English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
telepathy اندیشه خوانی
thought reading اندیشه خوانی
Other Matches
solfeggio نت خوانی سولفش خوانی
solfege نت خوانی سولفش خوانی
call in تو خوانی
recital از بر خوانی
recitals از بر خوانی
recitative از بر خوانی
association هم خوانی
associations هم خوانی
sol fa نت خوانی
solmization نت خوانی
recitations از بر خوانی
recitation از بر خوانی
lip-reading لب خوانی
lip reading لب خوانی
solmization وزن خوانی
catalexia مکرر خوانی
solmizate نت خوانی کردن
palinlexia وارونه خوانی
silent reading بیصدا خوانی
scatter read پراکنده خوانی
lamentation مرثیه خوانی
flyting رجز خوانی
illegutimation حرمزادگی خوانی
antiphony تهلیل خوانی
map reading نقشه خوانی
psalmody سرود خوانی
mirror reading وارونه خوانی
psalmody مزمور خوانی
lamentations مرثیه خوانی
to stab in the back ریزه خوانی
harangued رجز خوانی
harangues رجز خوانی
phrenology جمجمه خوانی
haranguing رجز خوانی
harangue رجز خوانی
epigraphy علم کتیبه خوانی
phrenological وابسته به جمجمه خوانی
orthoepic مبنی بر درست خوانی
prayerfulness عادت نماز خوانی
declaimed رجز خوانی کردن
declaiming رجز خوانی کردن
declaims رجز خوانی کردن
direct reading instrument دستگاه مستقیم خوانی
illegutimation نادرستی نامشروع خوانی
nocturn سحر خوانی شبانه
news room اطاق روزنامه خوانی
map reading نقشه خوانی کردن
proofread نمونه خوانی کردن
proofreading نمونه خوانی کردن
solo تک خوانی بطور انفرادی
solos تک خوانی بطور انفرادی
proofreads نمونه خوانی کردن
incantations افسون خوانی جادوگری
slip اشتباه در نقشه خوانی
incantation افسون خوانی جادوگری
call statement حکم فرا خوانی
psalmodic وابسته به زبور خوانی
declaim رجز خوانی کردن
have one's nose in a book <idiom> کرم کتاب خوانی داشتن
recitetion از حفظ خوانی پس دادن درس
gray oral reading test ازمون بلند خوانی گری
kapell meister رئیس دسته سرود خوانی
lipreading فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
recitations از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
recitation از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
nowel کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
concepts اندیشه ها
brainchild اندیشه
excogitation اندیشه
extemporal بی اندیشه
devisal اندیشه
ideas اندیشه ها
by rote بی اندیشه
notional اندیشه
extemporarily بی اندیشه
reflexion اندیشه
rapt in meditation اندیشه
ponderation اندیشه
on the impluse of the moment بی اندیشه
offhandedly بی اندیشه
offhanded بی اندیشه
conception اندیشه
concept اندیشه
internal conception اندیشه
incogitant بی اندیشه
anxieties اندیشه
ideas اندیشه
second thoughts اندیشه
mentality اندیشه
mentalities اندیشه
afterthought پس اندیشه
afterthoughts پس اندیشه
idea اندیشه
meditation اندیشه
anxiety اندیشه
solicitude اندیشه
thought اندیشه
thoughts اندیشه
overwhelmed with reflection مستغرق اندیشه
premeditatedly با اندیشه قبلی
notions اندیشه فکر
prenotion پیش اندیشه
cogitation اندیشه وتفکر
opinion رای اندیشه
opinions رای اندیشه
pondered اندیشه کردن
cogitate اندیشه کردن
cogitating اندیشه کردن
cogitated اندیشه کردن
refelectingly اندیشه کنان
meditate اندیشه کردن
cogitates اندیشه کردن
otherworldiness اندیشه عاقبت
ponderingly اندیشه کنان
notion اندیشه فکر
pondering اندیشه کردن
ponders اندیشه کردن
plan تدبیر اندیشه
plans تدبیر اندیشه
woriless بی غم اسوده بی اندیشه
to set one's affection اندیشه کردن
to bethink oneself اندیشه کردن
trow اندیشه کردن
thought stopping technique فن بازداری اندیشه
deliberation اندیشه تامل
thinkable اندیشه پذیر
syntaxic thought اندیشه منطقی
deliberations اندیشه تامل
ponder اندیشه کردن
meditated اندیشه کردن
cogitativeness قوه اندیشه
intellectual history تاریخ اندیشه ها
immersed in thinking غرق اندیشه
idiographic اندیشه نگار
cerebrotonic اندیشه ورز
ideational fluency سیالی اندیشه
ideation اندیشه پردازی
ideality اندیشه گرایی
mentalities شیوه اندیشه
conspiratress اندیشه کردن در
mentality شیوه اندیشه
speculative مربوط به اندیشه
cogitable اندیشه پذیر
economic thought اندیشه اقتصادی
forethought اندیشه قبلی
worries اندیشه نگرانی
devisable شایسته اندیشه
worry اندیشه نگرانی
bubbling اندیشه پوچ
cerebrotonia اندیشه ورزی
muses اندیشه کردن
considered با اندیشه صحیح
brooder اندیشه کننده
bethink اندیشه کردن
mused اندیشه کردن
association of ideas تداعی اندیشه ها
an absurd notion اندیشه پوچ
musingly در حال اندیشه
reflection بازتاب اندیشه
meditating اندیشه کردن
delib erator اندیشه کننده
muse اندیشه کردن
bubble اندیشه پوچ
bubbled اندیشه پوچ
meditates اندیشه کردن
bubbles اندیشه پوچ
cogitative مربوط به اندیشه وتفکر
pursuance of a plan تعقیب اندیشه یا نقشهای
to r.over something درچیزی اندیشه کردن
homo sapiens انسان اندیشه ورز
the seat thought مرکز اندیشه یا فکر
ideographs حروف اندیشه نگاری
thinking type سنخ اندیشه ورز
to contemplate about/on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to ruminate on something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to meditate on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
conceptualize تصور یا اندیشه چیزی راکردن
ruminating اندیشه کردن دوباره جویدن
extemporize بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporizing بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporised بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
ruminate اندیشه کردن دوباره جویدن
extemporizes بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
ruminated اندیشه کردن دوباره جویدن
extemporising بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporized بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
ruminates اندیشه کردن دوباره جویدن
extemporises بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to form a notion اندیشه کردن خیال بستن
to go off half بی اندیشه سخن گفتن وزیاددیدن
to take counsel of one'spillow شب هنگام اندیشه در چیزی کردن
to consult one's pillow هنگام شب پیش خود اندیشه کردن
to open one's mind اندیشه یا راز خود را به کسی گفتن
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
intrusive thoughts اندیشه هایی که بی اراده شخص بخاطرش می اید افکار فضول
war cry رجز رجز خوانی
hymnody سرود خوانی سرود
deliberate اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberates اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberating اندیشه کردن کنکاش کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com