Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English
Persian
standard measure
اندازه استاندارد
Search result with all words
lips
استاندارد و اندازه گیری توان پردازش از موتور واسط
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
Other Matches
ieee
سیستم استاندارد شبکه Token Ring که توسط IBM به صورت استاندارد بیان شده
document
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
documented
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
documenting
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
international standards organization
طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
extending
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
POSIX
استاندارد که یک سری سرویس سیستم عامل را شامل میشود. نرم افزاری که با استاندارد DOSIX کار میکند و بین سخت افزارها ارسال میشود
extends
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extend
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
PHIGS
برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است
source
استاندارد IEEE , IBM وغیره IBM و غیر IBM نوع Taken Ring امکان استاندارد bridge می دهند تا داده را ردو بدل کنند
angle
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it.
<proverb>
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typeface
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analogue
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
ODI
واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
processor
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage
اندازه گیر اندازه گرفتن
gage
اندازه وسیله اندازه گیری
sizes
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
measure
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
gauges
اندازه اندازه گیر
gauged
اندازه اندازه گیر
gauge
اندازه اندازه گیر
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
standard
استاندارد
canonical
استاندارد
high and dry
<idiom>
استاندارد
standards
استاندارد
modulus
استاندارد
silver standard
استاندارد نقره
standardized
استاندارد شده
atmosphere
اتمسفر استاندارد جو
secondary standard
استاندارد ثانویه
standard
استاندارد همگون
standards of living
استاندارد زندگی
basic standard
استاندارد اولیه
basic standard cost
قیمت استاندارد
standard specification
مقررات استاندارد
atmospheres
اتمسفر استاندارد جو
normal temperature and pressure
شرایط استاندارد
standards
استاندارد همگون
table lamp
لامپ استاندارد
resistance standard
مقاومت استاندارد
substandard
زیر استاندارد
traditional chess
شطرنج استاندارد
standard of living
استاندارد زندگی
nonstandard
غیر استاندارد
magnetic standard
اهنربای استاندارد
standard class
درجه استاندارد
standard temperature and pressure
شرایط استاندارد
standard specification
دستورات استاندارد
standard solution
محلول استاندارد
standard section
پروفیل استاندارد
standardises
استاندارد نمودن
standard error
خطای استاندارد
primary standard
استاندارد اولیه
standard candle
شمع استاندارد
standard ohm
اهم استاندارد
standard cell
پیل استاندارد
frequency standard
استاندارد فرکانس
standard interface
رابط استاندارد
dialect
ی در زبان استاندارد
standard bar
میله استاندارد
standard condition
شرایط استاندارد
dialects
ی در زبان استاندارد
standard interface
واسطه استاندارد
standardizes
استاندارد نمودن
standard atmosphere
اتمسفر استاندارد
standard function
تابع استاندارد
standard rate
نرخ استاندارد
standard price
قیمت استاندارد
standard pitch
گام استاندارد
standardising
استاندارد نمودن
standardize
استاندارد نمودن
standardised
استاندارد نمودن
standard pascal
پاسکال استاندارد
standardization
استاندارد سازی
boilerplate
متن استاندارد
standardizing
استاندارد نمودن
standard resistor
مقاومت استاندارد
standard costs
هزینههای استاندارد
ieee
واسط استاندارد IEEE
standard conversion factor
ضریب تبدیل استاندارد
standard heat of formation
گرمای تشکیل استاندارد
standard hydrogen electrode
الکتورد هیدروژن استاندارد
pop up menu
منوی غیر استاندارد
ansi
کدهای استاندارد ANSI
standard electrode potential
پتانسیل الکترود استاندارد
standard penetration
ازمایش نفوذی استاندارد
data encyption standard
استاندارد حفافت داده
ambient quality standard
استاندارد کیفیت پرمون
standard electrode potential
پتانسیل استاندارد الکترود
standard product cost
ارزش تولید استاندارد
standard oxidation potential
پتانسیل اکسایش استاندارد
calibration
مین یک بررسی استاندارد
primary standard grade
خلوص استاندارد اولیه
standard oil company
شرکت نفت استاندارد
standard oil company
استاندارد اویل کمپانی
up to par/scratch/snuff/the mark
<idiom>
متناسب با استاندارد طبیعی
NDIS
واسط دستور استاندارد
mnemonic
استاندارد اختصار کلمه
clark
پیل استاندارد کلارک
cut the mustard
<idiom>
به حد استاندارد لازم رسیدن
raunchiest
