English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
reflexibility انعکاس پذیری
reflexivity انعکاس پذیری
Other Matches
echoed انعکاس صدا انعکاس موج
echo انعکاس صدا انعکاس موج
echoes انعکاس صدا انعکاس موج
echoing انعکاس صدا انعکاس موج
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
reflexion انعکاس
reactional انعکاس
reaction انعکاس
reactions انعکاس
reflectance انعکاس
replication انعکاس
reflectiveness انعکاس
reflection انعکاس
anechoic بدون انعکاس
reflectance ink جوهر انعکاس
echoes انعکاس صدا
reflectance قابلیت انعکاس
echoing انعکاس صدا
reflection plane صفحه انعکاس
atmospheric refraction انعکاس جوی
echoed انعکاس صدا
first order reflection انعکاس مرتبه یک
echo انعکاس صدا
reflecting power قدرت انعکاس
repercussion انعکاس برگشت
zigzag reflection انعکاس متعدد
reflector الت انعکاس
reflectors الت انعکاس
reflexible قابل انعکاس
reflexible انعکاس پذیر
bottom bounce انعکاس از کف دریا
internal reflection انعکاس درونی
echo sounder انعکاس سنج صدا
reflecterize ایجاد انعکاس کردن
reflectorize ایجاد انعکاس کردن
rotational reflection axis محور چرخش انعکاس
catacoustics مبحث انعکاس صوت
echo sounding عمق یابی انعکاس صوت
echo suppression جلوگیری یا تضعیف انعکاس صوت
homing mine مین حساس به انعکاس امواج
ice blink سفیدی افق از انعکاس دریا
brightness تغییر شدت انعکاس نور
baffles صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffle صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
baffled صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
catadioptrics مبحث انعکاس و انکسار نور
antiphony انعکاس یا جواب سرود وموسیقی
baffling صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
photogene انعکاس یا تصویر بعدی چیزی در شبکیه
snowblink انعکاس نور خورشید بر روی برف یا یخ
sunlight تابش افتاب انعکاس نور خورشید
fixed echo انعکاس ثابت روی صفحه رادار
keying interval فاصله زمانی بین دو انعکاس موج رادار
to the echo چنان بلند که تولید انعکاس صدا می نماید
projective طرحی ایجاد شده بوسیله انعکاس یاتصویر
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
sky man انعکاس عکس برف یا زمین یاشکل ابها در ابرها
microphonics انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
luminaire دستگاه نورافکن مرکب ازحباب ودستگاه انعکاس نوروغیره
illumination by reflection روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
feedback پس دهی فیدبک انعکاس انرژی ازمداری به مدار دیگر
sky glow انعکاس نور یک جنگ افزار یاشعله دهانه ان در صفحه اسمان
side tone انعکاس صوت دریک مداربعلت مجاورت با مدار صوتی دیگر
glare انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glared انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glares انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
balance خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
balances خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
confusion reflector وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
deliquescence نم پذیری
bass response بم پذیری
pliability خم پذیری
water absorption آب پذیری
illumination by diffusion روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
water sky لکههای دریاچهای شکل درداخل ابرها شکل انعکاس تصویر دریاچه ها روی ابر
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
white out انحراف افق به علت انعکاس نور خورشید روی برف خطای تشخیص محل افق
justifiability توجیه پذیری
lability تغییر پذیری
pardonableness امرزش پذیری
livability زیست پذیری
paramagnetic susceptibility پارامغناطیس پذیری
magnetic susceptibility مغناطیس پذیری
magnetization مغناطیس پذیری
opposability مقابله پذیری
observability مشاهده پذیری
miscibility امتزاج پذیری
modifiability تغییر پذیری
movableness جنبش پذیری
mensurability پیمایش پذیری
transferability انتقال پذیری
mutability تغییر پذیری
maintainability نگهداشت پذیری
mutabilty تغییر پذیری
negotiability انتقال پذیری
magnetization curve خم مغناطیس پذیری
improvability بهبود پذیری
intolerableness تحمل نا پذیری
hereditability وراثت پذیری
generalizability تعمیم پذیری
fusibility گداز پذیری
flexibtlity انعطاف پذیری
flammability اشتعال پذیری
finitude پایان پذیری
feasibilty امکان پذیری
fatigueability خستگی پذیری
insatiability سیری نا پذیری
infusibility گداز نا پذیری
inflammability اشتعال پذیری
inexhaustibility پایان نا پذیری
indocility تعلیم نا پذیری
indefeasibility فسخ نا پذیری
incontrovertibility بحث نا پذیری
impressionability تاثیر پذیری
reflectivity بازتاب پذیری
fabllibility لغزش پذیری
passibility تالم پذیری
reversibility بازگشت پذیری
tenability دفاع پذیری
westernization غرب پذیری
transitivity انتقال پذیری
reflectability بازتاب پذیری
reconcilability اصلاح پذیری
reactivity واکنش پذیری
reversibility برگشت پذیری
ponderability سنجش پذیری
polarizability قطبش پذیری
pliancy انحناء پذیری
pliability خمش پذیری
tangib لمس پذیری
suspensive اندروا پذیری
scalability مقیاس پذیری
selectivity گزینش پذیری
self acceptance خویشتن پذیری
separability تفکیک پذیری
serviceability تعمیر پذیری
reflexivity بازتاب پذیری
solubility انحلال پذیری
submissiveness سلطه پذیری
suggestibility تلقین پذیری
plastisity اندام پذیری
transitivity سرایت پذیری
permeance نفوذ پذیری
permeability curve خم نفوذ پذیری
permeability curve خم مغناطیس پذیری
permeability تراوش پذیری
permeability نفوذ پذیری
permeability نشت پذیری
perishableness فساد پذیری
perishableness فنا پذیری
perfectibility کمال پذیری
perceptibility ادراک پذیری
penetrance نفوذ پذیری
persuasibility ترغیب پذیری
perviousness تراوش پذیری
plasticity انعطاف پذیری
plasticity قالب پذیری
transmissivity فرافرست پذیری
plasticity شکل پذیری
plasticity اندام پذیری
pi accepting قدرت پی پذیری
verifiability اثبات پذیری
versatility تطبیق پذیری
removability عزل پذیری
penetrability نفوذ پذیری
extensibility گسترش پذیری
compatibility سازش پذیری
cleavage شکافت پذیری
cleavages شکافت پذیری
submission سلطه پذیری
imprinting نقش پذیری
chromaticity رنگ پذیری
sociability جامعه پذیری
capacitance برق پذیری
c برق پذیری
belongingness تعلق پذیری
b h cure خم مغناطیس پذیری
availablity دسترس پذیری
autia هنجار پذیری
combinability ترکیب پذیری
comention هنجار پذیری
gas deviation factor تراکم پذیری
variability تغییر پذیری
compressibility factor تراکم پذیری
acclimatization بوم پذیری
compressibility تراکم پذیری
commutativity جابجایی پذیری
commutability تخفیف پذیری
commutability تبدیل پذیری
communicability ارتباط پذیری
associativity شرکت پذیری
sociability معاشرت پذیری
vulnerability اسیب پذیری
acclimatization اقلیم پذیری
acclimation بوم پذیری
acclimation اقلیم پذیری
accident proneness سانحه پذیری
absorbency جذب پذیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com