Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
phosphor
اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
Other Matches
penetrometer
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
non interlaced
سیستمی که اشعه الکترون تصویر هر خط صفحه نمایش را یک بار اسکن میکند در حین هر سیکل تنظیم . این اشعه یک اسکن نمایش در هر خط انجام میدهد
electron beam
اشعه الکترون
summation check
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
beams
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beam
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
high energy electron
الکترون پر انرژی
electron energy
انرژی الکترون
line flyback
اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
flyback
اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
EBR
ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
core
وسیله تبدیل اشعه به انرژی الکتریکی
cores
وسیله تبدیل اشعه به انرژی الکتریکی
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
proportions
اندازه چیزی در مقایسه با سایرین
proportion
اندازه چیزی در مقایسه با سایرین
laser
اشعه لاسر انرژی لیزری سیستم تقویب نور بوسیله تشعشعات تحریک شده
lasers
اشعه لاسر انرژی لیزری سیستم تقویب نور بوسیله تشعشعات تحریک شده
radiac
کشف اشعه رادیواکتیو و اندازه گیری ان
energy production
تولید انرژی
Comparison with other countries is extremely interesting.
مقایسه با کشورهای دیگر بی اندازه جالب توجه است.
nuclear power production
تولید انرژی هستهای
Dhrystone benchmark
سیستمی آماری برای اندازه گیری و مقایسه کارایی کامپیوتر
dosimeter
وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
generators
دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
generator
دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
phosphor
مادهای که در اثر اعمال انرژی نور تولید میکند
electronics
دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
inductance
اندازه گیری حجم انرژی وسیله که در میدان مغناطیسی میتواند ذخیره کند
laser
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
lasers
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
gun
منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
guns
منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
muzzle energy
انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
repeater
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
deflection
هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
deflections
هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
to contrast
[with]
مقایسه کردن با
[برابرکردن برای مقایسه]
tables
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
tabling
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
table
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
tabled
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
throughput
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
pair production
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
capacity cost
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
pilot line operation
کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte
گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
components
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
component
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
radiolucency
درجه نفوذ اشعه مجهول نفوذ پذیری اشعه مجهول
seconds
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
angles
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it.
<proverb>
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typefaces
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
euler theorem
در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
fission to yield ratio
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
production overheads
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
analog
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogue
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
increasing cost industry
حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
bank acceptance
دریافتی
receive
دریافتی
receives
دریافتی
receipt
دریافتی
receipts
دریافتی
perceptual
دریافتی
receive only
فقط دریافتی
disposable income
درامد دریافتی
absorbed doze
دوز دریافتی
signal voltage
ولتاژ دریافتی
received power
توان دریافتی
goods receiving
کالاهای دریافتی
input level
سطح دریافتی
take-home pay
خالص دریافتی
goods intake
کالاهای دریافتی
goods inwards
کالاهای دریافتی
planar
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
cost fraction
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
derived demand
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
dose rate
میزان دوز دریافتی
incoming
پیام دریافتی در کامپیوتر
traffic
داده پیام دریافتی
trafficking
داده پیام دریافتی
traffics
داده پیام دریافتی
received line signal detect
کشف سیگنال خط دریافتی
receptive aphasia
زبان پریشی دریافتی
trafficked
داده پیام دریافتی
mails
نامههای ارسالی یا دریافتی
mail
نامههای ارسالی یا دریافتی
declassified cost
هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem
شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
unemployment benefit
کمک دریافتی در دوران بیکاری
incoming
حجم داده یا پیام دریافتی
account
صورت مبالغ دریافتی و پرداختی
chronic dose
دز دریافتی تا 42ساعت بعد از انفجاراتمی
processor
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage
اندازه وسیله اندازه گیری
gage
اندازه گیر اندازه گرفتن
rad
یک واحد از دوز تشعشعی دریافتی اتمی
picturing
و یا تغییر شدت آن طبق سیگنال دریافتی
pictured
و یا تغییر شدت آن طبق سیگنال دریافتی
acute dose
دز دریافتی حاد و غیر قابل علاج
picture
و یا تغییر شدت آن طبق سیگنال دریافتی
pictures
و یا تغییر شدت آن طبق سیگنال دریافتی
matrixes
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
size
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
echo
برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی
echoing
برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی
tolerance dose
دوز دریافتی قابل استقامت ازتشعشعات اتمی
active homing guidance
هدایت خودکار با استفاده ازامواج ارسالی یا دریافتی
echoed
برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی
lock
همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
warbling
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbles
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbled
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warble
وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
locks
همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
echoes
برگرداندن سیگنال دریافتی در همان مسیر ارسالی
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
empties
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
emptier
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
emptied
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
redundancies
بررسی بلاکهای دریافتی داده برای تشخیص خطا
emptiest
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
redundancy
بررسی بلاکهای دریافتی داده برای تشخیص خطا
empty
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
attenuation
اختلاف بین توان ارسالی و دریافتی بر حسب دسی بل
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
measure
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
vrc
بررسی پرینتی در هر حرف از بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
substitution
لیست حروف یا کدها که به جای کد دریافتی باید درج شود
microsoft
فکس و پیام های شبکه دریافتی و ارسالی به PL را مرتب میکند
negatron
الکترون
coelectron
هم الکترون
traced
رد الکترون
electrons
الکترون
electron
الکترون
traces
رد الکترون
trace
رد الکترون
isoelectronic
هم الکترون
electron donor
الکترون ده
spermary
غده تولید کننده منی محل تولید منی
vertical
بررسی پرینتی روی هر حرف از بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
redundancies
بررسی پریتی روی هر حرف بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
strip
حذف داده کنترل از پیام دریافتی و باقی گذاشتن اطلاعات مربوطه
redundancy
بررسی پریتی روی هر حرف بلاک دریافتی برای تشخیص خطا
electron affinity
الکترون خواهی
mass of the electron
جرم الکترون
electron concentration
غلظت الکترون
electronic concentration
غلظت الکترون
electron conduction
هدایت الکترون
electron decay
تجزیه الکترون
electron deceleration
دیرکرد الکترون
electron decay
اضمحلال الکترون
electron charge
بار الکترون
electron capture
الکترون گیراندازی
electron shell
پوسته الکترون
electron avalanche
بهمن الکترون
electron distribution
پخش الکترون
electron recoil
بازگشت الکترون
initiating electron
الکترون اغازگر
electron beam
شعاع الکترون
electron beam
پرتو الکترون
electron beam
باریکه الکترون
electron acceptor
الکترون پذیر
electron diffraction
خمیدگی الکترون
electron focusing
تمرکز الکترون
electron injector
الکترون افکن
electron jump
پرش الکترون
electron mass
جرم الکترون
lone electron
الکترون تنها
electron multiplier
افزاینده الکترون
electron orbit
مسیرگردش الکترون
secondary electron
الکترون ثانوی
electron flow
سیلان الکترون ها
electron flow
فلوی الکترون
electron exchange
تبادل الکترون
electron donor
دهنده الکترون
electron drift
رانش الکترون
electron emission
صدور الکترون
electron emitter
منبع الکترون
isoelectronic ions
یونهای هم الکترون
electron emmission
انتشار الکترون
inner shell electron
الکترون درونی
electron energy
کارمایه ی الکترون
electron pair
زوج الکترون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com