English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (15 milliseconds)
English Persian
flexible انعطاف پذیر
supple انعطاف پذیر
elastic انعطاف پذیر
Search result with all words
flexible انعطاف پذیر تا شدنی
elastic demand تقاضای انعطاف پذیر
elastic supply عرضه انعطاف پذیر
flexible budget بودجه انعطاف پذیر
flexible disk دیسک انعطاف پذیر
flexible footing شالوده انعطاف پذیر
flexible pavement شوسه انعطاف پذیر
flexible price قیمت انعطاف پذیر
flexible tariff تعرفه انعطاف پذیر
inelastic غیر قابل انعطاف تغییر نا پذیر
Other Matches
repairable اصلاح پذیر تعمیر پذیر
educatable تربیت پذیر تعلیم پذیر
educable تربیت پذیر تعلیم پذیر
mixable امیزش پذیر امتزاج پذیر
ascendible تفوق پذیر فراز پذیر
ascendable تفوق پذیر فراز پذیر
reparable اصلاح پذیر تعمیر پذیر
plasticity انعطاف
inflexion انعطاف
inflections انعطاف
inflection انعطاف
inflexions انعطاف
adaptable organism موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
malleability قابلیت انعطاف
flexibility انعطاف پذیری
plasticity انعطاف پذیری
pliable قابل انعطاف
flexibility قابلیت انعطاف
rigid انعطاف ناپذیر
uncompromising غیرقابل انعطاف
flexibtlity انعطاف پذیری
uncompromisingly غیرقابل انعطاف
flexible قابل انعطاف
rigidity انعطاف ناپذیری
inflexibility انعطاف ناپذیری
pliability قابلت انعطاف
resile انعطاف داشتن
smooth <adj.> نرم وقابل انعطاف
malleable نرم وقابل انعطاف
wage flexibility انعطاف پذیری دستمزد
wage rigidity انعطاف ناپذیری مزد
price rigidity انعطاف ناپذیری قیمت
intorsion پیچش ساقه انعطاف
price responsiveness انعطاف پذیری قیمت
lock step غیر قابل انعطاف
soft <adj.> نرم وقابل انعطاف
rigidity of prices انعطاف ناپذیری قیمت ها
nonflexible price قیمت انعطاف ناپذیر
nonflexible wage مزد انعطاف ناپذیر
rigidity of wages انعطاف ناپذیری مزدها
intortion پیچش ساقه انعطاف
waxy flexibility انعطاف پذیری مومی
economic flexibility انعطاف پذیری اقتصادی
flexible disk دیسک قابل انعطاف
flexible shaft محور قابل انعطاف
flexibilitas cerea انعطاف پذیری مومی
flexible cord سیم قابل انعطاف
flexible joint اتصال قابل انعطاف
flexible lead اتصال قابل انعطاف
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
unchangeably <adv.> به طور غیر قابل انعطاف
immutably <adv.> به طور غیر قابل انعطاف
software flexibility انعطاف پذیری نرم افزار
flexible arm lamp چراغ مطالعه قابل انعطاف
unalterably <adv.> به طور غیر قابل انعطاف
flexible metal hose لوله فلزی قابل انعطاف
flexible brake tubing لوله قابل انعطاف ترمز
flexible fuel tubing لوله سوخت رسانی قابل انعطاف
bine هرنوع ساقه نرم و قابل انعطاف
air foil سطوح ایرودینامیک هواپیماپوششهای قابل انعطاف بدنه هواپیما
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
cases جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
case جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
lanolin لانولین [ماده چربی موجود در سطح الیاف پشم که در صورت شسته نشدن حالت انعطاف پذیری و درخشندگی به فرش های پشمی می بخشد.]
