English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
olympic size pool اندازه و طول استخر المپیک 05 در 12 متر
Other Matches
Olympic المپیک
games بازیهای المپیک
olympic cross صلیب المپیک
maccabian games المپیک یهودیان
olympic rings 5 حلقه المپیک
olympics بازیهای المپیک
plympic games بازیهای المپیک
olympiad جشنهای بازیهای المپیک
winter olympic بازیهای المپیک زمستانی
special olympics المپیک افراد استثنایی
Olympic مربوط به مسابقات المپیک
He broken an Olympic record. رکورد المپیک را شکست
olympian شرکت کننده بازیهای المپیک
olympiad جشن ها ومسابقات قدیم یونان مسابقات المپیک
olympic trench shooting مسابقه تیراندازی المپیک با 5تیر از 5 موضع مختلف
olympic review نشریه رسمی کمیته بین المللی المپیک
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
lin استخر
lakes استخر
lake استخر
swag استخر
water reservoir استخر
watering place استخر
football pools استخر
tank استخر
ponds استخر
linn استخر
pooled استخر
stank استخر
pond استخر
reservoirs استخر
reservoir استخر
pool استخر
pools استخر
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
wading pool استخر کودکان
sumps استخر تهنشینی
lough دریاچه استخر
indoor swimming pool استخر سر پوشیده
natatorium استخر شنا
natatorium استخر سرپوشیده
pound استخر یا حوض اب
pounded استخر یا حوض اب
pounding استخر یا حوض اب
pounds استخر یا حوض اب
long course استخر 05 متر
swimming pools استخر شنا
sump استخر تهنشینی
baths استخر عمومی
swimming pool گرمابه [با استخر]
public baths استخر عمومی
swimming bath [British E] [old-fashioned] حمام [با استخر]
swimming pool حمام [با استخر]
bathhouse حمام [با استخر]
swimming bath [British E] [old-fashioned] گرمابه [با استخر]
bathhouse گرمابه [با استخر]
swimming pool استخر شنا
inward dive شیرجه پشت به استخر
lapped شناکردن طول استخر
lap شناکردن طول استخر
flip turn برگشت انتهای استخر
baths استخر شنای سرپوشیده
diving well قسمت عمیق استخر
persepolitan اهل فارسه یا استخر
dry dock استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
dry docks استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
How deep is the swimming pool ? گودی این استخر چقدر است ؟
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
gage اندازه وسیله اندازه گیری
persepolis شهر باستانی که بعداشهر استخر بجای ان ساخته شد
technical foul بازی با توپ واترپولو در حال ایستادن کف استخر
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
All members are entitled to use the swimming pool. همه اعضاء حق دارند از استخر شنا استفاده نمایند
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
beach ball توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
beach balls توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
gauges اندازه اندازه گیر
gauged اندازه اندازه گیر
gauge اندازه اندازه گیر
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
pondage گنجایش حوض یا استخر انباشتن اب در حوض یااستخر
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
dive schedule جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
beyond measure بی اندازه
measurer اندازه
immensely بی اندازه
equaled : هم اندازه
immense بی اندازه
attack size اندازه تک
gauges اندازه
screamingly بی اندازه
isometric هم اندازه
equaling : هم اندازه
measurement اندازه
measurements اندازه
metres اندازه
metre اندازه
equals : هم اندازه
dealt اندازه
inordinately بی اندازه
equalling : هم اندازه
equalled : هم اندازه
equal : هم اندازه
gauged اندازه
deals اندازه
degrees اندازه
immoderately بی اندازه
inordinate بی اندازه
degree اندازه
gauge=gage اندازه
what چه اندازه
indefinite بی اندازه
isometrics هم اندازه
isodiametric هم اندازه
bulk اندازه
gauge اندازه
quantum اندازه
tract اندازه
tracts اندازه
extent اندازه
immeasurable بی اندازه
deal اندازه
floor length اندازه کف
infintesimal بی اندازه
in what way <adv.> تا چه اندازه ای
soupcon اندازه کم
so far forth تا ان اندازه
dimensions اندازه
magnitude اندازه
size اندازه
to what extent <adv.> تا چه اندازه ای
how far <adv.> تا چه اندازه ای
hecatompet [اندازه صد پا]
symmetric هم اندازه
to size up اندازه
meters اندازه
what is your size? اندازه
in part <idiom> تا یک اندازه
meter اندازه
rather تا یک اندازه
measure اندازه
sizes اندازه
To some extent. Within limits. تا اندازه ای
dimension اندازه
fitted اندازه
block size اندازه کندهای
block size اندازه کنده
chordal measure اندازه وتر
fitted هم اندازه شده
block size اندازه بلاک
cubic measure اندازه فضایی
circular measure اندازه کمان
caliper اندازه گرفتن
commensurateness اندازه گیری
calibration standard اندازه کالیبراسیون
critical magnitude اندازه بحرانی
bourne اندازه جوی
cut to size به اندازه بریدن
design size اندازه طرح
body size اندازه بدن
circular measure اندازه قوس
basic size اندازه اولیه
basic size اندازه اصلی
gauging اندازه گیری
measuring اندازه گیر
modules اندازه میزان
modules اندازه گیری
module اندازه میزان
module اندازه گیری
measurements اندازه گیری
as much as never before <adv.> به اندازه بی سابقه
mete :اندازه گرفتن
atomic size اندازه اتمی
atomic size اندازه اتم
as well بهمان اندازه
area of conductor اندازه سیم
admensuration تعیین اندازه
admeasurement تعیین اندازه
admeasure اندازه گرفتن
fix که اندازه کلمه
partly تایک اندازه
ample بیش از اندازه
fixes که اندازه کلمه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com