پست تر از استاندارد یا میزان متداول
standards
عیار قانونی استاندارد مقرر
international organisation for standard
موسسه بین المللی استاندارد
ntp
pressure temperatureand normalشرایط استاندارد
metric
اندازهای استاندارد یامعیارمتری متری
international standard atmosphere
اتمسفر استاندارد بین المللی
dif
استاندارد مخصوص فایلهای داده
raunchy
پست تر از استاندارد یا میزان متداول
raunchier
پست تر از استاندارد یا میزان متداول
nybble
نصف طول بایت استاندارد
nibble
نصف طول بایت استاندارد
per standard compass
برحسب قطب نمای استاندارد
ieee
استاندارد مون Token Bus
nibbles
نصف طول بایت استاندارد
nibbled
نصف طول بایت استاندارد
nibbling
نصف طول بایت استاندارد
RJ connector
استاندارد عمومی اتصال چهارسیمی
calibrating standard
تنظیم شده به صورت استاندارد
standard free energy of formation
انرژی ازاد تشکیل استاندارد
feed back
اخذ اطلاعات ومقایسه ان با استاندارد
standard
عیار قانونی استاندارد مقرر
current standard cost
هزینه استاندارد و مورد قبول
stp
pressure temperatureand standardشرایط استاندارد
clouted
هدف 21 برابر بزرگتر ازهدف استاندارد
clout
هدف 21 برابر بزرگتر ازهدف استاندارد
bogies
گرفتن امتیاز یک ضربه بیشتراز استاندارد
clouting
هدف 21 برابر بزرگتر ازهدف استاندارد
ton
واحد استاندارد وزن در سیستم متریک
standardize
مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
tons
واحد استاندارد وزن در سیستم متریک
clouts
هدف 21 برابر بزرگتر ازهدف استاندارد
bogies
ضربه بیش از استاندارد درهر بخش
bogeys
گرفتن امتیاز یک ضربه بیشتراز استاندارد
standardising
مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
standardizing
مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
standardizes
مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
sop
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sops
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
standardises
مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
bogey
ضربه بیش از استاندارد درهر بخش
bogey
گرفتن امتیاز یک ضربه بیشتراز استاندارد
NetBIOS
استاندارد دستورات که غالبا استفاده میشود.
bogeys
ضربه بیش از استاندارد درهر بخش
standardised
مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
ECMA
استاندارد نشانههای برای رسم فلوچارت
extended industry standard architecture
معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
Industry Standard Architecture
استاندارد برای باس در IBMPC یا سازگار با آن
Bell compatible modem
مودمی که طبق استاندارد AT & T کار میکند
ansi
گونه استاندارد زبان برنامه نویس C
army standard score
نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
advanced
یک نوع واسط استاندارد برای CD-ROMها
ieee
استاندارد بیان کننده اتصالات داده با......... و........
ice point
دمای تعادل مخلوط اب و یخ در فشار استاندارد
eisa
معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
FTAM
روش استاندارد ارسال فایل OSI
density attitude
ارتفاع مربوط به غلظت استاندارد هوا
modularization
برنامههای طراحی از مجموعه از بخشهای تابعی استاندارد
depreciation of currency
کاهش قیمت اسمی سکه طلای استاندارد
qualities
استاندارد متن چاپ شده از یک چاپگر مشخص
quality
استاندارد متن چاپ شده از یک چاپگر مشخص
V series
استاندارد برای ارسال داده به کمک مودم
gauge railway
فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
international file format
استاندارد فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-LD
MCGA
استاندارد آداپتور گرافیک رنگی در کامپیوترهای IBM PC
Green Book
مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
differential effects
اثرتغییر شرایط استاندارد روی سهمی گلوله
basics
کنترل استاندارد خط وط ارسالی با استفاده از کدهای مخصوص
asynchronous
2-استاندارد CCITT , ANSI مربوط به ارسال خانه
basic
کنترل استاندارد خط وط ارسالی با استفاده از کدهای مخصوص
ieee
استاندارد بیان کننده سیستم شبکه اینترنت
Hewlett Packard
مجموعه دستورات استاندارد برای شرح گرافیک
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
encryption
استاندارد برای سیستم رمز گذاری داده بلاک
PCMCIA
حافظه یا وسیله جانبی که با استاندارد PCMCIA مط ابقت دارد
PPQN
قالب زمانی معروف که در استاندارد MIDI استفاده میشود
basic fortran
استاندارد امریکایی و تاییدشده از زبان برنامه نویسی فرترن
special
حرف چاپ اضافی که در محدوده استاندارد نوشتاری نیست
IFF
استاندارد برای فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-CD
interfaces
استاندارد باس واسط بین کامپیوتر و قطعه آزمایشگاهی
density
دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
normal
قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
physical
پایین ترین لایه استاندارد شبکه ISO/OSI
densities
دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
half
دیسک درایویی که مقابل آن نیمی از حالت استاندارد باشد.
interface
استاندارد باس واسط بین کامپیوتر و قطعه آزمایشگاهی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com