Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (7 milliseconds)
English
Persian
cogitation
اندیشه وتفکر
Search result with all words
cogitative
مربوط به اندیشه وتفکر
Other Matches
ponderable
قابل تعمق وتفکر
structuralism
بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
devisal
اندیشه
offhanded
بی اندیشه
on the impluse of the moment
بی اندیشه
ponderation
اندیشه
rapt in meditation
اندیشه
reflexion
اندیشه
offhandedly
بی اندیشه
afterthought
پس اندیشه
afterthoughts
پس اندیشه
by rote
بی اندیشه
excogitation
اندیشه
extemporal
بی اندیشه
extemporarily
بی اندیشه
notional
اندیشه
incogitant
بی اندیشه
mentality
اندیشه
mentalities
اندیشه
second thoughts
اندیشه
meditation
اندیشه
thoughts
اندیشه
thought
اندیشه
solicitude
اندیشه
ideas
اندیشه
internal conception
اندیشه
idea
اندیشه
anxieties
اندیشه
concept
اندیشه
conception
اندیشه
brainchild
اندیشه
concepts
اندیشه ها
anxiety
اندیشه
ideas
اندیشه ها
idiographic
اندیشه نگار
ideational fluency
سیالی اندیشه
cogitable
اندیشه پذیر
cogitativeness
قوه اندیشه
conspiratress
اندیشه کردن در
delib erator
اندیشه کننده
devisable
شایسته اندیشه
economic thought
اندیشه اقتصادی
ideality
اندیشه گرایی
ideation
اندیشه پردازی
immersed in thinking
غرق اندیشه
overwhelmed with reflection
مستغرق اندیشه
thought reading
اندیشه خوانی
thought stopping technique
فن بازداری اندیشه
to bethink oneself
اندیشه کردن
trow
اندیشه کردن
woriless
بی غم اسوده بی اندیشه
thinkable
اندیشه پذیر
syntaxic thought
اندیشه منطقی
refelectingly
اندیشه کنان
mentality
شیوه اندیشه
intellectual history
تاریخ اندیشه ها
musingly
در حال اندیشه
to set one's affection
اندیشه کردن
otherworldiness
اندیشه عاقبت
ponderingly
اندیشه کنان
premeditatedly
با اندیشه قبلی
prenotion
پیش اندیشه
cogitates
اندیشه کردن
meditates
اندیشه کردن
meditating
اندیشه کردن
deliberation
اندیشه تامل
reflection
بازتاب اندیشه
plans
تدبیر اندیشه
plan
تدبیر اندیشه
bubble
اندیشه پوچ
bubbled
اندیشه پوچ
meditated
اندیشه کردن
meditate
اندیشه کردن
ponders
اندیشه کردن
cogitating
اندیشه کردن
cogitated
اندیشه کردن
cogitate
اندیشه کردن
opinions
رای اندیشه
opinion
رای اندیشه
notions
اندیشه فکر
notion
اندیشه فکر
deliberations
اندیشه تامل
pondering
اندیشه کردن
bubbles
اندیشه پوچ
muses
اندیشه کردن
considered
با اندیشه صحیح
an absurd notion
اندیشه پوچ
association of ideas
تداعی اندیشه ها
bethink
اندیشه کردن
ponder
اندیشه کردن
brooder
اندیشه کننده
cerebrotonia
اندیشه ورزی
mused
اندیشه کردن
muse
اندیشه کردن
bubbling
اندیشه پوچ
mentalities
شیوه اندیشه
speculative
مربوط به اندیشه
pondered
اندیشه کردن
forethought
اندیشه قبلی
worries
اندیشه نگرانی
worry
اندیشه نگرانی
telepathy
اندیشه خوانی
cerebrotonic
اندیشه ورز
homo sapiens
انسان اندیشه ورز
thinking type
سنخ اندیشه ورز
pursuance of a plan
تعقیب اندیشه یا نقشهای
ideographs
حروف اندیشه نگاری
to r.over something
درچیزی اندیشه کردن
the seat thought
مرکز اندیشه یا فکر
extemporizing
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to meditate on/over something
اندیشه کردن
[در باره چیزی]
to ruminate on something
اندیشه کردن
[در باره چیزی]
ruminate
اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminated
اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminates
اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminating
اندیشه کردن دوباره جویدن
to contemplate about/on/over something
اندیشه کردن
[در باره چیزی]
conceptualize
تصور یا اندیشه چیزی راکردن
extemporised
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporizes
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to form a notion
اندیشه کردن خیال بستن
to go off half
بی اندیشه سخن گفتن وزیاددیدن
extemporises
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to take counsel of one'spillow
شب هنگام اندیشه در چیزی کردن
extemporising
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporized
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporize
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to consult one's pillow
هنگام شب پیش خود اندیشه کردن
to open one's mind
اندیشه یا راز خود را به کسی گفتن
to speak one's mind
اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
intrusive thoughts
اندیشه هایی که بی اراده شخص بخاطرش می اید افکار فضول
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
deliberating
اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberates
اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberated
اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberate
اندیشه کردن کنکاش کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com