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
cleavable رخ پذیر
pliable خم پذیر
solvable حل پذیر
soluble حل پذیر
pi acceptor پی پذیر
programmable read only memory حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
proprotionable تناسب پذیر
extensible توسعه پذیر
protean شکل پذیر
proton acceptor پرتون پذیر
protractile امتداد پذیر
fatiguable خستگی پذیر
resolvable تفکیک پذیر
revocable ابطال پذیر
fatigable خستگی پذیر
fatig خستگی پذیر
fathomable پیمایش پذیر
rotatable چرخش پذیر
semi solvable نیم حل پذیر
sequacious نصیحت پذیر
severable تفکیک پذیر
shapeable شکل پذیر
figurable شکل پذیر
fissile شکاف پذیر
fixable ثبات پذیر
reclaimable ادعا پذیر
reducible تقلیل پذیر
fissionable شکافت پذیر
reflexible انعکاس پذیر
refutable تکذیب پذیر
regulable تنظیم پذیر
remediable درمان پذیر
remediable گزیر پذیر
remediable چاره پذیر
precipitable تعلیق پذیر
incondensable ناچگال پذیر
glass jaw بوکسوراسیب پذیر
irremeable برگشت نا پذیر
irresoluble تجیزیه نا پذیر
limitable محدودیت پذیر
liquefiable گداز پذیر
generable زایش پذیر
magnetizable مغناطیس پذیر
maintainable نگهداشت پذیر
healable درمان پذیر
inoculable تلقیح پذیر
improvable بهبود پذیر
indemonstrable اثبات نا پذیر
indocile تعلیم نا پذیر
incompressible تراکم نا پذیر
inexpugnable شکست نا پذیر
impressible تاثیر پذیر
improvably اصلاح پذیر
inextensible تمدید نا پذیر
inflamable اشتعال پذیر
gaugeable پیمایش پذیر
miscible امیزش پذیر
perturbable اشوب پذیر
pervious نفوذ پذیر
pilable انحنا پذیر
placable دلجویی پذیر
increasable افزایش پذیر
placative تسکین پذیر
infusible گداز نا پذیر
flexible cable کابل خم پذیر
perfectible کمال پذیر
penetrable رخنه پذیر
passible فساد پذیر
miscible امتزاج پذیر
fusible گداز پذیر
mutable تغییر پذیر
decidable تصمیم پذیر
flxible خمش پذیر
open cheque چک انتقال پذیر
pacifiable تسکین پذیر
partible بخش پذیر
plunderable چپاول پذیر
spoilable فساد پذیر
feasible <adj.> انجام پذیر
doable <adj.> اجرا پذیر
executable <adj.> اجرا پذیر
feasible <adj.> اجرا پذیر
practicable <adj.> اجرا پذیر
workable <adj.> اجرا پذیر
possible [doable, feasible] <adj.> اجرا پذیر
makeable <adj.> اجرا پذیر
contrivable <adj.> اجرا پذیر
makable [spv. makeable] <adj.> اجرا پذیر
manageable <adj.> اجرا پذیر
makable <adj.> امکان پذیر
achievable <adj.> اجرا پذیر
workable <adj.> انجام پذیر
makable [spv. makeable] <adj.> انجام پذیر
makeable <adj.> انجام پذیر
manageable <adj.> انجام پذیر
possible [doable, feasible] <adj.> انجام پذیر
practicable <adj.> انجام پذیر
executable <adj.> امکان پذیر
workable <adj.> امکان پذیر
executable <adj.> صورت پذیر
workable <adj.> صورت پذیر
executable <adj.> انجام پذیر
makable <adj.> صورت پذیر
annullable <adj.> فسخ پذیر
callable <adj.> فسخ پذیر
cancelable [American] <adj.> فسخ پذیر
cancellable [British] <adj.> فسخ پذیر
rescindable <adj.> فسخ پذیر
voidable <adj.> فسخ پذیر
annullable <adj.> بطلان پذیر
callable <adj.> بطلان پذیر
cancelable [American] <adj.> بطلان پذیر
cancellable [British] <adj.> بطلان پذیر
rescindable <adj.> بطلان پذیر
dividable [American E] <adj.> بخش پذیر
divisible <adj.> بخش پذیر
makable <adj.> انجام پذیر
makable <adj.> اجرا پذیر
absolute <adj.> چاره نا پذیر
inalienable <adj.> چاره نا پذیر
indispensable <adj.> چاره نا پذیر
inevitable <adj.> چاره نا پذیر
unalienable <adj.> چاره نا پذیر
unalterable <adj.> چاره نا پذیر
terminable <adj.> بطلان پذیر
doable <adj.> انجام پذیر
spottable لکه پذیر
transmutable دگرگونی پذیر
tunable تنظیم پذیر
tunably تنظیم پذیر
tuneable تنظیم پذیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com