده جلومغز
forebody بدنه قسمت جلوی ناو
skied چوب اسکی
ski چوب اسکی
skis چوب اسکی
aquaplaning اسکی روی اب
airplane turn اسکی کوهی
hydro ski اسکی ابی
langlauf اسکی صحرانوردی
piste پیست اسکی
ski boot چکمه اسکی
ski boot کفس اسکی
ski pole چوبدست اسکی
ski suit لباس اسکی
ski tow تله اسکی
cross county اسکی صحرانوردی
skiier اسکی باز
touring ski اسکی تورینگ
wax واکس اسکی
ascii file فایل اسکی
ascii code رمز اسکی
hydro ski اسکی روی اب
skier اسکی باز
water-ski اسکی ابی
ice skate اسکی روی یخ
skiing ورزش اسکی
skiing اسکی بازی
water-skied اسکی ابی
skiers اسکی باز
water-skis اسکی ابی
ski jumps پرش با اسکی
ski jump پرش با اسکی
tip نوعی اسکی
downhill اسکی سرعت
tipping نوعی اسکی
ice-skates اسکی روی یخ
bindings فیکساتور اسکی
turtlenecks یقه اسکی
binding فیکساتور اسکی
turtleneck یقه اسکی
ski lifts تله اسکی
water ski اسکی ابی
ski lift تله اسکی
waxes واکس اسکی
uphill اسکی سرعت
waxed واکس اسکی
ice-skate اسکی روی یخ
panel قسمت جلوی پیشخوان اتومبیل وهواپیماوغیره
foreland زمین جلوی موضع دماغه سنگر
wash حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
to get in somebody's way جلوی راه کسی [چیزی] را گرفتن
washed حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washes حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
fore and aft واقع درطول کشتی جلوی و عقبی
panels قسمت جلوی پیشخوان اتومبیل وهواپیماوغیره
to block [to block up] [to clog] [to clog up] something جلوی جریان [ریزش] چیزی را گرفتن
anti dazzle vizor سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
There is nothing to prevent me. هیچی نمیتونه جلوی منو بگیره.
Come and get warm by the fire . بیا جلوی آتش که گرم بشوی
It took place under my very eyes. درست جلوی چشمم اتفاق افتاد
He doesnt smok in front of (in the presence of)his father. جلوی پدرش سیگار نمی کشد
Drop me by the phone booth. مرا جلوی کیوسک تلفن پیاده کن
water skier اسکی باز روی اب
shovel لبه منحنی اسکی
axe اسکی برروی موج
water-skis چوب اسکی روی اب
langlauf مسابقه اسکی میدانی
klister واکس مخصوص کف اسکی
unweight کاستن فشار اسکی
axed اسکی برروی موج
usascii code رمز اسکی امریکایی
axing اسکی برروی موج
shoveled لبه منحنی اسکی
surfboarder اسکی باز روی اب
shovels لبه منحنی اسکی
ski tourer اسکی باز تفریحی
single pole چوبدستی تکی اسکی
shovelling لبه منحنی اسکی
ski world cup جام جهانی اسکی
shovelled لبه منحنی اسکی
skiable مناسب برای اسکی
skimeister بهترین اسکی باز
slide slip سردادن هر دو اسکی با هم ازپهلو
snow boot پوتین برف یا اسکی
freestyle مسابقههای اسکی ازاد
figure ski طرح چوب اسکی
shoveling لبه منحنی اسکی
miniski نوعی اسکی کوتاه
jet turn چرخش موازی اسکی ها
aquaplane تخته اسکی روی اب
basket حلقه یا گل چوبدست اسکی
skied اسکی بازی کردن
water-skiing اسکی بازی روی اب
biathlon اسکی صحرانوردی با اسلحه
gates دروازه شروع اسکی
balaclavas نوعی کلاه اسکی
ski pole چوب اسکی بازی
gate دروازه شروع اسکی
binder نوعی واکس اسکی
balaclava نوعی کلاه اسکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com