English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
road clearance انضباط و نظم حرکت در جاده
Other Matches
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
road time زمان حرکت ستون در روی جاده
sag wagon وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
sail کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
divided highway [American E] شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
disciplining انضباط
discipline انضباط
disciplines انضباط
radio dicipline انضباط رادیویی
disciplinarians اهل انضباط
disciplinarian اهل انضباط
disciplinal اهل انضباط
camouflage dicipline انضباط استتار
disciplinable انضباط پذیر
fire discipline انضباط اتش
sound discipline انضباط صوتی
conduct grade نمره انضباط
disciplinary اهل انضباط
service road جاده کناری جاده سرویس
going وضع جاده زمین جاده
circuit discipline رعایت انضباط مدار
self discipline انضباط نفس تادیب
stern discipline انضباط سخت و محکم
radio dicipline انضباط مکالمه بی سیم
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
martinets ادم با انضباط وسخت گیر سخت گیری وانضباط خشک منجنیق سنگ انداز
martinet ادم با انضباط وسخت گیر سخت گیری وانضباط خشک منجنیق سنگ انداز
track clearer جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
sound discipline انضباط صدا یا جلوگیری ازسر و صدا
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
disciplines نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
pathways جاده
line جاده
pathway جاده
way جاده
tracks جاده
tracked جاده
track جاده
roadless بی جاده
turnpikes جاده
pads جاده
lines جاده
road blocks سد جاده
road block سد جاده
invious بی جاده
road جاده
roads جاده
roadway جاده
roadways جاده
turnpike جاده
pad جاده
roadbed کف جاده
roadable جاده رو
causeway جاده
road bed کف جاده
causeways جاده
hard core پی جاده
blocking سد جاده
route جاده
routes جاده
path جاده
roadability جاده رو
ruts رد جاده
paths جاده
rut رد جاده
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
byroad جاده فرعی
third class road جاده درجه سه
by way جاده پرت
chip spreader جاده صاف کن
collective goods مانند جاده
cross road تقاطع جاده
clearing iron جاده پاک کن
criterium مسابقه جاده
the road was impaired جاده خراب شد
the impediment of a road پا گیرهای جاده
cross country خارج از جاده
molecular attracticm جاده ذرات
axial road جاده طولی
track خط اهن جاده
paths جاده مال رو
tracked خط اهن جاده
tracks خط اهن جاده
path جاده مال رو
operational route جاده رزمی
uneven road جاده ناهموار
concrete pavement جاده بتنی
galaxy جاده شیری
galaxies جاده شیری
trackless بی جاده بی ریل
open route جاده باز
operational route جاده عملیاتی
pathless بدون جاده
superhighways جاده وسیع
to beat a path کوبیدن یک جاده
superhighway جاده وسیع
by the side of the road در کنار جاده
cross trail جاده عرضی
secondary road جاده درجه دو
lateral route جاده عرضی
asphalt paving جاده سازی
road building جاده سازی
raod bed بستر جاده
road construction جاده سازی
provincial road جاده محلی
road builder جاده ساز
road capacity فرفیت جاده
access road جاده دسترسی
road roller جاده صاف کن
road net شبکه جاده ها
route reconnaissance شناسایی جاده
road junction تقاطع جاده
screed شمشه جاده
road clearance تخلیه جاده
jacob's ladder جاده شیری
profile of the road نیمرخ جاده
backway جاده فرعی
single flow جاده یک مسیره
by path جاده فرعی
diverticulum جاده فرعی
double flow route جاده دوطرفه
spur track جاده فرعی
roadsides کنار جاده
roadside کنار جاده
the impediment of a road موانع جاده
overhead roadway جاده هوایی
steam roller جاده صاف کن
backway جاده پرت
post road جاده پستی
bypath جاده فرعی
bypath جاده پرت
pack road جاده مال رو
single carriageway road راه با یک جاده
bridle paths جاده اسب رو
bridle path جاده اسب رو
roadwheel چرخ جاده
streets خیابانی جاده
street traffic ترافیک [جاده]
spurs جاده انشعابی
spurring جاده انشعابی
spur جاده انشعابی
To make roads . جاده کشیدن
frontage road جاده کناری
street خیابانی جاده
high road جاده عمده
road ditch خندق جاده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com