English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
makefast انچه قایق را به ان میبندند
Other Matches
whipping post تیری که محکومین بتازیانه رابدان میبندند
haywire سیم که با آن بستههای کاه و علوفهی خشک را میبندند
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
whatever هر انچه
that which انچه
whatever انچه
for a iknow انچه من می دانم
so far as تا ان اندازه که انچه
for aught i know انچه من میدانم
what هرچه انچه
i lent him what money i had انچه پول ...
as far as i can see انچه من می فهمم
as far as in me lies انچه از من بر می اید
as for as i know انچه من میدانم
oive such as you have انچه که داریدبدهید
more than needs بیش از انچه بایسته
the needful انچه باید کرد
pitcherful انچه دریک سبوجابگیرد
ties of friendship انچه دوستی اقتضامیکند
penful انچه در یک قلم جا گیرد
purview of a book انچه کتابی فرامیگیرد
he did his level best انچه از دستش برامدکرد
layered انچه مربوط به لایه ها باشد
my sentiment toward him انچه من راجع باواحساس میکنم
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
out of sight out of mind از دل برود هر انچه از دیده برفت
it purports that انچه از این فهمیده میشوداین که .....
the requirements of the law انچه درقانون قید شده
so far as i can guess انچه من میتوانم حدس بزنم
do the necessary انچه باید کرد بکنید
capful انچه دریک کلاه جابگیرد
my recollectio of it is انچه من بیادمی اورم اینست
cartful انچه دریک گاری جا بگیرد
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
the document purports that انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
redefinable انچه مجددا قابل تعریف است
penny worth انچه برابر یک پنی میتوان خرید
he undid what i had done انچه من رشته بودم او پنبه کرد
bound انچه که کارائی یک سیستم رامحدود میکند
whatsoe'er هیچ هیچگونه هرقدر انچه هرانچه
i paid his d. wages مزد او را انچه لازم بود دادم
whaterer هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
finding انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
findings انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
what you see is what you get انچه می بینید همان است که بدست می اورید
fortuitism اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
i speak under correction انچه می گویم ممکن است درست نباشد
i overpaid him for his work مزد کارش را بیش از انچه حقش بود دادم
nemo dat quod non habet هیچ کس نمیتواند انچه راکه مالکش نیست را به دیگری دهد
fortuist کسیکه معتقداست که انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده است
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
breach of trust کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
materialism فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
gurantee عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
whateer هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
lapful به قور یک دامن انچه در یک دامن جاگیرد
halfpennyworth انچه به نیم پنی خریده شود ارزش نیم پنی
boat tail دم قایق
ark قایق
caique قایق
outboard قایق
ferry boat قایق
boatdeck پل قایق
barges قایق
bilge کف قایق
barged قایق
barge قایق
lighter قایق
boat قایق
lighters قایق
boats قایق
boat-hook چنگک قایق
life float قایق نجات
boat-hooks هوک قایق
crash boat قایق نجات
schooner قایق دو دگلی
lighters قایق بارکش
sailboat قایق بادبانی
schooners قایق دو دگلی
boat hook هوک قایق
coble قایق پارویی
coxswain سکان قایق
boat hook چنگک قایق
four قایق 4 نفره
safety boat قایق نجات
boat-hooks چنگک قایق
rowboats قایق پارویی
fisherman's anchor لنگر قایق
cutters قایق تک دکله
cutters قایق پارویی
cutter قایق تک دکله
cutter قایق پارویی
ladders پلکان قایق
capsized برگشتن قایق
foldboat قایق تاشو
capsize برگشتن قایق
ladder پلکان قایق
single قایق یک نفره
double banked boat قایق دو پارو زن
rowboat قایق پارویی
davit قایق بالابر
aboard روی قایق
davit جرثقیل قایق
galley اشپزخانه قایق
boat-hook هوک قایق
fore جلوی قایق
capsizing برگشتن قایق
capsizes برگشتن قایق
chief of boat فرمانده قایق
sailboat قایق بادی
boat boom بوم قایق
sailing boat قایق بادبانی
boatchock زین قایق
sailing boats قایق بادبانی
beaching gear سرسره قایق
dinghies قایق تفریحی
by the stern قایق سربالا در اب
assault boat قایق هجومی
dinghy قایق تفریحی
canoeist قایق ران
aft عقب قایق
boat your oars پارو به قایق
boat work قایق بری
boat tail پاشنه قایق
yachting قایق رانی
boat call مخابره با قایق
boat gang نگهبان قایق
boat hails شناسایی قایق
boat painter طناب قایق
chief of boat سکانی قایق
boat plug پیته قایق
boat pool حوضچه قایق
boat skids گهواره قایق
boat anchor لنگر قایق
powerboats قایق موتوری
stern عقب قایق
lighter قایق باری
gripe تسمه قایق
motorboat قایق موتوری
catboat قایق تک بادبان
center board ته قایق بادبانی
centerboarder قایق تیردار
sailboats قایق بادی
sailboats قایق بادبانی
gripe بند قایق
motorboats قایق موتوری
sterner عقب قایق
sternest عقب قایق
powerboat قایق موتوری
ferrying قایق موتوری
ferry قایق موتوری
ferries قایق موتوری
ferried قایق موتوری
sterns عقب قایق
lighters قایق باری
monohull قایق با یک بدنه
forward جلو قایق
rafts قایق باری
raft قایق باری
piragua قایق ته پهن
pulling boat قایق پارویی
sloop قایق جنگی
cabin cruisers قایق تفریحی
cabin cruiser قایق تفریحی
boathouses آشیانهی قایق
forwarded جلو قایق
The boat sank. قایق غرق شد
painter طناب قایق
motor sailer قایق موتوردار
motorboat engine قایق موتوری
rhinos قایق باربر
rhino قایق باربر
life boad قایق نجات
fittings لوازم قایق
night boat قایق اماده
painters طناب قایق
boathouses قایق خانه
boathouse آشیانهی قایق
sloop قایق یک دکله
hull بدنه قایق
hulls بدنه قایق
lifeboats قایق نجات
lifeboat قایق نجات
to sail avessel راندن قایق
cradle زین قایق
cradled زین قایق
boathouse قایق خانه
tumbril قایق ته صاف
tumbrel قایق ته صاف
seaboat قایق ترابری
service craft قایق گشتی
single banked boat قایق تک پارو زن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com