Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 187 (9 milliseconds)
English
Persian
genitalia
اندامهای تناسلی الات تناسلی
Other Matches
genitals
اندامهای تناسلی
genitalia
اندامهای تناسلی
genies
مربوط به اندامهای تناسلی
genie
مربوط به اندامهای تناسلی
genital organs
الات تناسلی
sexual organs
تناسلی
sexual
تناسلی
reproductive
تناسلی
copulatory
تناسلی
genital
تناسلی
urinogenital
ادراری- تناسلی
genital character
منش تناسلی
generative glands
غدههای تناسلی
privates
اعضاء تناسلی
genital eroticism
شهوت تناسلی
urogenital
ادراری- تناسلی
pregenital
پیش تناسلی
private
اعضاء تناسلی
gonopore
سوراخ تناسلی
genital phase
مرحله تناسلی
genital organ
الت تناسلی
genital zone
ناحیه تناسلی
genito urinary
تناسلی وبولی
genito urinary
تناسلی بولی
penis
الت تناسلی مرد
peter
[American English]
آلت تناسلی بچه
body cell
یاخته غیر تناسلی
genie
تولید کننده تناسلی
sexual organ of either sex
الت تناسلی زن یا مرد
genies
تولید کننده تناسلی
antheridium
عضو تناسلی نر در نهانزادان
penises
الت تناسلی مرد
willie
آلت تناسلی بچه
genitourinary
جهاز تناسلی وادراری
genitalic
مربوط به الت تناسلی
willy
آلت تناسلی بچه
adnate
مربوط باعضاء تناسلی توام
phalli
الت تناسلی مرد کیر
phalluses
الت تناسلی مرد کیر
sexual
وابسته به الت تناسلی و جماع
phallus
الت تناسلی مرد کیر
gash
الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gashed
الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gashes
الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gashing
الت تناسلی زن مقاربت جنسی
genitourinary
وابسته به دستگاه اداری تناسلی
priapus
خدای قدرت تناسلی جنس مذکر
anaphrodisia
داروهای فلج کنندهء اعضاء تناسلی
urogenital
وابسته به دستگاه ادرارو اعضای تناسلی
fellatio
تحریک الت تناسلی مرد بوسیله زبان
infibulation
چفت کردن الت تناسلی برای جلوگیری از جماع
apomixis
تکثیر بوسیلهء بافتهای تناسلی ولی بدون لقاح
poeeping tom
ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
glasswork
شیشه الات بلور الات
operating slide
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
double organs
اندامهای جفتی
locomotiveorgans
اندامهای محرک
organs of speech
اندامهای گفتار
urinary orangs
اندامهای پیشاب
acromegaly
درشتی اندامهای انتهایی
acromegalia
درشتی اندامهای انتهایی
racked with pain
نسق کردن اندامهای
acroan
بی حسی اندامهای انتهایی
paraplegia
فلج اندامهای تحتانی
acrocyanosis
کبودی اندامهای انتهایی
zoometry
اندازه گیری اندامهای جانوران
distortionist
بازیگری که اندامهای خودرامیتواند کج کند
touse
اذیت کردن اندامهای کسی را کشیدن
orthopaedic
مربوط بفن درست کردن اندامهای ناقص
surgical instruments
الات جراحی
tinware
حلبی الات
instruments
الات دقیق
glassware
شیشه الات
optical
الات بصری
glass
شیشه الات
iron mongery
اهن الات
silverware
نقره الات
glassware
بلور الات
machinery
ماشین الات
irowork
اهن الات
ironware
فلز الات
ironware
اهن الات
machinary
ماشین الات
hard ware
فلز الات
agricultural implements
الات کشاورزی
precision tools
الات دقیق
passementerie
زینت الات
cast iron ware
الات چدنی
instrument
الات دقیق
brass ware
برنج الات
gears
الات جامه
gear
الات جامه
obturator
الات جازم
geared
الات جامه
hardware
اهن الات
enginery
ماشین الات
breech block carrier
الات متحرک
light machinery
ماشین الات سبک
trinkums
زیور الات بدلی
trinketry
جواهر الات بدلی
obturator spindle
دوکی الات جازم
lighting equipments
الات و ادوات روشنایی
ironmonger
فروشنده اهن الات
percussion instrument
الات موسیقی ضربی
optical instruments
الات وابسته به بینایی
surveying instrument
الات نقشه برداری
mechanician
مکانیک ماشین الات
machinery designer
طراح ماشین الات
iron monger
اهن الات فروش
hardware
اهن الات ابزارالات
cutler
فروشنده الات برنده
instrument
الات اندازه گیری
carpenter's machines
ماشین الات درودگری
calibration
تنظیم الات دقیق
scrapped
ماشین الات اوراق
building machinery
ماشین الات ساختمانی
scrap
ماشین الات اوراق
scrapping
ماشین الات اوراق
woodwork
چوب الات نجاری
scraps
ماشین الات اوراق
heavy machinery
ماشین الات سنگین
wind instrument
الات موسیقی بادی
ironmongers
فروشنده اهن الات
heavy goods
ماشین الات سنگین
hardwareman
اهن الات فروش
plants
ماشین الات کارخانه
plant
ماشین الات کارخانه
wind instruments
الات موسیقی بادی
mechanics
علم ماشین الات
musical instrument digital interface
میانجی رقمی الات موسیقی
operator of heavy machinery
اپراتور ماشین الات سنگین
trade fixtures
الات صنعتی نصب شده
midi
میانجی رقمی الات موسیقی
obturator
الات مانع خروج گاز
operator of light machinery
اپراتور ماشین الات سبک
war implements
ساز و برگ یا الات جنگ
equipment
تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
tiepin
سنجاق مدال وزینت الات زنانه
interactive
الات و یا سرویسی مثل تلفن زدن
pailette
زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
automation
خودکار شدن ماشین الات اتوماسیون
reed stop
کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
reed pipe
لوله یا نای الات موسیقی بادی
economic life
مدت بهره برداری از ماشین الات
grader
یکی از ماشین الات راه سازی
deferred maintenance
قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
hygrometer
الات وادوات سنجش رطوبت هوا
paleolith
الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
sight
الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
sights
الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
fixed assets
درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
pailett
زینت الات بدلی مانند منجوق وغیره
microphonics
انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
acm
Computing Asssociationfor انجمن ماشین الات کامپیوتری achinery
recoil operated
مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
tuning pipe
نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
FAQ
الات عمومی و پاسخ آنها درباره یک موضوع مربوطه استphantom
pilot model
مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
capturing
کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
capture
کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
captures
کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
crate
صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
hallmark
عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
hallmarks
عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
crates
صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
artificial horizon
یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد
yellow arc
محدودهای از طیف نمایش الات دقیق که به عنوان احتیاط و بالاتراز حد نرمال نصب شود
cybernation
کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
biotechnology
ان قسمت از مباحث فنی که مربوط به اعمال قواعد زیست شناسی درانسان وماشین الات است
bubble turn and slip
الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
guard assembly
الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
digital read out
نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
filigree
تزئیناتی بشکل ذرات ریز یادانههای تسبیح که امروزه بصورت سیمهای ریز طلاونقره و یا مسی در اطراف الات زرین وسیمین ساخته میشود
mechanised
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
ironwork
اهن ساخته اهن الات
mechanic
مکانیک مکانیک ماشین الات
machinery
الات موتورخانه موتورخانه ناو
machinery space
محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com