Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
sustainable energy
انرژی بی پایان
Other Matches
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
eol
پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
pair production
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
terminated
پایان دادن پایان یافتن
terminates
پایان دادن پایان یافتن
terminate
پایان دادن پایان یافتن
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
fission to yield ratio
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
ended
پایان
ends
پایان
unbound
بی پایان
abyss
بی پایان
abysses
بی پایان
abysm
بی پایان
bourne
پایان
decapoda
ده پایان
end
پایان
termination
پایان
closest
پایان
inconclusive
بی پایان
unending
بی پایان
never-ending
بی پایان
never ending
بی پایان
interminate
بی پایان
endless
بی پایان
finis
پایان
cessation
پایان
unfinished
بی پایان
incessant
پی در پی بی پایان
closes
پایان
closer
پایان
close
پایان
point
پایان
finishes
پایان
finish
پایان
endings
پایان
ending
پایان
end all
پایان
end line
خط پایان
aeon
بی پایان
foreverness
بی پایان
forever
بی پایان
infinite time
بی پایان
eternality
بی پایان
eternity
بی پایان
perpetuity
بی پایان
sempiternity
بی پایان
issue
[outcome]
پایان
finish line
خط پایان
finallist
پایان رس
immortality
بی پایان
hexapod
شش پایان
illimitable
بی پایان
illmitable
بی پایان
initiator terminator
پایان ده
to sit out
تا پایان
windup
پایان
out
<adv.>
پایان
finality
پایان
eternity
بی پایان
period
پایان
conclusion
پایان
fruition
پایان
conclusions
پایان
periods
پایان
limit
پایان
eternities
بی پایان
termination
پایان دهی
to bring to an end
به پایان رساندن
terminuse ad quem
نقطه پایان
termination date
تاریخ پایان
terminable
پایان یافتنی
ended
پایان یک دور
teleology
پایان شناسی
teleologist
پایان شناس
ends
پایان یک دور
irredeemable
پایان ناپذیر
termination
پایان یابی
time out
<idiom>
پایان وقت
run out (of something)
<idiom>
به پایان رساندن
follow through
<idiom>
به پایان رساندن
do away with
<idiom>
به پایان رساندن
year-end
سال پایان
year-end
پایان سال
eternal
بی پایان دائمی
end
پایان یک دور
past
پایان یافته
wind up
پایان دادن
wind up
پایان یافتن
sequel
نتیجه پایان
sequels
نتیجه پایان
to see through
به پایان رساندن
to see out
به پایان رساندن
to come to a end
به پایان رسیدن
surcease
پایان استراحت
subjunction
افزایش در پایان
get over
به پایان رساندن
to go through with
به پایان رساندن
to get oven
به پایان رساندن
get done with
به پایان رساندن
gastropod
شکم پایان
finitude
پایان پذیری
fineless
بی پایان کردن
come off
پایان مسابقه
eoj
پایان کارob
eof
پایان فایل
eob
پایان یک بلوک
interminableness
پایان ناپذیری
endnote
پایان مدرک
endless loop
حلقه بی پایان
end of block
پایان یک بلوک
get through
به پایان رساندن
godspeed
پایان انجام
tape
نوار خط پایان
taped
نوار خط پایان
tapes
نوار خط پایان
sign off
پایان دادن به
rhizopod
ریشه پایان
placing judge
داور خط پایان
on side
پایان بازی
abend
پایان غیرعادی
omniscience
دانش بی پایان
normal termination
پایان عادی
myriapoda
هزار پایان
last a
دم اخر پایان
jikan
پایان وقت
inexhaustibility
پایان نا پذیری
harvest home
پایان درو
end mark
علامت بی پایان
turn out
<idiom>
نتیجه ،پایان
buzzers
زنگ پایان
atrocious
با شرارت بی پایان
over
پایان یافتن
Over and out!
پایان خبر !
Over and out!
پایان اعلان !
ominscience
دانش بی پایان
finish
پایان مسابقه
finishes
پایان مسابقه
dissertations
پایان نامه
dissertation
پایان نامه
interminable
پایان ناپذیر
buzzer
زنگ پایان
to turn out
به پایان رسیدن
conclusions
پایان یک چیز
conclusion
پایان یک چیز
over-
پایان یافتن
endless
بدون پایان
theses
پایان نامه
thesis
پایان نامه
It's over.
به پایان رسید.
Finifugal
<adj.>
تنفر از پایان
terminating
پایان بخش
terminating
پایان دار
unceasing
پایان ناپذیر
energy barrier
سد انرژی
zipping
انرژی
low energy
انرژی کم
energy line
خط انرژی
deenergized
بی انرژی
endrgized
با انرژی
powering
انرژی
high energy
پر انرژی
isenergic
هم انرژی
zips
انرژی
powers
انرژی
zipped
انرژی
exergonic
انرژی ده
zip
انرژی
energies
انرژی
powered
انرژی
energy
انرژی
vigor
انرژی
power
انرژی
vigour
انرژی
finish tape
نوار پایان مسابقه
and there an end.
و پایان وجود دارد.
on end
<idiom>
بنظر به پایان رسیده
raw deal
<idiom>
آخر خط ،پایان هستی
chutes
دالان پایان دوصحرانوردی
lift a blockade
محاصره را پایان دادن
final whistle
سوت پایان
[ورزش]
wire
خط اغاز یا پایان مسابقه
period
نقطه پایان جمله
year-end
وابسته به پایان سال
zazen
پایان استراحت نشسته
come to nothing
<idiom>
باشکست به پایان رسیدن
chute
دالان پایان دوصحرانوردی
wires
خط اغاز یا پایان مسابقه
exit interview
مصاحبه پایان خدمت
finish yarn
نوار پایان مسابقه
full point
نقطه پایان جمله
to be over something
به پایان رسیدن چیزی
crashes
پایان عملیات کامپیوتر
crashed
پایان عملیات کامپیوتر
post fix
در پایان واژه چسباندن
postlude
قطعه موسیقی پایان
postseason
بعد از پایان فصل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com