Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
sustainable energy
انرژی بی نهایت
Other Matches
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
pair production
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
to a fault
بی نهایت
to infinity
بی نهایت
outrance
نهایت
infinity
بی نهایت
extremity
نهایت
endlessly
بی نهایت
extremities
نهایت
fearfully
بی نهایت
to infinity
تا نهایت
beyond measure
بی نهایت
extreme
نهایت
infinite
بی نهایت
omega
نهایت
plaguily
بی نهایت
excessively
بی نهایت
screamingly
بی نهایت
infintesimal
بی نهایت
to an extreme
بی نهایت
an infinite
بی نهایت
an infinite quantity
بی نهایت
in the extreme
بی نهایت
galactic
بی نهایت بزرگ
infinitesimal
بی نهایت خرد
breathlessly
با نهایت اشتیاق
to the quick
بی نهایت سراسر
infinity
بی نهایت
[ریاضی]
Without ( beyond , above ) price .
بی نهایت قیمتی
infinite quantity
مقدار بی نهایت
intolerable
تن در ندادنی بی نهایت
infinitesimal
بی نهایت کوچک
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
perfection of savagery
نهایت وحشی گری
frustum
جزء بی نهایت کوچک
It is dirt cheap . It is a give - away .
مفت است ( بی نهایت ارزان )
he did his utmost
نهایت کوشش را بعمل اوردن
bag of nerves
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
bundle of nerves
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
nervous wreck
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
fission to yield ratio
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
Ravishingly beautiful .
مثل ماه شب چهارده ( بی نهایت زیبا )
use up every ounce of energy
نهایت تلاش خود را به کار بستن
I was petrified.
دود از کله ام بلند شد ( بی نهایت متعجب شدم )
To go flat out . To make astupendous effort.
غیرت بخرج دادن ( نهایت تلاش را کردن )
one's light s
نهایت کوشش را در حدودتوانایی یا استعداد خود بعمل اوردن
I was absolutely infuriated.
کارد میزدی خونم در نمی آمد
[بی نهایت عصبانی بودم]
A problem is a chance for you to do your best.
مشکل فرصتی است برای شما تا نهایت تلاشتان را بکنید.
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
The patience of job.
صبر ایوب ( صبر وحوصله بی نهایت زیاد )
closed back
بافت پشت بسته که در آن گره های نامتقارن بدور تارهای مخالف گره خورده و در نهایت خود تار دیده نمی شود
energies
انرژی
energy
انرژی
low energy
انرژی کم
energy line
خط انرژی
power
انرژی
high energy
پر انرژی
endrgized
با انرژی
powering
انرژی
isenergic
هم انرژی
deenergized
بی انرژی
powers
انرژی
zip
انرژی
zips
انرژی
powered
انرژی
zipping
انرژی
zipped
انرژی
exergonic
انرژی ده
vigor
انرژی
energy barrier
سد انرژی
vigour
انرژی
kiloton energy
کیلوتن انرژی
energy theorem
تئوری انرژی
energy of activation
انرژی فعالسازی
energy of vibration
انرژی ارتعاشی
energy transfer
انتقال انرژی
energy transmission
انتقال انرژی
energy preservation
ذخیره انرژی
inductance
گیرنده انرژی
energy of vibration
انرژی ارتعاش
energy pattern
نقشه انرژی
energy loss
گمگشت انرژی
internal energy
انرژی درونی
energy spectrum
طیف انرژی
energy supply
منبع انرژی
energy spectrum
بیناب انرژی
lattice energy
انرژی شبکه
ionization energy
انرژی یونیزاسیون
light energy
انرژی نور
ionization energy
انرژی یونش
internal energy
انرژی داخلی
loss of energy
افت انرژی
energy stage
لایه انرژی
energy loss
تلف انرژی
energy pattern
الگوی انرژی
energy content
فرفیت انرژی
exchange energy
انرژی تبادل
energy storage
انباره ی انرژی
excitation energy
انرژی تحریک
fermi energy
انرژی فرمی
field energy
انرژی میدان
free energy
انرژی ازاد
energy principle
اصل انرژی
energy quantum
کوانتوم انرژی
energy production
تولید انرژی
fusion energy
انرژی ذوب
fusion energy
انرژی گداخت
energy radiation
تابش انرژی
gravitational energy
انرژی گرانشی
hydration energy
انرژی ابپوشی
high energy electron
الکترون پر انرژی
energy shell
پوسته انرژی
power transfer
انتقال انرژی
energy preservation
نگهداری انرژی
heat energy
انرژی حرارتی
heat energy
انرژی گرمایی
energy shell
لایه انرژی
energy regeneration
بازیابی انرژی
fusion energy
انرژی فوزیون
low energy
انرژی پایین
resonance energy
انرژی رزنانسی
(be in) high spirits
<idiom>
پر انرژی بودن
work function
انرژی خروج
vim
انرژی توانایی
vibration energy
انرژی ارتعاشی
translational energy
انرژی انتقالی
transformation of energy
تبدیل انرژی
sustainable energy
انرژی جاوید
sustainable energy
انرژی بی پایان
sustainable energy
انرژی پایدار
transducer
مبدل انرژی
total energy equation
بقای انرژی کل
potential energy
انرژی پتانسیل
potential energy curve
خم انرژی- پتانسیل
potential curve
خم انرژی- پتانسیل
total binding energy
انرژی بستگی کل
nuclear power
انرژی هستهای
nuclear energy
انرژی هستهای
mutual energy
انرژی متقابل
mechanical energy
انرژی مکانیکی
maximum energy
انرژی حداکثر
maximum energy
انرژی بیشینه
mass energy
جرم - انرژی
magnetic energy
انرژی مغناطیسی
power supply
منبع انرژی
thermal energy
انرژی گرمایی
strain energy
انرژی کشیدگی
strain energy
انرژی کرنش
specific energy
انرژی مخصوص
source of power
منبع انرژی
sound energy
انرژی صوتی
solar energy
انرژی خورشیدی
rest energy
انرژی سکون
rediant energy
انرژی تابشی
radiation energy
انرژی تابشی
radiant energy
انرژی تابشی
quantum of energy
کوانتوم انرژی
power transmission
انتقال انرژی
madelung energy
انرژی مادلونگ
electromegnetic energy
انرژی الکترومغناطیسی
deformation energy
انرژی تغییرشکل
kinetic energy
انرژی جنبشی
deenergized
بی انرژی شده
deenergize
قطع انرژی
kinetic energy
انرژی سینتیک
crystal energy
انرژی بلور
correlation energy
انرژی همبستگی
continuum of energy
پیوستار انرژی
zing
انرژی روح
energizing
انرژی دادن
electrical energy
انرژی برقی
energising
انرژی دادن
energize
انرژی دادن
energised
انرژی دادن
energizes
انرژی دادن
electric energy
انرژی الکتریکی
energy state
حالت انرژی
eigenstate
حالت انرژی
dissociation energy
انرژی تفکیک
dissipation of energy
اتلاف انرژی
might
نیرو انرژی
output
انرژی خروجی
outputs
انرژی خروجی
bond energy
انرژی پیوند
absolute energy
انرژی مطلق
activation energy
انرژی فعالسازی
bloch band
نوار انرژی
bioenergetics
انرژی جانداران
activation energy
انرژی کنانش
binding energy
انرژی بستگی
binding energy
انرژی پیوندی
bending energy
انرژی خمشی
cathexis
انرژی روانی
chemical energy
انرژی شیمیایی
kinetic energy
انرژی حرکتی
kinetic energy
انرژی جنبنده
conservation of energy
بقای انرژی
collision energy
انرژی برخورد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com