English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
creation of contractual tie انشاء ایجاد رابطه قراردادی
Other Matches
contractual relationship رابطه قراردادی
discharge of contract انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
psychomancy رابطه با روح رابطه ارواح باهم
equation of exchange همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
essays انشاء
creations انشاء
essay انشاء
redaction انشاء
composition انشاء
creation انشاء
theme انشاء
themes انشاء
compositions انشاء
nexus رابطه رابطه داخلی
paragraphs انشاء کردن
performance انشاء معامله
performances انشاء معامله
introduce law انشاء قانون
indite انشاء کردن
paragraph انشاء کردن
redact انشاء کردن
archaism انشاء یا گفتاریااصطلاح قدیمی
acyrology انشاء و گفتار غلط
incondite دارای انشاء سخیف
cacology تلفظ یا انشاء غلط
phraseology کلمه بندی انشاء
recompose دوباره انشاء کردن
may انشاء الله ایکاش
amen خداکند انشاء الله
Congratulations ( to you ) . انشاء الله مبارک است
Nothing ungoward ( unfortunate)I hope . انشاء الله خیر است
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
estate in reversion هبهای که مدتی پس از انشاء تحقق یابد
I am done with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am [have] finished with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
One of these fin days . انشاء الله یکی از این روزها ( قول آینده )
euphuism انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
defaulted قراردادی
arbitrary قراردادی
bespoken قراردادی
bespoke قراردادی
contracted قراردادی
default قراردادی
contractual قراردادی
defoult قراردادی
defaulting قراردادی
based on a contract قراردادی
conventional قراردادی
defaults قراردادی
advice code کد قراردادی
unconventional غیر قراردادی
formal charge بار قراردادی
agreement water rate نرخ قراردادی اب
prosign علامت قراردادی
To conclude an agreement (contract). قراردادی بستن
convectional current جریان قراردادی
agreed point نقطه قراردادی
arbitrarily بطور قراردادی
conventional current جریان قراردادی
code نشانه قراردادی
contracted weaver بافنده قراردادی
contractual liability مسئوولیت قراردادی
arbitrary دلبخواه قراردادی
conventions ائین قراردادی
convention ائین قراردادی
legal assistance علایم قراردادی نقشه
military symbols علایم قراردادی نظامی
award a contract قراردادی را واگذار کردن
base symbol علایم قراردادی مبنا
To annul [abrogate] a contract قراردادی را باطل کردن
phonetic alphabet کلمات قراردادی مخابراتی
hit and miss <idiom> ناخوشآیند ،غیر قراردادی
conventional programming برنامه نویسی قراردادی
enter into an agreement قراردادی را منعقد کردن
all in contract قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
conventionality مطابقت با ایین ورسوم قراردادی
advice code کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
default font فونت پیش فرض یا قراردادی
guarantee a contract اجرای قراردادی را ضمانت کردن
to guarantee a contract اجرای قراردادی راضمانت کردن
default setting تنظیم پیش فرض یا قراردادی
to draw up a contract قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
taxi عضو گروه بازیگران قراردادی
taxied عضو گروه بازیگران قراردادی
taxies عضو گروه بازیگران قراردادی
taxi squadder بازیگر عضو گروه قراردادی
to enter into an agreement پیمان یا قراردادی منعقد کردن
taxiing عضو گروه بازیگران قراردادی
conventionalist کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
taxi squad گروه بازیگران قراردادی درباشگاه حرفهای
executory contract قراردادی که درزمان اینده باید اجرا شود
conventionally برطبق ایین ورسوم قراردادی- مطابق قرارداد
yellow dog contract قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
deals قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
to give somebody an ultimatum به کسی آخرین مدت را دادن [برای اجرای قراردادی]
to off an agreement قصد خود را برای الغای قراردادی اگاهی دادن
deal قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
contra proferentem قراردادی که مورد رضای طرفین باشد قرارداد مرضی الطرفین
signals علامتهای رمزی قراردادی بین اعضای تیم برای مانورهای معین
free on quay قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
restraint of trade قراردادی که ضمن ان تجارت یکی از طرفین قرارداد به طور نامحدود منع شود
relationship رابطه
connexions رابطه
connection رابطه
relevancy رابطه
equations رابطه
relationships رابطه
relevance رابطه
bond رابطه
equation رابطه
contingence رابطه
linkages رابطه
respects رابطه
respect رابطه
relation رابطه
linkage رابطه
correlation رابطه
free on rail قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
interrelationships رابطه متقابل
liaised رابطه داشتن
interrelationship رابطه متقابل
liaisons بستگی رابطه
liaisons رابطه نامشروع
sonship رابطه فرزندی
mutual relationship رابطه متقابل
mil relation رابطه میلیم
interrelation رابطه متقابل
positive relation رابطه مثبت
terms of trade رابطه مبادله
lead lag relation رابطه سبقت
linear relationship رابطه خطی
symbiotic relation رابطه همزیستی
mil formula رابطه میلیمی
mil relation رابطه میلیمی
monotonic relation رابطه همسو
liaison بستگی رابطه
liaison رابطه نامشروع
incommunicable بدون رابطه
positive relation رابطه مستقیم
privity of contract رابطه متعاقدین
trade off رابطه جایگزینی
trade-off رابطه جایگزینی
equivalence relation رابطه هم ارزی
trade-offs رابطه جایگزینی
functional relationship رابطه تابعی
relations of production رابطه تولید
relation learning رابطه اموزی
functional relation رابطه تابعی
definitional equation رابطه تعریفی
relationship رابطه [ریاضی]
negative relation رابطه منفی
negative relation رابطه معکوس
correspond رابطه داشتن
corresponded رابطه داشتن
corresponds رابطه داشتن
liaise رابطه داشتن
liaises رابطه داشتن
de broglie relation رابطه دوبروی
liaising رابطه داشتن
fiduciary relationship رابطه امانی
flow formula رابطه جریان
relation رابطه نسبت
binary relation رابطه دوتایی
transitive رابطه غیرمستقیم
preattunement وفق [رابطه ای]
commutation relation رابطه جابجایی
causal link رابطه سببیت
preattunement هم کوکی [رابطه ای]
causal relationship رابطه علی
preattunement هم آهنگی [رابطه ای]
correlation ضریب رابطه
arithmetic relation رابطه حسابی
cash nexus رابطه نقدی
transitive رابطه مجازی
bode's relation رابطه بود
lesbianism رابطه جنسی زن با زن
tie رابطه برابری
ties رابطه برابری
denouncement اعلان قطع رابطه
cohabited رابطه جنسی داشتن
disconnection قطع نداشتن رابطه
price system نسبت و رابطه قیمتها با هم
cohabits رابطه جنسی داشتن
parent child relationship رابطه پدر و پسر
absolute address محل یک شی در رابطه با مبدا
input output relation رابطه ورودی- خروجی
to make a connection رابطه ای برقرار کردن
cohering رابطه خویشی داشتن
break away قطع رابطه کردن
mass energy relation رابطه جرم و انرژی
cohabit رابطه جنسی داشتن
oral intercourse رابطه جنسی دهانی
recurrence relation [RR] رابطه بازگشتی [ریاضی]
intimacy رابطه نامشروع جنسی
cohabiting رابطه جنسی داشتن
cohere رابطه خویشی داشتن
difference equation رابطه بازگشتی [ریاضی]
sexual intercourse رابطه جنسی مجامعت
This does not apply to . . . در رابطه با . . . کاربرد ندارد.
wealth saving relationship رابطه ثروت و پس انداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com