English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English Persian
beyond انطرف ماوراء دورتر
Other Matches
off دورتر از یک سو
farther دورتر
thither دورتر
father off دورتر
yond دورتر
ulterior انطرف
oer انطرف
thither انطرف تر
per contra در انطرف
thither به انطرف
yonder انطرف
without انطرف فاقد
oversea انطرف دریا
ultrared انطرف اشعه قرمز
transatlantic انطرف اقیانوس اطلس
downrange دورتر از محل پرتاب ودرمسیر ازمایشی خود
perspective ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند
perspectives ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند
ends انداختن گوی جک وسایر گویها از نقطه شروع به انطرف چمن
ended انداختن گوی جک وسایر گویها از نقطه شروع به انطرف چمن
end انداختن گوی جک وسایر گویها از نقطه شروع به انطرف چمن
away بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
transcutaneous ماوراء پوستی
supernatural ماوراء طبیعی
transcutaneal ماوراء پوستی
hypersonic ماوراء الصوت
ultrasonic ماوراء صوت
transmontane ماوراء کوهستانی
supersensible ماوراء محسوسات
transmountain ماوراء کوهستانی
ultraviolet ماوراء بنفش
overseas ماوراء بحار
aerospace فضای ماوراء جو
pellucid حائل ماوراء
supersonic ماوراء صوت
ultrasonics ماوراء صوت
numinous ماوراء الطبیعه
ultrafiche ماوراء فیش
supernaturalism فلسفه ماوراء طبیعه
ultraviolet light نور ماوراء بنفش
semiopaque کمی حاجب ماوراء
violet ray اشعهء ماوراء بنفش
supersensible ماوراء عالم حواس
ultra violet radiation تشعشع ماوراء بنفش
transduction عبور از ماوراء چیزی
transfinite ماوراء اعداد محدود
meta metalanguage ماوراء فوق زبان
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
ultrahigh frequency بسامد ماوراء زیاد
transcendentalism فلسفه ماوراء الطبیعه
ultrashort drilling مته کاری ماوراء صوت
metaphysics مبحث علوم ماوراء طبیعی
metaphysician دانشمند علوم ماوراء طبیعی
metaphisical مربوط به علم ماوراء طبیعت
diathermanous هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
ultra large scale integration مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
tramontane واقع در ماوراء جبال الپ بیگانه
ultraviolet ray اشعه ماوراء بنفش پرتو فرابنفش
usli مجتمع سازی درمقیاس ماوراء بزرگ
diathermic هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
metaphysical وابسته بعلم ماوراء طبیعی علوم معقول
transmarine واقع در انسوی دریا متعلق به ماوراء بحار
slsi Intergration Scale SuperLarge تراشه هایی با تراکم ماوراء بزرگ
dosimeter وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
aluminum paste تکههای بسیار کوچک الومینیوم که مانع برخورداشعه ماوراء بنفش خورشیدبه سطح جسم میشوند
eprom PRO مخصوص که در زیرنور شدید ماوراء بنفش میتواند پاک شده و سپس دوباره برنامه ریزی شودmemory only programmableread erasableیک
hyper- پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
hyper پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
parathyroid غدد پاراتیروئید مترشحه از غدد ماوراء درقی
ldl یک ماوراء زبانی که زبانی را شرح میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com