English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (11 milliseconds)
English Persian
nuclear energy انرژی هستهای
nuclear power انرژی هستهای
Search result with all words
european unclear a energy agency اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
fusion energy انرژی همجوشی هستهای
nuclear binding energy انرژی اتصال هستهای
nuclear fusion energy انرژی ذوب هستهای
nuclear power plant تاسیسات انرژی هستهای
nuclear power production تولید انرژی هستهای
virtual level تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
Other Matches
pair production تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
fission to yield ratio توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
nuclear strike تک هستهای
nuclear هستهای
potential barrier سد هستهای
atomic هستهای
mononuclear یک هستهای
nuclear transformation تبدیل هستهای
nuclear electricity الکتریسیته هستهای
transmutation تبدیل هستهای
necleo synthesis سنتز هستهای
nuclear reaction واکنش هستهای
mononuclear سلول یک هستهای
nuclear structure ساختار هستهای
nucleonics فیزیک هستهای
nuclear family خانواده هستهای
thermonuclear گرمای هستهای
nuclear reactor راکتور هستهای
nuclear reactor واکنشگاه هستهای
fission شکافت هستهای
nuclear reactors راکتور هستهای
nuclear reactors واکنشگاه هستهای
nuclear families خانواده هستهای
fission reactor واکنشگاه هستهای
fission bomb بمب هستهای
core memory حافظه هستهای
core storage انباره هستهای
fission شکاف هستهای
nuclear chemistry شیمی هستهای
nuclear fusion گداخت هستهای
nuclear number عدد هستهای
nuclear fission انشقاق هستهای
nuclear engineering تکنولوژی هستهای
nuclear reaction فرایند هستهای
nuclear fusion گداز هستهای
nuclear fission شکافت هستهای
nuclear forces نیروهای هستهای
nuclear fusion ذوب هستهای
nuclear fusion همجوشی هستهای
nuclear technology تکنولوژی هستهای
nuclear pile پیل هستهای
nuclear detector اشکارساز هستهای
nuclear radiation تشعشع هستهای
nuclear configuration ترکیب هستهای
fusions جوش هستهای
nuclear power station نیروگاه هستهای
nuclear power نیروی هستهای
fusion جوش هستهای
nuclear corrosion فرسایش هستهای
internuclear distance فاصله بین هستهای
fusions عمل ترکیب هستهای
slugs میزان سازی هستهای
slug میزان سازی هستهای
slugged میزان سازی هستهای
thermonuclear بمب هستهای حرارتی
thermonuclear reaction واکنش گرما- هستهای
fusion عمل ترکیب هستهای
nuclear biological chemical شیمیایی میکربی هستهای
contingent effects اثرات احتمالی انفجار هستهای
attack nuclear carrier ناو هواپیمابر افندی هستهای
radiological رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
nuclear submarine زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
lymphocytosis ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
fission تجزیه بمب تجزیهای شکافت هستهای
fusion reactor راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
dwarf dud جنگ افزار هستهای عمل نکرده
nominal weapon جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
elodea جنس گیاهان کوچک و ابزی و تک هستهای درامریکا
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
endomixis تجدید وضع هستهای اغازیان تاژکدار در فواصل معینه
induced 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induce 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
radioactivity قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
fission products عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
inductor قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
controlled thermonuclear reaction جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
vigor انرژی
endrgized با انرژی
high energy پر انرژی
energy barrier سد انرژی
power انرژی
energy line خط انرژی
low energy انرژی کم
deenergized بی انرژی
exergonic انرژی ده
vigour انرژی
zipped انرژی
powering انرژی
powered انرژی
zips انرژی
zipping انرژی
zip انرژی
powers انرژی
isenergic هم انرژی
energies انرژی
energy انرژی
energy stage لایه انرژی
energy shell لایه انرژی
energy storage انباره ی انرژی
energy pattern نقشه انرژی
power transfer انتقال انرژی
energy supply منبع انرژی
energy transmission انتقال انرژی
energy shell پوسته انرژی
energy spectrum طیف انرژی
energy spectrum بیناب انرژی
energy transfer انتقال انرژی
energy regeneration بازیابی انرژی
energy radiation تابش انرژی
energy quantum کوانتوم انرژی
energy intake مدخل انرژی
energy intake ورود انرژی
energy gradient شیب خط انرژی
source of power منبع انرژی
specific energy انرژی مخصوص
energy gain بازده انرژی
energy flow شارش انرژی
energy flow سیلان انرژی
energy flow جریان انرژی
interchange of energy تبادل انرژی
energy level سطح انرژی
energy level تراز انرژی
sound energy انرژی صوتی
energy production تولید انرژی
energy principle اصل انرژی
energy preservation ذخیره انرژی
energy preservation نگهداری انرژی
energy pattern الگوی انرژی
energy of vibration انرژی ارتعاش
energy of vibration انرژی ارتعاشی
energy of activation انرژی فعالسازی
energy loss گمگشت انرژی
energy loss تلف انرژی
energy expenditure هزینه انرژی
energy exchange تبادل انرژی
heat energy انرژی گرمایی
kiloton energy کیلوتن انرژی
power supply منبع انرژی
power transmission انتقال انرژی
ionization energy انرژی یونیزاسیون
ionization energy انرژی یونش
lattice energy انرژی شبکه
potential energy انرژی پتانسیل
potential energy curve خم انرژی- پتانسیل
light energy انرژی نور
mutual energy انرژی متقابل
mechanical energy انرژی مکانیکی
maximum energy انرژی حداکثر
maximum energy انرژی بیشینه
mass energy جرم - انرژی
magnetic energy انرژی مغناطیسی
madelung energy انرژی مادلونگ
low energy انرژی پایین
loss of energy افت انرژی
potential curve خم انرژی- پتانسیل
internal energy انرژی درونی
resonance energy انرژی رزنانسی
rest energy انرژی سکون
fusion energy انرژی گداخت
fusion energy انرژی ذوب
fusion energy انرژی فوزیون
free energy انرژی ازاد
solar energy انرژی خورشیدی
field energy انرژی میدان
fermi energy انرژی فرمی
excitation energy انرژی تحریک
gravitational energy انرژی گرانشی
rediant energy انرژی تابشی
heat energy انرژی حرارتی
internal energy انرژی داخلی
quantum of energy کوانتوم انرژی
radiant energy انرژی تابشی
inductance گیرنده انرژی
radiation energy انرژی تابشی
hydration energy انرژی ابپوشی
high energy electron الکترون پر انرژی
exchange energy انرژی تبادل
work function انرژی خروج
kinetic energy انرژی حرکتی
kinetic energy انرژی سینتیک
kinetic energy انرژی جنبشی
zing انرژی روح
atomic energy انرژی اتمی
activation energy انرژی کنانش
activation energy انرژی فعالسازی
absolute energy انرژی مطلق
kinetic energy انرژی جنبنده
(be in) high spirits <idiom> پر انرژی بودن
outputs انرژی خروجی
output انرژی خروجی
might نیرو انرژی
energetic دارای انرژی
energy theorem تئوری انرژی
energizes انرژی دادن
sustainable energy انرژی بی نهایت
sustainable energy انرژی جاوید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com