Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (5 milliseconds)
English
Persian
as for as i know
انچه من میدانم
for aught i know
انچه من میدانم
Other Matches
goodness knows
من چه میدانم
i wot
میدانم
goodness
من چه میدانم خدا
as for as i know
تا انجا که من میدانم
i know that he will come
من میدانم که او خواهد امد
i take your world for it
قول شما را سند میدانم
i know how to do it
میدانم چطور باید اینکار را کرد
whatever
هر انچه
that which
انچه
whatever
انچه
as far as in me lies
انچه از من بر می اید
i lent him what money i had
انچه پول ...
what
هرچه انچه
oive such as you have
انچه که داریدبدهید
for a iknow
انچه من می دانم
so far as
تا ان اندازه که انچه
as far as i can see
انچه من می فهمم
ties of friendship
انچه دوستی اقتضامیکند
more than needs
بیش از انچه بایسته
purview of a book
انچه کتابی فرامیگیرد
he did his level best
انچه از دستش برامدکرد
penful
انچه در یک قلم جا گیرد
makefast
انچه قایق را به ان میبندند
the needful
انچه باید کرد
pitcherful
انچه دریک سبوجابگیرد
suit yourself
هر چه دلتان میخواهد بکنید من چه میدانم چه بکنید
it purports that
انچه از این فهمیده میشوداین که .....
layered
انچه مربوط به لایه ها باشد
so far as i can guess
انچه من میتوانم حدس بزنم
the requirements of the law
انچه درقانون قید شده
my recollectio of it is
انچه من بیادمی اورم اینست
out of sight out of mind
از دل برود هر انچه از دیده برفت
my sentiment toward him
انچه من راجع باواحساس میکنم
do the necessary
انچه باید کرد بکنید
capful
انچه دریک کلاه جابگیرد
cartful
انچه دریک گاری جا بگیرد
i did all in my power
انچه در توانم بود کردم
bound
انچه که کارائی یک سیستم رامحدود میکند
the document purports that
انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
redefinable
انچه مجددا قابل تعریف است
whatsoe'er
هیچ هیچگونه هرقدر انچه هرانچه
penny worth
انچه برابر یک پنی میتوان خرید
i paid his d. wages
مزد او را انچه لازم بود دادم
he undid what i had done
انچه من رشته بودم او پنبه کرد
i speak under correction
انچه می گویم ممکن است درست نباشد
fortuitism
اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
whaterer
هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
findings
انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
what you see is what you get
انچه می بینید همان است که بدست می اورید
finding
انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
i overpaid him for his work
مزد کارش را بیش از انچه حقش بود دادم
nemo dat quod non habet
هیچ کس نمیتواند انچه راکه مالکش نیست را به دیگری دهد
fortuist
کسیکه معتقداست که انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده است
breach of trust
کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
gurantee
عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
lapful
به قور یک دامن انچه در یک دامن جاگیرد
whateer
هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
halfpennyworth
انچه به نیم پنی خریده شود ارزش نیم پنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com