English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (5 milliseconds)
English Persian
so far as i can guess انچه من میتوانم حدس بزنم
Other Matches
knock on wood <idiom> بزنم به تخته
I'd like a shave. میخواهم ریشم را بزنم.
i know not neither can i guess نمیدانم و حدس هم نمیتوانم بزنم
I am too shy (timid) to speak English . خجالت می کشم انگلیسی حرف بزنم
May I have a word with you? ممکن است دو کلمه حرف با شما بزنم ؟
i can go میتوانم بروم
May I see the room? آیا میتوانم اتاق را ببینم؟
Where can I get a taxi? کجا میتوانم تاکسی بگیرم.
Where can I get a taxi? کجا میتوانم یک تاکسی بگیرم.
Where can I get my car washed? کجا میتوانم اتومبیلم را بدهم بشویند؟
Can I get there on foot? آیا میتوانم تا آنجا پیاده بروم؟
Where can I get butane gas? کجا میتوانم گاز بوتان بگیرم؟
Where can I hire a car? کجا میتوانم اتومبیل اجاره کنم؟
Where can I get a taxi? کجا میتوانم تاکسی سوار شوم.
How do I get to city center? چطور میتوانم به مرکز شهر بروم؟
Where can I get a taxi? کجا میتوانم یک تاکسی سوار شوم.
Can I rent a flat? آیا میتوانم یک آپارتمان اجاره کنم؟
Where can I park my car? کجا اتومبیلم را میتوانم پارک کنم؟
Can I rent a holiday cottage? آیا میتوانم یک ویلا اجاره کنم؟
How can I make such pilot چگونه میتوانم با خلبان جمله بسازم
Can I rent a bungalow? آیا میتوانم یک خانه ویلایی اجاره کنم؟
Can I pay by credit card? آیا میتوانم با کارت اعتباری پرداخت کنم؟
Where can I get butane gas? کجا میتوانم گاز بوتان تهیه کنم؟
Can I make an appointment for friday? آیا میتوانم برای روز جمعه وقت قبلی بگیرم؟
whatever هر انچه
that which انچه
whatever انچه
as for as i know انچه من میدانم
as far as i can see انچه من می فهمم
so far as تا ان اندازه که انچه
as far as in me lies انچه از من بر می اید
oive such as you have انچه که داریدبدهید
for a iknow انچه من می دانم
what هرچه انچه
for aught i know انچه من میدانم
i lent him what money i had انچه پول ...
ties of friendship انچه دوستی اقتضامیکند
more than needs بیش از انچه بایسته
penful انچه در یک قلم جا گیرد
makefast انچه قایق را به ان میبندند
pitcherful انچه دریک سبوجابگیرد
purview of a book انچه کتابی فرامیگیرد
he did his level best انچه از دستش برامدکرد
the needful انچه باید کرد
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
it purports that انچه از این فهمیده میشوداین که .....
layered انچه مربوط به لایه ها باشد
capful انچه دریک کلاه جابگیرد
my recollectio of it is انچه من بیادمی اورم اینست
my sentiment toward him انچه من راجع باواحساس میکنم
out of sight out of mind از دل برود هر انچه از دیده برفت
do the necessary انچه باید کرد بکنید
the requirements of the law انچه درقانون قید شده
cartful انچه دریک گاری جا بگیرد
whatsoe'er هیچ هیچگونه هرقدر انچه هرانچه
bound انچه که کارائی یک سیستم رامحدود میکند
he undid what i had done انچه من رشته بودم او پنبه کرد
i paid his d. wages مزد او را انچه لازم بود دادم
penny worth انچه برابر یک پنی میتوان خرید
redefinable انچه مجددا قابل تعریف است
the document purports that انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
findings انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
whaterer هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
fortuitism اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
finding انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
what you see is what you get انچه می بینید همان است که بدست می اورید
i speak under correction انچه می گویم ممکن است درست نباشد
i overpaid him for his work مزد کارش را بیش از انچه حقش بود دادم
fortuist کسیکه معتقداست که انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده است
nemo dat quod non habet هیچ کس نمیتواند انچه راکه مالکش نیست را به دیگری دهد
breach of trust کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
materialism فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
gurantee عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
lapful به قور یک دامن انچه در یک دامن جاگیرد
whateer هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
halfpennyworth انچه به نیم پنی خریده شود ارزش نیم پنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com