English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
ideality اندیشه گرایی
Other Matches
hydrotropism اب گرایی یا هیدروتربیسم رطوبت گرایی
afterthoughts پس اندیشه
devisal اندیشه
ponderation اندیشه
on the impluse of the moment بی اندیشه
offhandedly بی اندیشه
offhanded بی اندیشه
thoughts اندیشه
afterthought پس اندیشه
idea اندیشه
meditation اندیشه
second thoughts اندیشه
mentalities اندیشه
notional اندیشه
reflexion اندیشه
by rote بی اندیشه
rapt in meditation اندیشه
ideas اندیشه
thought اندیشه
brainchild اندیشه
concept اندیشه
internal conception اندیشه
ideas اندیشه ها
incogitant بی اندیشه
anxiety اندیشه
anxieties اندیشه
excogitation اندیشه
solicitude اندیشه
extemporal بی اندیشه
extemporarily بی اندیشه
concepts اندیشه ها
mentality اندیشه
conception اندیشه
telepathy اندیشه خوانی
to set one's affection اندیشه کردن
to bethink oneself اندیشه کردن
thought stopping technique فن بازداری اندیشه
thought reading اندیشه خوانی
thinkable اندیشه پذیر
syntaxic thought اندیشه منطقی
idiographic اندیشه نگار
worry اندیشه نگرانی
worries اندیشه نگرانی
trow اندیشه کردن
mentalities شیوه اندیشه
reflection بازتاب اندیشه
mentality شیوه اندیشه
speculative مربوط به اندیشه
woriless بی غم اسوده بی اندیشه
immersed in thinking غرق اندیشه
conspiratress اندیشه کردن در
forethought اندیشه قبلی
muse اندیشه کردن
mused اندیشه کردن
cogitativeness قوه اندیشه
prenotion پیش اندیشه
premeditatedly با اندیشه قبلی
delib erator اندیشه کننده
ponderingly اندیشه کنان
devisable شایسته اندیشه
economic thought اندیشه اقتصادی
ideation اندیشه پردازی
overwhelmed with reflection مستغرق اندیشه
otherworldiness اندیشه عاقبت
intellectual history تاریخ اندیشه ها
cogitable اندیشه پذیر
muses اندیشه کردن
considered با اندیشه صحیح
an absurd notion اندیشه پوچ
association of ideas تداعی اندیشه ها
ideational fluency سیالی اندیشه
bethink اندیشه کردن
brooder اندیشه کننده
refelectingly اندیشه کنان
cerebrotonia اندیشه ورزی
cerebrotonic اندیشه ورز
musingly در حال اندیشه
cogitate اندیشه کردن
meditates اندیشه کردن
ponders اندیشه کردن
plan تدبیر اندیشه
plans تدبیر اندیشه
deliberation اندیشه تامل
meditated اندیشه کردن
deliberations اندیشه تامل
opinions رای اندیشه
opinion رای اندیشه
meditate اندیشه کردن
notion اندیشه فکر
cogitating اندیشه کردن
notions اندیشه فکر
cogitation اندیشه وتفکر
pondering اندیشه کردن
pondered اندیشه کردن
ponder اندیشه کردن
bubble اندیشه پوچ
bubbled اندیشه پوچ
bubbles اندیشه پوچ
bubbling اندیشه پوچ
cogitates اندیشه کردن
meditating اندیشه کردن
cogitated اندیشه کردن
to r.over something درچیزی اندیشه کردن
thinking type سنخ اندیشه ورز
homo sapiens انسان اندیشه ورز
ideographs حروف اندیشه نگاری
pursuance of a plan تعقیب اندیشه یا نقشهای
cogitative مربوط به اندیشه وتفکر
the seat thought مرکز اندیشه یا فکر
to contemplate about/on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
extemporised بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporises بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporising بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to meditate on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to form a notion اندیشه کردن خیال بستن
ruminating اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminates اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminate اندیشه کردن دوباره جویدن
conceptualize تصور یا اندیشه چیزی راکردن
ruminated اندیشه کردن دوباره جویدن
extemporizes بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to ruminate on something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to take counsel of one'spillow شب هنگام اندیشه در چیزی کردن
extemporizing بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporized بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporize بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to go off half بی اندیشه سخن گفتن وزیاددیدن
to open one's mind اندیشه یا راز خود را به کسی گفتن
to consult one's pillow هنگام شب پیش خود اندیشه کردن
skepticism شک گرایی
sensualism حس گرایی
leftism چپ گرایی
hydrotropic اب گرایی
ambivalence دو سو گرایی
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
intellectualism عقل گرایی
cynicism کلبی گرایی
intuitionism شهود گرایی
nominalism اسم گرایی
introversion درون گرایی
intuitionalism شهود گرایی
subjectivism درون گرایی
cynism [rare] [cynicism] کلبی گرایی
monopolism انحصار گرایی
mentalism ذهن گرایی
mendelism مندل گرایی
machiavellianism ماکیاول گرایی
nationallism ملت گرایی
necrophilia مرده گرایی
negativism منفی گرایی
masculinism نرینه گرایی
magnotropism مغناطیس گرایی
objectivism برون گرایی
objectivism عین گرایی
islamism اسلام گرایی
irredentism الحاق گرایی
moralization اخلاق گرایی
phenomenalism پدیده گرایی
phototropism نور گرایی
synthetism تالیف گرایی
theatricalism تماشاخانه گرایی
vitalism حیات گرایی
transformism دگرگونی گرایی
transformism تحول گرایی
tritheism سه یزدان گرایی
unitarianism توحید گرایی
universalism عام گرایی
utilitarianism سودمند گرایی
utopianism ارمان گرایی
verbalism لفظ گرایی
verism حقیقت گرایی
viscerotonia لذت گرایی
westernization غرب گرایی
consumerism مصرف گرایی
minimalism کمینه گرایی
monarchical شاه گرایی
syndicalism اتحادیه گرایی
subjectivism ذهنی گرایی
subjectivism ذهن گرایی
pneumotropism ریه گرایی
pragnanz طرح گرایی
probabilism احتمال گرایی
functionalism کارکرد گرایی
relativism نسبیت گرایی
rightism راست گرایی
sectionalism استان گرایی
self determinism نفس گرایی
semitism سامی گرایی
separatism جدا گرایی
solipsism نفس گرایی
somatotonia فعالیت گرایی
sophism سفسطه گرایی
spiritism روح گرایی
stereotapis جمد گرایی
revanchism کین گرایی
voluntarism اراده گرایی
structuralism ساخت گرایی
positivism اثبات گرایی
positivism مثبت گرایی
militarism جنگ گرایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com