English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
English Persian
visual adaptation انطباق دیداری
Other Matches
visually دیداری
at sight دیداری
sight دیداری
sights دیداری
visual دیداری
visuals دیداری
on sight دیداری
payable at sight دیداری
self identity انطباق
superposition انطباق
adaptations انطباق
adaptation انطباق
adaption انطباق
accommodations انطباق
accommodation انطباق
coincidence انطباق
conformity انطباق
coincidences انطباق
visual perception ادراک دیداری
photoma توهم دیداری
audiovisual دیداری- شنیداری
visual cliff پرتگاه دیداری
sight vocabulary واژگان دیداری
visual span فراخنای دیداری
payable at sight پرداخت دیداری
visually handicapped معلول دیداری
bill pay able at sight برات دیداری
visuo motor دیداری- حرکتی
demand deposit سپرده دیداری
visual induction القاء دیداری
visual check مقابله دیداری
visual projection فرافکنی دیداری
visual organization سازمان دیداری
visual focusing تمرکز دیداری
visual fixation تثبیت دیداری
teletractor مبدل دیداری
visile سنخ دیداری
sight method روش دیداری
sight draft برات دیداری
sight bill برات دیداری
visual hallucination توهم دیداری
visual type سنخ دیداری
draft at sight برات دیداری
apparition توهم دیداری
videotaping نوار دیداری
videotapes نوار دیداری
videotaped نوار دیداری
apparitions توهم دیداری
videotape نوار دیداری
adaptability انطباق پذیری
alignment تنظیم انطباق
unadapted انطباق نایافته
absolute accommodation انطباق مطلق
nonsuperimposable انطباق ناپذیر
matching stub مفتول انطباق
synchrony انطباق تقارن
superimposable انطباق پذیر
adaptability قابلیت انطباق
superposable قابل انطباق
scotopic adaptation انطباق با تاریکی
social adaptiveness انطباق اجتماعی
suited تعقیب انطباق
sensory adaptation انطباق حسی
light adaptation انطباق با روشنایی
adaptation syndrome نشانگان انطباق
adjustability درجه انطباق
adaptometer انطباق سنج
suit تعقیب انطباق
adaptation time زمان انطباق
brightness adaptation انطباق با درخشندگی
suits تعقیب انطباق
decency انطباق بامورد
adaptable انطباق پذیر
dark adaptation انطباق با تاریکی
coincident current با انطباق جریان
adaptation level سطح انطباق
coincidence اقتران انطباق
coincidences اقتران انطباق
goodness of fit میزان انطباق
alignments تنظیم انطباق
visual aids ابزارهای کمکی دیداری
visual agnosia ادراک پریشی دیداری
visual righting response پاسخ تعادل دیداری
visual illusion خطای ادراکی دیداری
sight draft برات یا حواله دیداری
episcotister محرک نمای دیداری
days sight draft برات دیداری 06 روزه
on sight bill of exchange برات برویت یا دیداری
visual aphasia زبان پریشی دیداری
audi بازتاب دیداری- شنیداری
visual display unit واحد نمایش دیداری
optical illusion خطای ادراکی دیداری
optical illusions خطای ادراکی دیداری
synchronises انطباق زمانی داشتن
synchronised انطباق زمانی داشتن
aberration عدم انطباق کانونی
associable معاشرتی انطباق پذیر
general adaptation syndrome نشانگان انطباق عمومی
synchronize انطباق زمانی داشتن
synchronising انطباق زمانی داشتن
sovietization انطباق با رژیم شوروی
suit the punishment to the crime انطباق مجازات بر جرم
synchronism ایجاد همزمانی انطباق
parallax اختلاف منظر انطباق
synchronizes انطباق زمانی داشتن
audiovisual aids ابزارهای کمکی دیداری-شنیداری
coincidence adjustment تعیین مسافت به وسیله انطباق
visual bender motor gestalt test ازمون طرح دیداری- حرکتی بندر
bender visual motor gestalt test ازمون طرحهای دیداری-حرکتی بندر
self adjustment انطباق خود بامحیط یا چیز دیگری
compatability قابلیت انطباق کار هماهنگ با سایردستگاهها
formalization انطباق با ایین واداب فاهری رسمی سازی
reseau شبکه بندی کردن عکس برای انطباق ان با نقشه
sight bill حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
leninism اصول عقاید لنین مارکسیسم با تفسیر واستنباطی که لنین از ان به منظور انطباق با ایدئولوژی مذکور با وضع روسیه کرده است
rationalization انطباق با اصول عقلانی عقلانی کردن
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com