Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
English
Persian
purview of a book
انچه کتابی فرامیگیرد
Other Matches
whatever
هر انچه
that which
انچه
whatever
انچه
for aught i know
انچه من میدانم
for a iknow
انچه من می دانم
as far as i can see
انچه من می فهمم
as for as i know
انچه من میدانم
so far as
تا ان اندازه که انچه
as far as in me lies
انچه از من بر می اید
i lent him what money i had
انچه پول ...
oive such as you have
انچه که داریدبدهید
what
هرچه انچه
the needful
انچه باید کرد
penful
انچه در یک قلم جا گیرد
ties of friendship
انچه دوستی اقتضامیکند
makefast
انچه قایق را به ان میبندند
more than needs
بیش از انچه بایسته
pitcherful
انچه دریک سبوجابگیرد
he did his level best
انچه از دستش برامدکرد
literay
کتابی
literary
کتابی
scribal
کتابی
bookman
کتابی
bookish
کتابی
by the book
کتابی
it purports that
انچه از این فهمیده میشوداین که .....
out of sight out of mind
از دل برود هر انچه از دیده برفت
my sentiment toward him
انچه من راجع باواحساس میکنم
my recollectio of it is
انچه من بیادمی اورم اینست
do the necessary
انچه باید کرد بکنید
layered
انچه مربوط به لایه ها باشد
capful
انچه دریک کلاه جابگیرد
so far as i can guess
انچه من میتوانم حدس بزنم
i did all in my power
انچه در توانم بود کردم
cartful
انچه دریک گاری جا بگیرد
the requirements of the law
انچه درقانون قید شده
credenza
قفسه یا جا کتابی
the a of a book
خوانندگان کتابی
Duch arch
قوس کتابی
edition
[ed.]
[of a book]
ویرایش
[کتابی]
edition
[ed.]
[of a book]
چاپ
[کتابی]
book learning
علم کتابی
carpenter stopper
خفت کتابی
whatsoe'er
هیچ هیچگونه هرقدر انچه هرانچه
the document purports that
انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
redefinable
انچه مجددا قابل تعریف است
penny worth
انچه برابر یک پنی میتوان خرید
bound
انچه که کارائی یک سیستم رامحدود میکند
he undid what i had done
انچه من رشته بودم او پنبه کرد
i paid his d. wages
مزد او را انچه لازم بود دادم
flex x
خرج انفجار کتابی
book move
حرکت کتابی شطرنج
to inset a sheet in a book
برگی را در کتابی گذاشتن
when reading a book
در حال خواندن کتابی
needle book
سوزن دان کتابی
bookplayer
شطرنج باز کتابی
delectus
کتابی که پارههای برگزیده
To bind a book.
کتابی را جلد کردن
i speak under correction
انچه می گویم ممکن است درست نباشد
fortuitism
اعتقادباینکه انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده
whaterer
هرچه انچه هرانچه هرقدر هیچ گونه
finding
انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
what you see is what you get
انچه می بینید همان است که بدست می اورید
findings
انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
the forthcoming book
کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
to license a book
اجازه چاپ کتابی را دادن
to wade through a book
بکندی وزحمت کتابی راخواندن
with out book
برون سند کتابی ازبر
i had never seen such a book
من هرگز چنین کتابی ندیده ام
versions
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
version
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
he presented abook to me
کتابی بمن پیشکشی کرد
he presented me with a book
کتابی بمن پیشکشی کرد
book draw
تساوی کتابی یا تئوریک شطرنج
i overpaid him for his work
مزد کارش را بیش از انچه حقش بود دادم
to put any one through a book
کسیرا وادار بخواندن کتابی کردن
pedantry or pedantism
پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
interpolator
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
scissors and paste
تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
fortuist
کسیکه معتقداست که انچه درطبیعت پیداشده اتفاقی بوده است
nemo dat quod non habet
هیچ کس نمیتواند انچه راکه مالکش نیست را به دیگری دهد
interleave
برگ سفید لای صفحات کتابی گذاشتن
booklore
علم کتابی معلومات ناشی از مطالعه کتاب
rubricator
کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
interleaf
برگ سفید که لای برگهای کتابی بگذارند
sexto
کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
to read a book
کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
to prefix a chapter to a book
فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
accession number
نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
grangerism
ارایش کتابی باموادچاپی یاعکس هایی که ازکتابهای دیگرببرند
what not
قفسه گنجه طاقچه دار کتاب دان جا کتابی
A to Z
کتابی حاوی اطلاعات مربوط به نقشه راههای یک شهر یا ناحیه مشخص
White Paper
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Papers
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
breach of trust
کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
glossarist
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
duodecimo
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
twelvemo
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
gurantee
عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
lapful
به قور یک دامن انچه در یک دامن جاگیرد
whateer
هرانچه انچه هرانچه هرقدر هرچه
epitomist
شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
blue book
کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
halfpennyworth
انچه به نیم پنی خریده شود ارزش نیم پنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com