Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (6 milliseconds)
English
Persian
parboil
اندکی جوشاندن
parboiled
اندکی جوشاندن
parboiling
اندکی جوشاندن
parboils
اندکی جوشاندن
Other Matches
boils
جوشاندن
decoction
جوشاندن
seethe
جوشاندن
seething
جوشاندن
boil
جوشاندن
boiled
جوشاندن
seethed
جوشاندن
seethes
جوشاندن
bubble
خروشیدن جوشاندن
bubbles
خروشیدن جوشاندن
bubbling
خروشیدن جوشاندن
coction
جوشاندن طبخ
bubbled
خروشیدن جوشاندن
coddles
اهسته جوشاندن یا پختن
boil
جوشاندن بجوش امدن
boiled
جوشاندن بجوش امدن
boils
جوشاندن بجوش امدن
brewed
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
coddled
اهسته جوشاندن یا پختن
coddle
اهسته جوشاندن یا پختن
brews
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
coddling
اهسته جوشاندن یا پختن
brew
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
maple sugar
شکری که از جوشاندن شیره افرا می سازند
kier
یا پاتیل مخصوص جوشاندن پارچه وسفیدکردن ان
weeing
اندکی
slightly
اندکی
partially
اندکی
halfway
اندکی
wees
اندکی
some
اندکی
wee
اندکی
awhile
اندکی
wait a bit
اندکی
eftsoons
اندکی پس از ان
dabs
اندکی
dab
اندکی
dabbed
اندکی
loudish
اندکی بلند
latish
اندکی دیر
somedeal
اندکی نسبتا
peckish
[British English]
[colloquial]
<adj.>
اندکی گرسنه
right before
اندکی پیش
just before
اندکی پیش
half made
اندکی دیوانه
half mad
اندکی دیوانه
dampish
اندکی نمسار
high
اندکی فاسد
choppy
اندکی متلاطم
fewest
اندکی از کمی از
fewer
اندکی از کمی از
few
اندکی از کمی از
just
اندکی پیش
dankish
اندکی نمسار
highs
اندکی فاسد
dryish
اندکی خشک
highest
اندکی فاسد
eftsoon
اندکی پس ازان
duskish
اندکی تاریک
sail close to the wind
اندکی از اصول تجاوزکردن
wait a second
اندکی صبر کنید
wait a minute
اندکی صبر کنید
lie off
اندکی دور از کشتی
dullish
اندکی تیره یاکمرنگ
ten kilometres and more
ده کیلومتر و اندکی بالا
narrowish
اندکی تنگ یا باریک
frigid
دارای اندکی تمایل جنسی
to take something off and pric
اندکی از بهای چیزی کاستن
to stay one's stomach
شکم خودرا اندکی سیرکردن
put some milk to your tea
اندکی شیر بچایی خود بیفزایید
he is always a little peculiar
او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد
to fang a pump
براه انداختن تلمبه بوسیله ریختن اندکی اب درتوی ان
to hark back
برگشتن) درگفتگوی ازتوله شکاری که اندکی برمیگرددتاردشکار رادوب
crab
پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
crabs
پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
stone boiling
جوشاندن بوسیله سنگ داغ سنگ جوش
true he is somewhat stingy....
راست است که اندکی خسیس است ولی ...
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com