Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (9 milliseconds)
English
Persian
echo sounder
انعکاس سنج صدا
Search result with all words
sunlight
تابش افتاب انعکاس نور خورشید
reflection
انعکاس
baffle
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffled
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffles
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffling
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
balance
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
balances
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
echo
انعکاس صدا
echo
انعکاس صدا انعکاس موج
echoed
انعکاس صدا
echoed
انعکاس صدا انعکاس موج
echoes
انعکاس صدا
echoes
انعکاس صدا انعکاس موج
echoing
انعکاس صدا
echoing
انعکاس صدا انعکاس موج
glare
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glared
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glares
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
reaction
انعکاس
reactions
انعکاس
feedback
پس دهی فیدبک انعکاس انرژی ازمداری به مدار دیگر
brightness
تغییر شدت انعکاس نور
reflector
الت انعکاس
reflectors
الت انعکاس
active mine
مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
anechoic
بدون انعکاس
antiphony
انعکاس یا جواب سرود وموسیقی
atmospheric refraction
انعکاس جوی
bottom bounce
انعکاس از کف دریا
catacoustics
مبحث انعکاس صوت
catadioptrics
مبحث انعکاس و انکسار نور
coastal refraction
انعکاس ساحلی امواج رادیویی
confusion reflector
وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
echo sounding
عمق یابی انعکاس صوت
echo suppression
جلوگیری یا تضعیف انعکاس صوت
first order reflection
انعکاس مرتبه یک
fixed echo
انعکاس ثابت روی صفحه رادار
homing mine
مین حساس به انعکاس امواج
ice blink
سفیدی افق از انعکاس دریا
illumination by diffusion
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
illumination by reflection
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
internal reflection
انعکاس درونی
keying interval
فاصله زمانی بین دو انعکاس موج رادار
luminaire
دستگاه نورافکن مرکب ازحباب ودستگاه انعکاس نوروغیره
microphonics
انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
photogene
انعکاس یا تصویر بعدی چیزی در شبکیه
projective
طرحی ایجاد شده بوسیله انعکاس یاتصویر
radar return
انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
reactional
انعکاس
reflectance
انعکاس
reflectance
قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
reflectance
قابلیت انعکاس
reflectance ink
جوهر انعکاس
reflecterize
ایجاد انعکاس کردن
reflecting power
قدرت انعکاس
reflection plane
صفحه انعکاس
reflectiveness
انعکاس
reflectorize
ایجاد انعکاس کردن
reflexibility
انعکاس پذیری
reflexible
انعکاس پذیر
reflexible
قابل انعکاس
reflexion
انعکاس
reflexivity
انعکاس پذیری
repercussion
انعکاس برگشت
replication
انعکاس
rotational reflection axis
محور چرخش انعکاس
side tone
انعکاس صوت دریک مداربعلت مجاورت با مدار صوتی دیگر
skin paint
نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
sky glow
انعکاس نور یک جنگ افزار یاشعله دهانه ان در صفحه اسمان
sky man
انعکاس عکس برف یا زمین یاشکل ابها در ابرها
snowblink
انعکاس نور خورشید بر روی برف یا یخ
terrain return
انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
to the echo
چنان بلند که تولید انعکاس صدا می نماید
water sky
لکههای دریاچهای شکل درداخل ابرها شکل انعکاس تصویر دریاچه ها روی ابر
white out
انحراف افق به علت انعکاس نور خورشید روی برف خطای تشخیص محل افق
zigzag reflection
انعکاس متعدد
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com